در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در زمانی که برای اولین بار این سریال پخش شد، مخاطب انتظار داشت با یک اثر متفاوت و دقیق روبهرو شود، بخصوص با تیزرها و تریلرهایی که از آن پخش شد، این انتظار تقویت شده بود. شیوه فیلمبرداری و بازیگرانی که در فیلم بازی میکردند نیز این فرض را قوت میبخشید.
بالطبع سریال در آغاز پخش باید بخش عظیمی از انتظارات را پاسخ میداد. باید در تمامی سطوحش اثبات میکرد که صلاحیت این حجم از هزینه و وقت را دارد و آن را به مخاطبش نیز القا میکرد، اما به جرات میتوان گفت یکی از ضعفهای سریال، تیتراژ آن بود؛ تیتراژی که اثری عالی و خاص نبود و اتفاقا همین نکته بود که شاید برای بیننده در برخورد اول کمی سردکننده مینمود.
برای سریالی در این سطح چیزی نظیر تیتراژ سریالهایی مانند هزاردستان، کیف انگلیسی و مدار صفر درجه انتظار میرفت، حال آن که تیتراژی معمولی و خوب داشت.
المانهایی که به عنوان کلیشه برای تمامی سریالهای تاریخی به کار میروند در این تیتراژ هم به کار رفته بود، خط نستعلیق و نور شمع و مهر و کاغذ کهنه! در صورتی که مثلا همین عوامل در تیتراژ هزاردستان به شکلی کاملا هنرمندانه به کار گرفته شده بود و آن را به یکی از آثار بیبدیل تاریخ سینما و تلویزیون تبدیل کرده است. متاسفانه در تیتراژ سریال در چشم باد، عدم خلاقیت به روشنی احساس میشد.
تصاویری که در ادامه به شکل متحرک به تصویر کشیده میشوند نتوانستهاند سلیقه بصری را ارضا کنند و شاید با این که نتوان ایراد عمدهای از تیتراژ سریال گرفت، اما همین مساله باعث میشود آن حجم از انتظارات در ذهن مخاطب شکسته شود و به خواستههایش از سریال دست نیابد.
بخصوص وقتی خیلی از عوامل دست به دست هم داده باشند نظیر موسیقی علیزاده.
میتوان به فراخور فضای قدرتمندی که این موسیقی فراهم میکند، خلاقیت زیادی به کار برد، اما این اقدام صورت نگرفته و با کمال تاسف، تیتراژ در چشم باد در همان سطح معمولی باقیمانده و فراتر از آن نرفته است.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: