در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«من از یک سال قبل حال و روز بهتری پیدا کردم و بعد از مدتها و بهتر بگویم سالها، توانستم کمکم راه بروم و به روزهای جوانیم بازگردم. مدتها بود که از درد شدید زانوهایم رنج میبردم و علت آن هم همان طور که در پروندههای پزشکی من ثبت شده، آرتروز شدید و ساییدگی استخوانها بود که سبب میشد به سختی روزگارم را سپری کنم. در تمام طول 5 سالی که من از کمکهای نقدی دولت استفاده میکردم چارهای جز این که با صرفهجویی زندگی کنم نداشتم و همه سعی و تلاشم این بود که این پول را که مبلغ زیادی هم نبود به نحوی تقسیم کنم که گذران زندگیم راحتتر باشد و با وجود شرایط جسمانی که داشتم به مشکلات بیشتر گرفتار نشوم.
گناه بزرگ من که جایی هم برای توجیه آن وجود ندارد اطلاعندادن در مورد بهتر شدن شرایط جسمانیام بود که در یک سال اخیر و با استفاده از روش جدید «مگنت تراپی» به وقوع پیوسته و من با کمک آن توانستم بعد از مدتها از درد طاقتفرسا خلاص شوم. کوتاهی من، تنها در این 12 ماه اخیر بوده و اصلا نمیتوانم زیر بار پرونده قطور و اتهامات بسیاری بروم که اکنون برایم دردسرساز شده است».
آقای نایجل بارنز، مرد 48 سالهای است که متهم است مدت 5 سال در حالی که سلامت جسمانی کامل داشته از کمکهای نقدی دولت استفاده کرده و در واقع مرتکب کلاهبرداری شده است.
این مرد که به ناچار وکیلی اختیار کرده تا از او دفاع کند، مدعی است در طول سالهایی که از دولت کمکهای نقدی دریافت میکرده تا زندگیاش را بگذراند، از مشکلات جسمانی جدی رنج میبرده که نمیتوانسته کار کند و به ناچار همه زندگیش به این پول بستگی داشته است. ادعایی که از نظر بازرسان که او را صحیح و سالم یافتهاند ادعایی دروغین است و او طی مدت حدود 5 سال، سالانه 9 هزار پوند به عنوان کمک هزینه دریافت کرده که هیچ لزومی برای آن وجود نداشته و در واقع کلاهبرداری از دولت بهشمار میرود. در صورت متهم شناخته شدن آقای بارنز او علاوه بر پرداخت تمامی پولهایی که در این سالها دریافت کرده دستکم 6 سال نیز حبس خواهد شد.
ادعای متهم در دفاع از خود
«برای من جای تعجب دارد چطور ممکن است افرادی که پرونده مرا بررسی کردهاند ادعا کنند تمامی حرفهای من دروغ است. این به معنی آن است که من در طول همه این سالها توانستهام آنقدر بازیگر خوبی باشم که راه رفتن به سختی و مشقت را واقعی جلوه دهم و در نتیجه بتوانم سالانه 9 هزار پوند پول به حسابم واریز کنم. این که آنها مدعی هستند دفاعیات من را قبول نمیکنند از روی سختگیری و بدبینی بیش از اندازه آنهاست. زمانی که من تحتپوشش حمایتهای دولت قرار گرفتم، انواع و اقسام آزمایشها و عکسها از من گرفته شد و به اثبات رسید به علت شرایط بسیار بد جسمانی که برایم به وجود آمده دیگر قادر به کار کردن نیستم و در صورت قطع شدن کمکهای دولت، ممکن است در مدت کوتاهی حتی از گرسنگی به شرایط وخیم برسم.
این عکسها همگی در پروندهام موجودند که نشان میدهند زانوهای من بشدت آسیب دیده و قدرت راه رفتن را از من گرفته بودند. درد شدید تا حدی بود که برخی شبها تا صبح ناله میکردم و حتی به توصیه پزشکان دستکم 20 کیلوگرم وزن کم کردم تا لااقل پاهایم وزن کمتری تحمل کنند.
در مدتی هم که کمکهای دولتی به حسابم واریز میشد همواره با قناعت خرج میکردم و مدام تصور میکردم این پول از مالیاتهایی است که شهروندان هموطنم پرداخت میکنند و من از این که بیمار شده و به ناچار باید از این منابع استفاده میکردم شرمسار بودم. وقتی حال بهتری پیدا کردم با خودم فکر کردم لااقل تا چند ماه دیگر هم از این کمکها استفاده کنم تا در فرصتی مناسب واقعیت بهتر شدن درد پاهایم را گزارش کرده و مسوولان مربوطه را مطلع کنم و همه این مدت 12 ماه بیشتر نبوده است».
پرونده قطور نایجل
طبق آنچه در پرونده پزشکی نایجل بارنز درج شده است او با کلاهبرداری و در واقع حیله و نیرنگ توانسته ادعای خود را مبنی بر داشتن مشکلات جدی در زانوهایش و عدم توانایی در کار کردن به اثبات برساند و با این روش طی سالها بدون آن که کوچکترین مشکلی داشته باشد هم به فعالیتهای روزانه خود ادامه داده و هم از دولت پول میگرفته است.
فیلمهای مخفی گرفته شده از این مرد نشان میدهد، او نهتنها در یک محل بلکه در دو محیط کاری مختلف و در دو شیفت مشغول به کار بوده و هرگز مشکلی از لحاظ فعالیتهای روزانه نداشته است. فیلمها و عکسهای گرفته شده که ضمیمه پرونده نایجل هستند به طور واضح او را در حال جابهجا کردن بستههای بزرگ مواد غذایی برای فروشگاه محل کارش در شیفت صبح و منتقل کردن انواع جعبههای پستی برای محل کار شیفت بعدازظهرش که دفتری پستی بود، نشان میدهند که هیچ نشانی از حرکت به سختی و حتی کوچکترین دردی در او ندارند. شرایطی که متهم با ادعای آنها در طول این سالها توانست پول ماهانهای از دولت بگیرد که با 2شیفت کار کردنش مقدار قابل توجهی شده و او را به پیش خرید خانهای در حومه شهر رساند.
بازرسان دولتی که با تماس فردی ناشناس در جریان کلاهبرداری بزرگ نایجل قرار گرفته و در طول 4 ماه زیر نظر گرفتن او توانستند تمامی رفتارها و حرکاتش را ضبط کرده و حتی منزل خریداری شدهاش را شناسایی کنند با تکمیل پرونده و ارائه آن به دادگاه راه فراری را برای این متهم که زیر بار گناهش نمیرود بجا نگذاشتهاند. اتهاماتی که سالها زندان و پرداخت جریمه نقدی را برایش در پی خواهد داشت.
درمانهای معجزهآسا
«وقتی با نامه بلندی که به منزل اجارهای من در لندن ارسال شده بود مواجه شدم ناگهان دنیا روی سرم آوار شد. باورم نمیشد که عکسهای فرستاده شده از من واقعیت داشته باشند و طی ماهها مدام زیر نظر دوربینهای بازرسان دولتی بودهام و خودم بیخبر از همه جا به زندگی عادی ادامه میدادهام. از یک سال قبل با پیشنهاد یکی از دوستانم به پزشکی معالجه کردم.
او با ایجاد میدان مغناطیسی در اطراف کاسه زانوها سبب بهتر شدن وضعیت درد مفاصلم میشد و کمکم متوجه شدم از لحاظ جسمانی در شرایط بسیار بهتری قرار گرفتهام. نمیدانم که خاصیت این نوع درمان بود یا این که سالها استفاده از قرص و دارو بالاخره سبب شده بود من از درد زانوهایم راحت شوم و مثل فردی عادی به فعالیت بپردازم. به محض این که شرایطم را بهتر دیدم در یک فروشگاه استخدام شدم و تصمیم گرفتم با فعالیت بیشتر لااقل ماهیچههایم را قوی کرده و بتوانم به خودم بیشتر کمک کنم.
تنها موضوعی که وجود داشت این بود که من از دولت به طور ماهانه کمک هزینه زندگی دریافت میکردم که در صورت بهتر شدن شرایط جسمانیام باید آن را اطلاع میدادم و هر چه زودتر ارسال پول را قطع میکردم.
برای من که نمیدانستم بهبود کامل یافتهام یا نه، اطلاع دادن کاری غیرعقلانی به نظر میرسید. این بود که تصمیم گرفتم تا زمانی که از وضعیتم به طور کامل مطمئن نشدم به زندگیام ادامه بدهم و حتی شغل دومی هم بگیرم که سرگرم باشم و کمتر به درد پاهایم فکر کنم.
در پرونده قطوری که برایم تشکیل شده و کپی کامل آن به در منزلم ارسال شد، ادعا کردهاند من در طول همه این 5 سال زندگی سخت و پر از درد، فردی سالم بودم و حتی عکسهای زانوهایم هم تقلبی بودهاند، اما اینها دروغی بیش نیست و من هیچ کدام از آنها را قبول ندارم و زیر بارش نمیروم.
خانهای هم که صاحب شدم هیچ ارتباطی با پولهایی که از دولت گرفتهام ندارد و آن را با ارثیه کوچکی که از خاله متوفیام به من رسید پیشخرید کردهام و هنوز هم سندی به نام من که ثابت کند مالک آن خانه هستم، وجود ندارد.
به نظرم بازرسان با بزرگ کردن پروندهام سعی دارند کمکهای مالی به افراد نیازمند را زیر سوال ببرند تا بعدها بتوانند با تکیه بر آن از مسوولیتهای خود بکاهند.
من و وکیلم همه سعیمان را میکنیم و تمامی مدارکی را که لازم است نشان میدهیم تا بالاخره ثابت کنیم بیشتر آنچه در پرونده من درج شده بزرگنمایی است و اتهام بزرگ من، بهتر شدن اما خبر ندادن به افرادی بوده که در زمان بیپولی و سختی زندگی به کمکم آمده و دستم را گرفته بودند».
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: