شرکت بازی سازی راک استار را کسی نیست که نشناسد، دلیل آن هم کاملا مشخص است؛ زمانی که بازی کردن روی ویندوز در حال رونق گرفتن بود، شرکت راک استار بازی محبوبی به نام GTA را به دنیا معرفی کرد که برعکس بیشتر بازیهای زمان خود، داستان خطی نداشت و شما عملا باید برای پیشروی در بازی کمی به مغزتان فشار میآوردید.
راک استار سعی کرد سریهای محبوب خود مانند مکس پین یا جی تی ای را در طول سالهای آینده هم ادامه دهد. به همین دلیل یکی ازنقاط اشتراک گیمرهای نسل قبل و جدید سریهای بازی شرکت راک استار است. به نظر، هم گیمرها و هم راک استار از ساختن بازیهایی که داستان آنها در زمان حال ادامه داشته باشد خسته شده باشند. به همین دلیل این شرکت سعی کرد با قرض گرفتن نقاط قوت بازیهای خود مانند تجربه موفق سبک Open World در جی تی ای و گرافیک فوقالعاده Red Dead Redemption و همچنین خلق داستانی متفاوت بتواند بازی جدیدی به نام L.A Noire را به گیمرها هدیه دهد.
L.A Noire باید شما را یاد 2 بازی بیندازد؛ جی تی ای و بازی مافیا. اول آن که شما را به یاد جی تی ای میاندازد، چون برند راک استار گیم را ابتدای بازی مشاهده میکنید و همچنین این دو بازی از شما میخواهد ماموریتهایی در طول بازی انجام دهید و دوم این که شما را به یاد مافیا میاندازد، چرا که محیط و فضای بازی این دو تقریبا به یک زمان اختصاص دارد. نقش شخصیت بازی در Noire کاملا با مافیا متفاوت است پس حتما این موضوع گیمپلی بازی را تغییر میدهد.
داستان بازی در دهه ۴۰ میلادی در شهر لسآنجلس اتفاق میافتد. واژه Noire در زبان فرانسه به معنی تاریکی و سیاهی است و به نظر همین کلمه برای توصیف حال و هوای آن زمان و بازی کافی باشد. Cole کسی است که شما هدایت آن را در بازی به عهده دارید. جنگ جهانی تازه به پایان رسیده و کول که از سربازان این جنگ بوده است حال به استخدام نیروهای پلیس لسآنجلس یا LAPD در آمده است. ابتدای بازی شما به عنوان کارآگاهی که در دایره مواد مخدر و قاچاق فعال است، بازی را شروع میکنید.
قسمت اصلی بازی از یک سری پروندههایی تشکیل شده است که شما باید اولین مراحل حل این پروندهها را از زمانی آغاز کنید که توسط مافوقتان دستور میگیرید و به سراغ حادثهای که در فلان خیابان افتاده است بروید. البته اتفاقهایی که بعد از وقوع یک جنایت برای شما میافتد باز هم به خودتان ربط دارد؛ به این دلیل که زود یا دیر رسیدن در محل وقوع میتواند کار شما را آسان یا مشکلتر کند. حال که همراه دستیارتان به صحنه جنایت رسیدید باید هوش خود را به کار بگیرید و مانند یک کارآگاه عمل کنید. از زمانی که به محل مورد نظر میرسید موسیقی به آرامی شروع به نواختن میکند، خیلی زود متوجه میشوید که این موسیقی بزرگترین کمککننده به شماست. برای این که بتوانید جتایتکاران را به دام بیندازید باید از اشیای باقیمانده در محل وقوع جنایت استفاده کنید. تا زمانی که سرنخ مهمی در محل وقوع جنایت وجود داشته باشد و شما آن را ندیده باشید، این آهنگ ادامه پیدا میکند و وقتی کار شما تمام شد، آهنگ هم قطع میشود. اما این همه ماجرا نیست. شما نیاز دارید برای اطلاعات بیشتر از کسانی که در صحنه وجود داشتند سوالاتی بپرسید پس در L.A Noire ما هم چنین کاری را انجام میدهیم. وقتی سوالی از شهروندی بپرسید با توجه به جوابی که به شما داده است، 3 گزینه برای شما نمایش داده میشود: یا میتوانید به حرف او اعتماد کنید یا شک کنید و همچنین بدانید او حتما دروغ میگوید. شاید ابتدای بازی از این موضوع خیلی هیجانزده بشوید ولی در طول ۲۰ پروندهای که طی بازی باید آنها را به نتیجه برسانید، شاید تکرار کردن این دستورالعملها کمی خستهکننده باشد. علاوه بر این بعد از حل کردن چند پرونده میتوانید براحتی تشخیص دهید که چه کسی دروغ میگوید و چه کسی راست. اگر فرد مورد نظر به شما دروغ بگوید سعی میکند به هر جایی غیر از شما نگاه کند و میکوشد از شما فاصله بگیرد و به طور روان نمیتواند با شما صحبت کند، ولی کسی که راست بگوید به طور مستقیم به شما نگاه میکند و آثاری از اضطراب در چهره او مشخص نیست. البته مجبورید در طول بازجویی به دفترچه ای که همه شواهد را در آن ثبت کردهاید مراجعه کنید تا بتوانید با توجه به گفتههای فرد مورد نظر، درست تصمیم بگیرید. در حقیقت هیچ راهی نیست که شما نتوانید یک پرونده را از دست بدهید؛ یعنی جدا از این موضوع که اگر کول در حین انجام ماموریت کشته شود دوباره از نقطه چک پوینت شروع به بازی کنید، اگر در حین ماموریت هم کار اشتباهی انجام بدهید مثلا به حرف کسی که دروغ میگوید اعتماد کنید، تغییر زیادی در روند حل پرونده پیش نمیآید و این موضوع میتواند کمی کسلکننده باشد.
فضای بازی خیلی حرفها برای گفتن دارد. اجازه دهید از نقطه بد آن شروع کنیم؛ ماشینهایی که در خیابان مشاهده میکنید قاعدتا بسیار قدیمیتر از آن چیزی است که در جی تی ای میدیدید. شاید به یاد بازی مافیا بیفتید، اما پیشنهاد میکنم این دو بازی را اصلا در این زمینه مقایسه نکنید. شما همانند جی تی ای میتوانید ماشینی را که دوست دارید به دست بیاورید ولی نه با مشت و لگد! بلکه به دلیل پلیس بودن میتوانید از صاحب ماشین بخواهید از ماشین پیاده بشود. طراحی ظاهر ماشینها چنگی به دل نمیزند، حداقل در چنین بازیای انتظار میرفت طراحی بهتری برای آن صورت بگیرد. همچنین رانندگی با این ماشینها هم بسیار خشک است و هیچگونه هیجانی را به بازیکننده منتقل نمیکند. البته تعقیب و گریزهایی که به وسیله ماشین انجام میشود یکی از نقاط قوت بازی است.
نگران نباشید! در L.A Noire هنوز کسانی وجود دارند که بخواهند کشته بشوند و شما هم هنوز تفنگی در دست دارید که بخواهید آنها را بکشید! ولی انتظار آزادی عملی که در جی تی ای وجود داشت نیز L.A Noire داشته باشید. در بسیاری از مراحل تعقیب و گریز (که بسیاری از آنها با پای پیاده است) شما مجبورید از سلاح استفاده کنید.
بجز خودروهای ناامیدکننده بازی، دیگر نقاط فضای بازی از بهترین گرافیکی که تا به حال دیدهاید، برخوردار است. راک استار گیم سعی کرده است از ساختمانهای شهر گرفته تا رژلبی که در محل وقوع حادثه بر زمین افتاده است، به طبیعیترین حالت ممکن طراحی شود. اگر نزدیک ساختمانها بشوید بخوبی میتوانید دقت طراحی را در آنها ببینید، همچنین کاراکترهای بازی در بهترین حالت خود قرار دارند و شما میتوانید بخوبی از چهره آنها، احساسشان را درک کنید و حرکات کاراکترها نسبت به جی تی ای بسیار طبیعیتر شده است.
این بازی بدون صداگذاری فوقالعاده خود حرفی برای گفتن نداشت. در هر مکانی که وارد میشوید دقیقا مطابق با همان مکان، صداهایی مانند گفتوگوی انسانها را میشنوید که باعث میشود احساس کنید واقعا زندگی در کنسول شما جریان دارد.
L.A Noire بسیار بازی قابل توجهی است و گیمپلی ۲۰ ساعته آن حتما میتواند شما را روزها به خود مشغول کند، بدون آن که از آن خسته بشوید البته به نظرم L.A Noire هنوز جای پیشرفت بیشتری دارد و نسخه اول بازی به پختگی لازم نرسیده است. در بهترین حالت میتوان به بازی نمره نه و نیم از ۱۰بدهیم.
مسعود گرجیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم