در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمانی که در سال 1360 مسعود رجوی همراه ابوالحسن بنی صدر به فرانسه گریختند، این محل که یک خانه ویلایی کوچک و محل زندگی دکتر صالح رجوی (برادر بزرگتر مسعود رجوی) در فرانسه بود به مقر فعالیتهای سازمان مجاهدین خلق تبدیل شد. بتدریج و در طول زمان تعدادی از ویلاهای مجاور آن در کنار رودخانه اواز (Oise) خریداری و به این محل اضافه شد و ساختمانهای قدیمی خراب و بناهای جدید احداث شد. دیوارهای آن هم روز به روز بالاتر رفت و سیمهای خاردار برفراز آنها پدیدار و سرانجام به یک دژ و پادگان نظامی تبدیل شد. لازم به ذکر است که با توجه به فوج ژاندارمهای فرانسوی مستقر در اطراف این پادگان که حفاظت آن را به عهده دارند، این دیوارهای بلند و سیمهای خاردار بر فراز آنها نه برای ممانعت از ورود افراد غریبه به داخل آن، بلکه از جهت جلوگیری از فرار افراد اسیر در داخل آن به خارج تعبیه شدهاند. خروج نزدیکترین نیروهای سازمان از این پادگان صرفا با اجازه کتبی بالاترین مسوولان امکانپذیر است. همچنین خروج تکنفره از این پادگان ممنوع بوده و افراد باید به صورت جمعی خارج شوند تا کنترل بیشتری بر کار آنها در خارج از پادگان مربوط وجود داشته باشد. در داخل این پادگان همچون پادگان اشرف، مقررات ویژه فرقهای حاکم است که هرگونه ارتباط با دنیای بیرون را از هر نظر محدود میکند.
با عزیمت مسعود رجوی به عراق در سال 1365 و تشکیل ارتش آزادیبخش ملی و تأسیس پادگان اشرف در عراق تحت حاکمیت صدام حسین، این پادگان همچنان نقش خود را به عنوان مقر ثانویه برای دادن پشتیبانی به عملیات نظامی سازمان در داخل کشور و اعمال کنترل بر نیروهای خارج از کشور حفظ کرد. پادگان مریم در حاشیه پاریس طی 27 سال گذشته به عنوان ستاد فرماندهی مجاهدین خلق عمل کرده و هماکنون به مثابه قلعهای محصور از منظر بیرونی و آزمایشگاهی برای رباتسازی در درون تشکیلات عمل میکند. بنابراین این مقر طی 5 سال اقامت مسعود رجوی در فرانسه و همچنین طی 17 سال حضور وی تحت حاکمیت صدام حسین در عراق و حتی بعد از ناپدید شدن او نقشی حیاتی در خط نظامی و فرقهای مجاهدین ایفا کرده است.
این مکان به نوعی نقشی را که پادگان اشرف در عراق ایفا میکند در اروپا برای سازمان به عهده دارد. بعد از سقوط دیکتاتوری صدام حسین در عراق نقش این پادگان دو چندان شد.
شهرک اورسورواز در شمال فرانسه یا همان پادگان مریم علاوه بر هدایت اقدامات تروریستی، ستاد اصلی هدایت ماشین تبلیغاتی منافقین نیز هست
پادگان مریم در فرانسه در عین حالی که تنظیمکننده مناسبات داخلی (درون تشکیلاتی) سازمان است، روابط بیرونیاش را نیز تنظیم میکند و مسوولیت تمامی اتفاقاتی که از ناحیه مجاهدین (چه در پادگان اشرف در عراق و در هر نقطه دیگر جهان) به وقوع میپیوندد به عهده این مقر است که خصوصیات آن به صورت محوری عبارتند از:
مرکز و ستاد فرماندهی استراتژی (جنگ مسلحانه) سازمان مجاهدین خلق و بازوی نظامی آن یعنی ارتش آزادیبخش ملی است. این مرکز طی 3 فاز عملیات مسلحانه سازمان مجاهدین خلق، همیشه نقش خود را به نوعی ایفا کرده است.
مرکزی امن برای عناصر تئوریک و ایدئولوگ سازمان مجاهدین خلق وجود دارد که مسوولیت تبیین متدولوژی فرقهای را برای کنترل ذهن نیروهای سازمان در عراق و در غرب به عهده دارند.
ظرف سیاسی و ستاد اصلی مجاهدین و ویترین سیاسی سازمان، یعنی شورای ملی مقاومت در خارج از کشور است. این شورا که ابتدا در سال 1360 با اتحاد مسعود رجوی و ابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهور وقت رژیم تشکیل شد، در حال حاضر تماما پوششی بوده و برای ژستها و فیگورهای دموکراتیک و خنثیسازی وجهه تروریستی سازمان مجاهدین خلق به کار گرفته میشود که رجوی آن را صرفا بر اساس یک ضرورت سمبلیک و تاکتیکی و نه یک اصل دموکراتیک پذیرفته است.
گفتنی است که نگاه سازمان مجاهدین خلق به کار سیاسی همواره در مسیر نظامی و مشروعیت بخشیدن به آن بوده است. مسعود رجوی فیالنفسه به کار سیاسی اعتقادی ندارد و تا جایی به آن میپردازد که جاده صافکن کار نظامی باشد.
ظرف ستاد سازماندهی اجرایی در زمینههای تبلیغی، نیرویی، مالی، ارتباطی، اطلاعاتی، جاسوسی و جنگ روانی سازمان است. پادگان مریم در حومه پاریس، ستاد اصلی مجاهدین خلق برای هدایت ماشین تبلیغاتی است. کار تبلیغات هم البته نهایتا در خدمت کار نظامی و مشروع کردن ترور است. برنامههای جذب نیرو و اعزام آنان به عراق برای گرفتن آموزشهای تروریستی و انجام عملیات در داخل ایران نیز از همین مقر هدایت میشوند. این ستاد همچنین موظف است انجمنهای پوششی برای اخذ کمکهای مالی را سازماندهی کند تا نیروهای فعال در کار مالی اجتماعی سازمان بتوانند در قالب پوششهای جعلی از مردم اخاذی کنند. مواردی همچون مالی اجتماعی، مالی ویژه، تصاحب ارثیه، بنیادهای خیریه جعلی، انجمنهای ساختگی پوششی و... تماما در پادگان مریم برنامه ریزی و سازماندهی میشوند. تخلیه اطلاعاتی و جاسوسی روی ایرانیان و جداشدگان و تهدید و ارعاب آنان و به راه انداختن جنگ روانی علیه اعضای ناراضی جدا شده و منتقدان و مخالفان تحت عنوان جنگ سیاسی نیز از وظایف همین مقر محسوب میشود.
بعد از اشرف، نماد قدرت سازمان در تبلیغات بیرونی و فعالیتهای سیاسی و دیپلماتیک است.
بنابراین پادگان مریم در استان سرژی پونتواز در فرانسه، مشابه پادگان اشرف در استان دیاله در عراق، یک مقر ژئوپلیتیک (تشکیلاتی، نظامی، سیاسی، تبلیغی، نیرویی، مالی و...) از بیرون و یک مقر مانیپولاسیون و کنترل نیروها (ایدئولوژیک) از درون به حساب میآید که هر دو مقر البته تأثیرات مخربی بر محیط خود علاوه بر ساکنان اصلی خود داشتهاند.
در واقع 2 پادگان اشرف و مریم به نوعی لازم و ملزوم یکدیگر بوده و بدون یکی، دیگری پایدار نمیماند. چنانچه هر کدام از این دو به هر دلیل برچیده شود، تأثیرات تخریبی خود را بر دیگری خواهد گذاشت. بدون پادگان مریم در فرانسه، استفاده تبلیغی و نیرویی از پادگان اشرف میسر نخواهد بود و بدون پادگان اشرف در عراق، حیات و کار پادگان مریم در اورسورو از فرانسه از موضوعیت خواهد افتاد.
توضیحات
پادگانهای اشرف و مریم در عراق و فرانسه در حقیقت نامهای همسران اول و سوم مسعود رجوی، اشرف ربیعی و مریم قجر عضدانلو است.
مسعود رجوی جز اشرف و مریم، همسر دیگری نیز به نام خانم فیروزه بنیصدر (دختر سیدابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهور اسبق ایران) داشت که براساس یک تاکتیک (برخلاف ازدواجهای تشکیلاتی) انجام گرفته بود. این ازدواج با جدایی آقای بنیصدر از رجوی به طلاق منجر شد.
گفتنی است که مریم رجوی تنها خانم عضو سازمان مجاهدین خلق است که دارای همسر بوده و اجازه دارد با نام همسرش معرفی شود. بقیه خانمهایی که عضو فرقه رجوی هستند در جریان انقلاب طلاق از همسران خود جدا شده و حق ندارند با نام همسران خود شناخته شوند.
تحریریه بنیاد خانواده سحر، نوامبر 2008
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: