هر برنامهای 2 وجه دارد: شکل و محتوا.
شکل: به هر آنچه میبینیم و میشنویم، فارغ از معانی، به دکور، شیوه نورپردازی، رنگ، نوع میزانسن و کادربندی و امثالهم شکل میگویند. به این عناصر، مجری را هم بیفزایید.
در وجه شکل برنامه، کاربرد موسیقی نیز سهم شایان توجهی دارد که بسته به نوع برنامه میتواند به تیتراژ محدود شود یا در ولهها و میان برنامهها نیز به کار رود.
محتوا: همه آن نیات، اهداف و منظورهایی است که از سوی متولیان برنامه مدنظر است تا به ارائه اطلاعات و مکنونات خود نائل شوند.
در نوشتار حاضر قصد بر این است که فقط درخصوص شکل و ظاهر برنامه نکاتی چند را ذکر کنیم و از منظر زیباییشناسی به یک برنامه تلویزیونی بپردازیم و همچنان که برشمردیم ظواهر دیداری و شنیداری برنامههای تلویزیونی در این نوشتار مدنظر است.
تاثیرگذاری هر برنامه تلویزیونی و نیل به اهداف متولیان برنامهسازی، مستقیم به وجوه ساختاری یک برنامه تلویزیونی بستگی دارد. هرچه وجه زیباییشناسی برنامه و جذابیتهای آن چشمگیرتر باشد، علاوه بر جذب مخاطب بیشتر، بینندگان با توجه جدیتری به تماشای آن برنامه خواهند نشست.
ساختار یک برنامه تلویزیون بسان چینش سرامیکهایی است که ضعف و فقدان دانش و کارآمدی در این امر، به کلیت یک برنامه لطمه خواهد زد.
حال بیایید باهم به هر کدام از عناصر تشکیلدهنده دیداری ـ شنیداری یک برنامه در منظر زیباییشناسی بپردازیم.
1 ـ دکور و نورپردازی: شاید بارزترین شکل زیباییشناسانه یک برنامه را دکور و نورپردازی آن نشان دهند. متاسفانه در غالب برنامههای سیما، کاستیهایی در ساخت دکور مشاهده میکنیم که نه به لحاظ معماری، شکل زیبایی را طراحی کردهاند و نه در اجرا به ظرایف توجه شده است. به صورتی که در نماهای بسته زمختیهای مصالح به شکل نازیبایی خود را نشان میدهند.
در موارد بسیار معدودی شاهد ساختار یک دکور با جنس برنامه مربوط هستیم و غالبا مفاهیم مطرح شده یک برنامه در بیشتر دکورها موضوعیت و نمودی ندارند.
همه به مقوله رنگ و تاثیرگذاری بصری و روانی آن واقفند. این را میتوان در انتخاب لباس اشخاص و طراحی و چینش لوازم در خانهها مشاهده کرد. طراحی و رنگ در هر خانهای نشانگر نوع شخصیت فرهنگی افراد آن خانه است. این نشانهها در خانه یک استاد دانشگاه به گونهای است که در همان نظر اول ماهیت خود را نشان میدهد یا در خانه یک کشاورز چینش لوازم خانه و ترکیب و رنگآمیزی به نوع دیگری است و نشان از فرهنگ متفاوتی دارد.
گاهی طراح دکور برنامهها با به کارگیری نشانههایی بسیار مستقیم و غیرابتکاری قصد دارد مفاهیم یک برنامه را به شکل کاملا کلیشهای نشان دهد و این یعنی سادهانگاری و فقدان نوآوری و خلاقیت.
طراحی دکور برنامههای تلویزیونی به دانش، هوش و جدیت در کار و شم هنری نیاز دارد و به آسانی حاصل نمیشود.1
2 ـ میزانسن و استقرار دوربینها: هر دو تخصص یاد شده در برنامههای استودیویی انفکاکناپذیرند و ضمن حفظ خواص و ویژگیهای خود، همچون تار و پود، درهم تنیده میشوند و حاصل مشترکی را عرضه میکنند. پسندیدهتر آن است که میزانسن مجری و مهمانان با در نظر گرفتن ابعاد هندسی و نظم زیباییشناسیای انجام گیرد.
شکل چینش خطی در یک زاویه بسته، نازیبا و غلط است و در نهایت انتخاب زاویه و کادر زیبا، به علت جاگیری افراد در منطقه نزدیک به خط فرضی، برای کارگردان هم راضیکننده نخواهد بود.
اما میزانسن در زاویهای متقارن زیباتر جلوه میکند و استقرار دوربینها نیز با پیروی از انتخاب زوایای متعدد قادر خواهند بود نماها و قاببندی بهتر و زیباتری ارائه کنند.
از دیگر اموری که در این بخش قابل اشاره است، انتخاب به موقع هر نمایی به وقت خود است. استفاده از کاتاویCUT-AWAY)2) در وقت مناسب که معمولا تصویر واکنش حس شخص یا اشخاصی است که به سخنگو3 توجه میکنند و همچنین انتخاب نمای به موقع از سخنگو. متاسفانه در موارد زیادی این الفبای اولیه نادیده گرفته میشود و بیننده را آزار میدهد. حال اگر در طول یک برنامه چندین بار این ندانمکاری صورت گیرد تا چه حد بیننده آزردهخاطر خواهد شد؟!
3 ـ اطاله کلام: در بسیاری از برنامهها به شکل ممتد به یک مبحث خاص پرداخته شده و از کاربرد یک تنفس اجتناب میکنند. یک تنفس میانبرنامه میتواند فقط یک وله چندثانیهای باشد که با استفاده از یک موسیقی مناسب4 فضای برنامه را مفرحتر میکند و از خستگی و ملال آن میکاهد.
4 ـ مجری: گزافهگویی نیست اگر ادعا کنیم سهم یک مجری در موفقیت یک برنامه یا عدم موفقیت آن تا چه حد تعیینکننده است.
یک مجری توانا و کارآمد قادر است سهم بسزایی در همه ابعاد برنامه داشته باشد. شیوه اجرای حرفهای او در ارائه زیبای برنامه، اداره برنامه، مفرح کردن و تاثیرگذاری در محتوای یک برنامه و جذابتر کردن آن بر هیچ کس پوشیده نیست. شوربختانه در کمتر برنامهای ما از حضور این گوهر برنامهسازی بهرهمندیم، بلکه بیشترین سهم از آن مجریانی است که نه سیمای مناسب5 و شخصیتی منطبق بر یک برنامه دارند و نه اساسا مختصات یک مجری حرفهای را در آنها میبینیم؛ مختصاتی که از هوش، تسلط، دانش، کارآمدی، روانشناسی رسانه ابتکار و... نشات میگیرد.
این کاستی را بپذیریم یا نپذیریم، در موفقیت یک برنامه یا عدم موفقیت آن سهمی تعیینکننده دارد.
تکمله
موفقیت در جذب مخاطب برای برنامههای تلویزیونی همچون همه کالاهایی که به خواهان آن عرضه میشود، لزوما نیازمند گزینش تولیدکنندگانی است که حرفه مربوطه را بشناسند و هر کدام آنها در زمینههای گوناگون تخصص خویش، هوشمند باشند، به دانش روز رسانه تسلط داشته و افزون بر آنها هنرمند و کارآمد باشند.
در راهبری و در راس این کارگزاران فرهنگی، فقط یک مدیر کارآمد و مدبر میتواند قرار گیرد تا بار کج به منزل نرسد؛ بنابراین مدیران شبکهها و مدیران گروههای تولیدی در این رزمگاه بار سنگینی بر دوش دارند. آیا تحمل این بار سنگین از عهده آنها برمیآید؟ یا تعدادی از این رزمندگان فرهنگی باید کار را به کاردانتر از خود بسپارند!
پانوشتها:
1 ـ منظور از خلق یک دکور مقبول، کاربرد پیچیدگیهای نالازم و مینیاتوری نیست، بلکه یک دکور مناسب در سادهترین شکل خود باید بیانگر وجوهی از زیباییشناسی و معانی باشد.
2 ـ CUT-AWAY به معنی میانبرش یا لایی است که به غلط با عنوان اینسرت (INSERT) از آن نام میبرند. حال آن که باید بدانیم اینسرت به تصاویری از اجسام بیجان، حیوانات یا تصویر قسمتهایی از اعضای بدن انسان مثل دست، پا، گوش، چشم و امثالهم میگویند و مطلقا به نماهایی از یک یا چند انسان یا چهره کامل او CU[(کلوزآپ)] نامگذاری نمیشود و کاربرد لفظ اینسرت در این خصوص اشتباه است.
3 ـ منظور از سخنگو، هر کدام از اشخاصی هستند که در حال صحبتاند و به یک شخص خاص در برنامه خلاصه نمیشود.
4 ـ استفاده از موسیقی در تیتراژ، ولهها و میانبرنامهها به آگاهی، شناخت و درک انواع موسیقی نیاز دارد و کاربرد بیمنطق و ناآشنای موسیقی نیز از جمله معضلاتی است که در این زمینه باید چارهاندیشی شود.
5 ـ منظور از سیمای مناسب مجری، زیبایی فتوژنیک یک مجری نیست که البته وجود این خصیصه یک امتیاز مثبت است، اما تسلط در اجرا، دانش، فراست و هنرمندی، لازمه خصایل یک مجری مناسب است. طبعا یک مجری با داشتن این ویژگیها اگر چهرهای دلنشین هم داشته باشد، آفرین بر او و باید گفت هر چه خوبان همه دارند تو یکجا داری!
علی پاکاریان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم