انقلابی که امپراتوری تزارهای روسیه را در ماه اکتبر 1917 با کشتن همه خاندان تزار به اضمحلال کشاند و کاخ سرخنمای «کرملین» را که محل زندگی و حکمرانی امپراتوری تزار بود، حفظ کرد تا در آیندهای نزدیک تبدیل به مقر جدید امپراتوری کمونیستی طبقه کارگر یا به قول ادبیات خودشان طبقه پرولتاریا روسیه نوین گردد.
گرچه حقیقت بزرگی به نام دینستیزی در تاریخ فلسفه سیاسی و فرآیند دلآزاری به نام لیبرالیسم تاریخی، تمدن دموکراسی غرب سالها پیش از این حادثه شروع شده بود و دین و قدرت دینی را دچار ضعف و شخصیتهای دینی را بیزبان و توان ساخته بود، اما پس از یک دهه از تاسیس امپراتوری جدید کمونیستی، جنگ با دین و قدرت دینی صورتی دیگر یافت. خشونت کلمات و زبان و ادبیات ضددین، تبدیل به خشونتی رسمی و رفتاری فرهنگی و نوگرا گشت و زشتی و وحشتناکی دینستیزی و هرگونه حمله و درندهخویی علیه دین و شخصیتهای دینی، پشت نقاب زیباییشناسی کمونیستی، جلوهای دیگر پیدا کرد و از آن به عنوان ضرورتهای تحول و پیشرفت یاد شد.
البته این ضرورتهای تحول، قبل از اینکه به عرصه فرهنگهای ملی و کشورهای جهان بویژه کشورهای خاورمیانه اسلامی راه پیدا کند در حوزه فرهنگهای ملی و نژادی که تحت سیطره حاکمیت امپراتوری کمونیستی شوروی قرار داشت، اجرا گشت؛ یعنی حملههای سازمانیافته و پرخشونت علیه دین و شخصیتهای دینی و نیز اماکن دینی.
فرمان حمله به این سه محور دین، توسط خود لنین از دفتر کارش در کاخ کرملین صادر شد و خشونت سهجانبه نوین کمونیستی، علیه کشورها و جمهوریها آغاز، تمامی مساجد بسته و مدارس ملی و علوم دینی برای همیشه تعطیل شد. تدریس علوم مذهبی به هر شکل ممنوع اعلام شد و اجرای هر گونه مراسم مذهبی به عملی خطرناک و رفتاری ضدکمونیستی تبدیل شد. مجازات مرگ و اعدام و سختگیریهای رعبآفرین برای جلوگیری از هرگونه اقدام و حرکت دینی، مقاومت ظاهری جوامع را سست کرد و اعدام شخصیتهای برجستهای همچون شیخ شهید بادکوبهای که از پرچمداران بنام دین و قرآن بود ترس از امپراتوری نوین کمونیستی را همچون زوزه دستهجمعی گرگها پراکنده کرد و به این گونه ضرورت تحول و نوگرایی، پیشرفت بیرحمانه و خوفناک خویش را آغاز کرد.
آری، به این ترتیب یکی از خونینترین جنگهای فرهنگی در درون امپراتوری وسیع روسیه کمونیستی از سال 1920 تا پایان دهه 60 میلادی در جریان بود. جنگی تمام و کامل علیه همه مظاهر و علامات و نشانههای دین اسلام و مسلمان و مسلمانی! جنگی پر از زشتی و آزارهای فرهنگی که از دیدگاه محققان و مفسران تاریخ کمونیسم با تعمد و تعقل، خط خورده شد تا پرونده مظلومیت دین اسلام، تاریخی نشود و به دادگاه قضاوت و داوری تاریخ حقیقی قرن بیستم کشانده نشود.
دعوت کمونیستی
یکی از پدیدههای مهم و تاملبرانگیزی که طی این سالها در تاریخ خاورمیانه نقشآفرینی فرهنگی داشت و هماکنون در تفسیرها و تجزیه و تحلیلهای تاریخی کارشناسان و مفسران خاورمیانه اسلامی متاسفانه سخنی از آن نیست، تاریخ بیحاصل و بینتیجه دعوت کمونیستی 50 ساله است.
امپراتوری کمونیستی روسیه پس از خاموشسازی فعالیت دینی در میان ملل مسلمان جنوب که در سیطره حاکمیت کاخ کرملین قرار داشت به فراسوی مرزها پرداخت و دعوت کمونیستی را به صورت پنهانی آغاز کرد. در نیمه دوم حکومت رضاخان پهلوی، یعنی در سال 1312 که فعالیت حزب کمونیست ایران غیرقانونی اعلام شد، بیش از یکسال از حرکت و تلاش زیرزمینی و مخفی حزب توده گذشته بود. با این حال 52 نفر از اعضای اصلی این حزب، دستگیر و زندانی شدند و چراغ دعوت کمونیستی تا شهریور 1320 خاموش نگه داشته شد.
در آستانه دهه 30، دعوت کمونیستی به صورت پنهان و سپس نیمهآشکار و آشکار در کشورهای اسلامی خاورمیانه شروع شد و پرتوهای اندیشه کمونیستی در سراسر سرزمینهای خاورمیانه پخش شد. گرچه حزب کمونیستی بعث در میان احزاب کمونیستی از همه مقتدرتر و سازمانیتر بود و برای مدتی طولانی توانست کشور عراق را به سیطره چنگال مخوف خویش درآورد؛ اما این ظاهر ماجرا بود!
در جهانبینی و جامعهنگری کمونیستی، از آن رو که دین، بزرگترین مانع پیشروی جامعه تلقی میشود، از همان آغاز حملههای سنگین و پرآتشی علیه دین و شخصیتهای دینی و نیز تفکر دینی شروع میشد تا خاورمیانه را از دین دور یا متنفر سازد؛ زیرا بزرگترین هدف بلندمدت دعوت کمونیستی «خاورمیانه بدون دین و خدا» بود.
هنگامی که این دعوت سیاه و شیطانی، بالهای پرقدرت خویش را از دریای مدیترانه تا سواحل خلیجفارس میگسترد، بیش از 30 سال بود که امپراتوری غرب، استراتژی تحقیر دین و اسلام را در همه کشورهای خاورمیانه آغاز کرده بود و با ترویج ارزشها و زیباییهای تمدن غربی به دنبال خاورمیانهای گریزان و دلزده از اسلام، قرآن و دین بود.
آری، خاورمیانه بیش از 50 سال در بازوان مقتدر 2 قدرت امپراتوری غرب و امپراتوری شوروی کمونیستی، جغرافیای جنگ بزرگ فرهنگی بود که اصلیترین هدفشان بیرونراندن دین اسلام، خدا و قرآن بود! اینک، چشم جهان در برابر بزرگترین نمایش تاریخی خاورمیانه نهتنها کاملا گشوده شده که آکنده از حیرت و شگفتی شده است. خاورمیانه با همه تاریخ تلخ و شیرین خود اکنون به پاخاسته است تا بگوید خدا را دوست دارد، اسلام را نیز دوست دارد و با شور و شعف و قدرت، نماز میخواند تا شهادت دهد «الله اکبر...».
سینا واحد
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم