در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حال حاضر این پرسش بر فضای روزمره سیاست سنگینی میکند که زاپاترو چه کار خواهد کرد و انتخابات سراسری چه زمانی برگزار خواهد شد؟ اما این پرسش در بیرون از محافل بسته سیاسی تنها مسالهای فرعی به شمار میآید. مساله و پرسش مردم اسپانیا چیز دیگری است: این خشم و طغیان به کجا خواهد رسید؟ آیا این خشم بر کلیت فرهنگ سیاسی تاثیری خواهد داشت؟ آیا خواستهای طغیانگران مبنی بر اعمال اصلاحات رادیکال در سیستم سیاسی و اقتصادی واقعگرایانه است؟
کانون جنبشی که از 15 تا 22 فوریه یعنی در خلال مبارزات انتخاباتی تصویر جدیدی از دموکراسی اسپانیایی را ارائه کرد همان میدان اصلی و مرکزی شهر مادرید بود. آن چندین هزار نفری که در شب اول به میدان آمدند علاوه بر روشنفکران و جوانان علاقه مند به سیاست، شهروندان ناامیدی بودند که از طریق ابزار امروزه رایج در میان جوانان یعنی از طریق فیس بوک، توییتر و ایمیل و پیامک فراخوانده شدند. به این ترتیب بود که باز هم در شب دوم به تعداد این جمعیت اضافه شد به طوری که در شب پیش از برگزاری انتخابات، شمار آنان به بیش از 40 هزار نفر رسید. البته پیش از آن یک دادگاه هرگونه تجمعی را ممنوع اعلام کرده بود اما وزارت کشور اسپانیا در اقدامی هوشمندانه اعلام کرد که آن گردهمایی میتواند ادامه داشته باشد به شرط آنکه همچنان مسالمتآمیز باقی بماند و تظاهرکنندگان از شرکت افراد در انتخابات جلوگیری نکنند.
از قرار معلوم دولت اسپانیا در آن زمان حتی تصور هم نمیکرد که این گردهمایی مسالمتآمیز و آرام و منظم بتواند به یک جنبش بزرگ تبدیل شود، جنبشی متشکل از مردمی مایوس و به تنگ آمده از بیعدالتیهای اجتماعی و بیعلاقه به احزاب و سیاستمداران موجود. آن تجمعی که در آغاز تنها از شمار زیادی جوان تشکیل شده بود به ناگاه با حضور افراد میانسال و سالخورده ابعاد گستردهای یافت. با این حال این جمعیت به صورتی باورنکردنی مسالمتآمیز و با شعارهای خلاقانه و طنزآمیز و دیسیپلینی مثال زدنی خشم خود را ابراز کردند. و این واقعیتی بود که بسیاری از بانیان گمنام این حرکت هم روی آن حساب نکرده بودند. افرادی چون آن دانشجوی معماری یعنی یون آگیر سوخ و آن وکیل دعاوی یعنی فابیو گاندارا (هر دو 26 ساله) از درک آنچه روی میداد عاجز بودند اما بازتاب غافلگیرانه این حرکت در عرض 48 ساعت از آنان کسانی ساخت که استاد بداههکاری بودند.
به دنبال دموکراسی واقعی
از چند هفته قبل از انتخابات بحث بر سر این بود که چگونه میتوان به بهترین شکل ممکن نارضایتیها از نرخ 45 درصدی بیکاری و حکومت انحصاری دو حزب بر همه سطوح کشور و روند فزاینده فساد را بیان کرد. به همین خاطر شعاری طرح شد که همه این خواستهها را در خود داشت: ما ابزار دست سیاستمداران و بانکداران نیستیم. برای این پروژه که امروز دموکراسی واقعی نام دارد، وبسایتی نیز درست شد و بالاخره به کمک فناوری نوین اطلاعاتی مفاد پروژه به اطلاع عموم رسید. طرفداران پروژه در صفحههای فیس بوک و توییتر این شعارها را پیشنهاد میدادند: بگذارید مردم اموراتشان را خود اداره کنند، زمان خشم و طغیان فرا رسیده است و...
بی تردید آگیر و گاندارا در پی ناآرامی بودند اما آنچه پیش آمد و ابعادی که به خود گرفت، شگفتآور بود. پروژه دموکراسی واقعی نمادی عینی از شکل گیری نوعی فرهنگ خصم آلود در اسپانیا به شمار میآید. آگیر و گاندارا روز 15ماه می کنفرانسی خبری با حضور 3 خبرنگار تشکیل دادند. این سه خبرنگار تا 48 ساعت قبل از رویداد میدان مرکزی مادرید، اصولا از آن خبر نداشتند. جالب آنکه هیچیک از این سه نفر مطلبی از آن جلسه منتشر نکرد زیرا به عقیده آنان، خواست چند نفر برای تغییر دموکراسی اصولا ارزش خبری نداشت.
نکته: مردم حاضر در گردهمایی اعتراضی شهر مادرید میدانند؛ اکنون زمان تجربه و آزمایش فرارسیده است. آن شورها و شگفتیها بتدریج خاموش میشود و حال باید استقامت و پایداری را جایگزین حرکات خود جوش کرد
در همان حال و در بیرون از آن به اصطلاح محفل، فاز اصلی رقابتهای انتخاباتی آغاز شده بود و کاندیداهای پارلمانهای ایالتی و شوراهای شهر به رقابت با یکدیگر مشغول بودند. البته این رقابتها مانند همیشه در اسپانیا تنها میان چپ گرایان و محافظه کاران جریان داشت، دو حزبی که در راس آنها زاپاترو و ماریانو راخوی قرار دارند. و این بار از قبل معلوم بود که حزب زاپاترو یا همان حزب حاکم بازنده این انتخابات است و محافظه کاران بزرگترین پیروزی تاریخ خود را جشن خواهند گرفت. پس از آن هم طبق معمول طرف بازنده در آستانه کناره گیری و طرف برنده در ابرها سیر خواهد کرد و وعدهها خواهد داد.
هواداران دموکراسی واقعی اگرچه با بی توجهی ناظر این انتخابات بودند اما نمیتوان ادعا کرد که تاثیر خاصی بر نتیجه آن داشتهاند. سوسیالیستها شکست را به گردن این گروه میاندازند و ادعا میکنند که تحریم انتخابات از سوی این جوانان معترض موجب ریزش آرای آنان شده است. اما سخنگویان پروژه دموکراسی واقعی از طریق اینترنت این ادعا را رد میکنند و عقیده دارند که شکست سوسیالیستها حاصل عملکرد خود آنان بوده است. و البته این گفته حقیقت دارد. زیرا اگرچه هواداران این جنبش جدید انتخابات را تحریم کردند اما این گروه اصولا تفاوتی میان راست گرایان و سوسیالیستها قایل نیستند و هیچیک را برتر از دیگری نمیدانند. و این پیام مردمی بود که در مادرید گردهم آمدند. از نظر آنان نتیجه این انتخابات نشان دهنده دوری مردم از سیاستمداران فعلی است.
رو به آینده
آگیر و همکارانش هنوز در این مورد که آیا این مدل پیشنهادی آنان یعنی اعتراضهای مدنی و حق طلبیهای دموکراتیک از پایین به بالا موفقیتآمیز خواهد بود یا نه پاسخی ندارند. آنان بسیار خوشبین هستند و بر روی بازتابهای جهانی این جنبش حساب میکنند و در نظر دارند دفاتر دموکراسی واقعی را در سراسر جهان تاسیس کنند و به فعالیت هایشان حداقل تا زمان برگزاری انتخابات سراسری ادامه دهند.
آگیر میگوید: هدف مشخص ما ایجاد تغییرات در سیستم سیاسی و اقتصادی است. سیاستمداران باید دنباله رو خواستهای شهروندان باشند و این کار در یک دموکراسی واقعی امکانپذیر است. این گروه فهرست بلندبالایی از خواستههای خود را تدوین کردهاند. تدوینکنندگان این فهرست نیز افراد ناشناسی هستند که طبق یک قرارداد نانوشته باید از افشای نقش خود در این کار خودداری کنند.
اما در آینده چه پیش میآید؟ قرار است گردهماییها آخر هر هفته برگزار شود و اعضای پروژه تا زمان برگزاری انتخابات سراسری که پاییز و یا مارس 2012 برگزار خواهد شد به فعالیتهای خود ادامه دهند. پایگاه اصلی آنان اینترنت است اما از رسانههای قدیمی نیز استفاده میشود. در هفته جاری نیز گردهماییهای تقریبا کوچکی در میادین اصلی مادرید برگزار شد که هدف آن مشاوره و بحث در مورد فعالیتهای آینده بود. البته همه این بحث و مشاورهها در اینترنت هم ادامه دارد.
اما مشکل اصلی جنبش؟ تا اینجای کار خودجوشی پروژه دموکراسی واقعی و دیگر گروههای فعال، امر جذاب و جدیدی بوده است.
بسیاری از کسانی که تنها از روی کنجکاوی به دیدن آن گردهمایی بزرگ میرفتند واکنشهای مثبتی به این طغیانگران مسالمت جو نشان میدادند. اما مردم حاضر در آن گردهمایی میدانند که اکنون زمان تجربه و آزمایش فرارسیده است.
آن شورها و شگفتیها بتدریج خاموش میشود و حال باید استقامت و پایداری را جایگزین حرکات خود جوش کرد. برای همه افراد و فعالانی که از آغاز یا بعدا به جنبش جوانان اسپانیا پیوستند روشن است که تنها با پایداری و گستردهتر کردن خواستها میتوان به پیروزی رسید و چه بسا جنبش نوین اسپانیا تبدیل به یک مدرسه اروپایی شود.
دی سایت / مترجم: محمدعلی فیروزآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: