بیست زدگی را از مدرسه بیرون کنیم

بررسی تنگناهای نظام آموزش و پرورش در میزگرد صاحبنظران
کد خبر: ۴۰۷۲
دکتر حسینی : برای ارائه راهکارهای کارآمد در هر زمین ، اولین گام شناخت مشکلات و موانع است . به اعتقاد من مشکل اساسی در وزارت آموزش و پرورش ، ساختار بوروکراتیک آن است که ساختار بسیار متورم و کندی دارد. به همین دلیل در سالیان گذشته هربار که به این سیستم نگاه اصلاح گرایانه شده ، یکی از جدی ترین مشکلات را همین ساختار متورم دانسته اند و شاید یکی از علل ضرورت اصلاحات در نظام آموزش و پرورش ، وجود همین ساختار متورم و بسیار گسترده است.مساله مهم دیگر، بدنه اجرایی وزارت است که معمولا در آن با نگرشهای سنتی مواجه هستیم و هرگاه بنا بوده نگرشهایی جدید در این وزارتخانه مطرح شود، با نوعی مقاومت مواجه بوده ایم . به نظر می رسد ایجاد یک توافق جمعی در پذیرش دیدگاه های نو ضروری است ما باید آموزش را با نوآوری های جدید پیوند دهیم وزارت آموزش و پرورش شاید جزو وزارتخانه هایی است که کمتر دچار این تحول یعنی گرایش به نوآوری ها شده است . برای همین است که ما در بحث فناوری های آموزشی ، بسیار فقیر هستیم ، و یا در بخش کتابهای درسی ، تقریبا به همان سبک و سیاق سی تا چهل سال گذشته عمل می کنیم ؛ یعنی هنوز حجم کتابها انبوه است ، اما بسیاری از مطالب مورد نیاز دانش آموزان در کتابها به چشم نمی خورد. نظام ارزشیابی هم متاسفانه با یک نگرش سنتی انجام میشود.یک پژوهش صورت گرفته نشان می دهد معمولا ورودی های آموزش و پرورش آدمهای بانشاط، کنجکاو و جستجوگرند؛ اما خروجی آنها کسانی هستند که دیگر پرسشی از هیچ چیز ندارند. این موضوع نشان می دهد فرایندی که یک دانش آموز در آموزش و پرورش طی می کند، متاسفانه فرآیندی است که به نوعی نخبه کشی در نظام آموزشی منجر میشود.در بحث برنامه ریزی آموزشی ، ما با اشکالات اساسی روبه رو هستیم . ما هنوز نتوانسته ایم از فناوری های جدید نرم افزاری در نظام آموزشی بهره ببریم . این مطلب به این مفهوم نیست که مثلا وزارت گزارش بدهد که ما این تعداد رایانه تهیه کرده ایم . مهم این است که این مقوله در چرخه نظام آموزشی ما وارد نشده است و فرهنگ استفاده از این وسایل آموزشی به ما داده نمیشود.دکتر عباسعلی اللهیاری : در وهله اول باید ببینیم اهدافی را که ما برای آموزش و پرورش متصور شده ایم ، آیا قابل دسترسی است ؛ که به نظر من این اهداف بسیار دست نیافتنی است . در واقع این اهداف بیشتر از جهت نظری مطرح شده و در مرحله عمل پاسخ مثبتی نگرفته ایم.به عبارت دیگر، ما در آموزش و پرورش شاهد گسستی بوده ایم ؛ گسست میان اهداف منظور شده و رفتار کسب شده دانش آموزان در قبال این اهداف.نکته مهم دیگر این است که ما باید از چه روشهایی در آموزش و پرورش استفاده کنیم . متاسفانه در حال حاضر ما از روشهایی استفاده می کنیم که اصطلاحا روشهای مستقیم ، معلم محور با حاکمیت کتاب و تقریبا خلاقیت کش نامیده می شوند. به جای آن که به تفکر خلاق بپردازیم ، فقط به پرورش حافظه دانش آموز توجه داریم ، که یکی از ابعاد عقلانیت انسان است . ببینید ما برای پرورش مهارت های اجتماعی ، ایجاد یک شهروند خوب و آموزش زندگی جمعی چقدر کار کرده ایم . تقریبا بهترین دانش آموزان ما که پیشرفت تحصیلی خوبی دارند، به لحاظ برقراری ارتباط اجتماعی با یک غریبه مشکل دارند و یا به لحاظ تحمل ناکامی ها و سرخوردگی هایی که بطور طبیعی در زندگی روزمره به وجود می آید، بسیاری از دانش آموزان باهوش و مستعد ما از لحاظ تحصیل مشکل دارند. همه اینها نشان می دهد که ما در پرورش همه جانبه شخصیت دانش آموز مشکل داریم . به همین دلیل در بحث اصلاحات در نظام آموزشی، اصلاح روشها و سپس محتوا باید مورد نقد قرار بگیرد.امروزه در دنیا می کوشند به آموزش حالت اوقات فراغت بدهند؛ به عکس در کشور ما فعالیت آموزشی را ساعتهای رسمی و برنامه ریزی شده و با نظم خاص می دانند و اوقات فراغت هم چیز دیگری است . این رویگردانی دانش آموزان از درس و علاقه آنان به تعطیلات ، نشانگر آن است که فعالیت های آموزشی حالت سختی گرفته است و با انگیزه و روحیات دانشآموز منطبق نیست.دکتر جعفر کامبوزیا: به نظر می رسد امروزه به لحاظ نظری بیشتر مسوولان دریافته اند که اشکالاتی در نظام آموزش و پرورش وجود دارد و تغییرات اساسی هم لازم است . یکی از تغییرات لازم در نظام آموزشی ، تبدیل کتاب محوری به پژوهش محوری است . نکته دیگر هم که اشاره شد، بحث ارزشیابی است که 20 زدگی را کنار بگذاریم و نظام ارزشیابی را دگرگون کنیم . چرا اکنون بچه کلاس اولی را که هنوز هیچ درکی از مشکلات ندارد، در همان وهله اول با مشکل نمره و امتحان روبه رو می کنیم ؛ به اعتقاد من افزون بر ارزشهای آموزشی ، باید ارزشیابی پرورشی کودکان و دانش آموزان هم صورت بگیرد و یقینا پرورش به صورت غیرمستقیم کاراتر خواهد بود. همچنین این نکته مهم است که بسیاری از ناهنجاری های موجود در اجتماع به همان دوران مدرسه و تحصیل برمی گردد؛ بنابراین نظام آموزش و پرورش کارآمد، نوعی پیشگیری از بسیاری ناهنجاریها است.دکتر حسینی : به هر حال از صحبتهای دوستان نتیجه می گیریم که ساختار آموزشی ما در حال حاضر به گونه ای است که دانش آموز از محیط مدرسه گریزان است و این به ساختار سنتی ما برمی گردد که طبیعی است جواب نمیدهد.مساله بعدی ، استفاده از فرهیختگان و نخبگان در برنامه ریزی آموزشی است . باید زمینه برای جذب نخبگان در وزارت آموزش و پرورش آماده شود. نکته دیگر این که تغییر در یک بخش ، به علت منطبق نبودن با کل سیستم ، جواب نمی دهد و شاید هم بر مشکلات بیفزاید. البته این احساس نیاز به یک تحول در ساختار آموزشی کشور پدیده مبارکی است که امیدواریم آموزش و پرورش بتواند از این فرصت طلایی استفاده کند.دکتر اللهیاری : معلمان ، تاثیرگذارترین عامل در فرآیند توسعه هستند. بنابراین در جریان برنامه ریزی ، مشارکت دادن این قشر بسیار ضروری است و استفاده از ایده های یک میلیون و اندی معلم می تواند واقعی ترین نیازهای دانش آموزان باشد و بستر اصلی توسعه کشور از همینجا شروع میشود.نکته مهم دیگر، بحث یکپارچه سازی در آموزش و پرورش است و تفکیک تیزهوشان و معدلهای بالا از بقیه دانش آموزان نمی تواند درست باشد. امروزه در کشورهای توسعه یافته ، از کودکستان به دانشگاه و از دانشگاه به کودکستان نگاه میکنند.تاثیر گذاران در بودجه گله مندند که آموزش و پرورش بودجه زیادی را به خود اختصاص می دهد، و تقریبا15 درصد منابع ملی به آموزش و پرورش اختصاص دارد. از سوی دیگر، دوستان در آموزش و پرورش معتقدند که این بودجه کم است . ما چگونه می توانیم این تعارض را حل کنیم ؛ امروزه در کشورهای توسعه یافته دنیا حدود85 درصد بودجه در خود مدرسه صرف می شود؛ در حالی که در نظام آموزش ما95 درصد این بودجه فقط حقوق و دستمزد معلمان است ؛ بنابراین فقط5 درصد بودجه صرف پیشرفت تحصیلی و پرورش دانش آموز می شود.دکتر حسینی : تا هنگامی که دید دولتمردان ما این باشد که آموزش و پرورش هزینه بر است و در آن سر مایه گذاری اساسی صورت نپذیرد، همان خواهد شد که گزارش سازمان ملل نشان می دهد که نقش نیروی انسانی در کشورهای جهان سوم در تولید ثروت بسیار پایین است . البته تامین معیشت معلمان به صورتی که تنها دغدغه درس را داشته باشند، بسیار مهم است و مجلس می تواند در بهبود این بودجه و ساماندهی آن کمک کند.دکتر اللهیاری : نکته مهمی که اشاره شد، این است که ما باید زمینه جذب نخبگان را به آموزش و پرورش مهیا کنیم و از سوی دیگر از خروج نیروهای نخبه از سیستم آموزشی جلوگیری کنیم . در حال حاضر80 درصد نیروی انسانی مافوق دیپلم و پایین تر هستند و باید در هر سال 40 هزار نیروی متخصص تربیت کنیم ؛ در حالی که تمام مراکز تربیت معلم و دانشگاه ها در سال فقط4 هزار معلم تربیت می کنند و از همین 4 هزار هم در سال 79 فقط450 نفرشان را جذب کرده ایم.به هر حال امروزه ضرورت اصلاحات در وزارت آموزش و پرورش کاملا احساس می شود و آموزش و پرورش باید تلاش کند تا کارکردهای خود را متناسب با نیازهای جدید جامعه تعریف کند تا بتواند دانش آموز را نه به عنوان شهروند ملی ، بلکه به عنوان یک شهروند جهانی اثرگذار تربیت کند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها