در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
القصه موضوع امروز ما در مورد پارتی و....
بوستانی: نمیدانم این چه مرضی است که همیشه اصرار داری مقدمه بیربط بنویسی.
...: ای بابا، کجای این مقدمه بیربط بود؟
خوشکلام: راست میگوید طفلک مقدمه به این زیبایی!!
دلگشا: به نظر من شاهکار بود در حد....
سیانکی: شما که اصلا نفهمیدید چرا الکی تایید میکنید؟!
کاشفپور: قسم میخورم این میرزا بنویس هیچی نمیفهمد و تا الان هم با پارتیبازی به اینجا رسیده.
دلگشا: به کجا رسیده؟
بوستانی: به جایی نرسیده بنده خدا، ضمنا خدا را شکر که پارتیبازی در جامعه امروز ما جایگاهی ندارد.
کاشفپور: جناب بوستانی از شما که از خیلی چیزها خبر دارید! این حرف بعید است.
خوشکلام: البته پارتیبازی یک جورهایی ریشه در فرهنگ ما دارد.
سیانکی: بله متاسفانه امروزه برای هر کاری که بدون پارتی اقدام کنید یا انجام نمیشود یا هزار بار پدر محترمتان جلوی چشمتان میآید تا کار تمام شود.
کاشفپور: منظورتان این است که سیستم معیوب است و باید زیرمیزی داد؟
آیدین: اولا اسمش زیرمیزی نیست و پول چای است، دوما کی از زیرمیزی دادن حرف زد.
خوشکلام: این کاشفپور هم فقط گیر میدهد.
بوستانی: بگذریم، من در خصوص پارتیبازی خاطره جالبی از آقای رجبآبادی دارم....
کاشفپور: من این آقای رجبآبادی را خوب میشناسم، همکار ما بود دیپلم نداشت، اما دکتر صدایش میکردند.
سیانکی: جناب کاشفپور اجازه بدهید آقای بوستانی خاطرهاش را تعریف کند.
بوستانی: عرضم به حضورتان که این آقای رجبآبادی دوستی داشت که از بد حادثه رئیس سازمان ما شد...
کاشفپور: این رئیس جدید خیلی آدم بیسواد و....
آیدین: اگر گذاشت آقای بوستانی خاطرهاش را تمام کند.
کاشفپور: ببخشید جناب بوستانی بفرمایید.
بوستانی: بله، آقای رجبآبادی یک کارمند ساده بود، اما به دلیل دوستی با جناب رئیس مدیر پروژههای سازمان شد و....
کاشفپور: آقا در این پروژهها بخور بخوری بود که....
خوشکلام: آقای کاشفپور اگر دوباره بحث را منحرف کنید مجبور به اعمال خشونت میشویم.
بوستانی: داشتم میگفتم، آقای رئیس یکهو خیلی ارتقا پیدا کرد (احتمالا آقای رئیس هم دوستانی داشته اند)، ما هم خوشحال از رفتن آقای رئیس منتظر فرصتی بودیم تا دق دلی این چند ساله را سر رجب آبادی خالی کنیم، اما از شانس بد ما رجبآبادی هم با آقای رئیس رفت و....
کاشفپور: رجبآبادی آن ارگان جدید را هم به گند کشید.
بوستانی: دقیقا، خلاصه هر چقدر آقای رئیس پیشرفت میکرد رجب آبادی هم تند و تند پست عوض میکرد و... .
کاشفپور: بله رجبآبادی مدام خرابکاری میکرد و... .
بوستانی: آقای سیانکی لطفا آن چسب را بیاورید دهان کاشفپور را بچسبانیم خلاص شویم.
خوشکلام: نه آقا این کارها سرکوبگرانه است، خوب این بنده خدا هم مثل خیلیها جوگیر که میشود کنترل حرفهایش را ندارد، چرت و پرت میگوید، شما ببخشید.
کاشفپور: دیگر حرف نمیزنم، شما بفرمایید.
بوستانی: اصلا از گفتن ادامه ماجرا منصرف شدم به نظرم آخرش چیز خوبی از کار در نمیآید.
آیدین: البته این نمونه خیلی کوچکی از پارتیبازی است، از این دست موارد کم نداریم.
سیانکی: بله خیلیها بر اساس روابطی که دارند در جایگاههای بالایی قرار گرفتهاند.
آیدین: من بدبخت چقدر درس خواندم به این امید که شاید به جایی برسم اما....
خوشکلام: از همان اول راه را اشتباه رفتی، نیازی به تحصیل نبود، بدون مدرک هم خیلی کارها میشود کرد.
سیانکی: نصف مدت دانشگاهت را اگر دنبال پارتی میگشتی الان کارهای شده بودید.
بوستانی: متاسفانه اینگونه موارد سبب سرخوردگی روحی و روانی خیلی از جوانها شده است.
آیدین: بله این حس که هر کاری بکنید باز هم به جایی نمیرسید خیلی حس بدی است.
خوشکلام: تا زمانی که شایسته سالاری حاکم نشود، همین است دیگر.
سیانکی: خوب به خاطر همین چیزهاست که به ما میگویند جهان سومی.
دلگشا: فرمودید جهان سومی یادم افتاد به جام جهانی هم صعود نکردیم.
سیانکی: کلا هم دلگشا خیلی تعطیل است هم ما خیلی بدبختیم.
بوستانی: ای آقا با حرف زدن که درست نمیشود باید یک کار اساسی کرد.
بله با حرف زدن درست نمیشود، اما در مورد پارتیبازی و رانت و روابطی که در تمام اموری که باید بر اساس ضابطه و شایستهسالاری انجام گیرد، در مورد کسانی که در جایگاه واقعی خود نیستند، در مورد... ناگفتههای بسیاری هست که نمیشود گفت و گرنه به قول شاعر:
قصهها توانم ساخت
غم نان اگر بگذارد
مهیار عربی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: