با عوامل سریال «ستاره های سربی»

روایت اعتیاد در قصه‌های تو در تو

آنچه یک اثر را به لحاظ فرم و ساختار با دیگر مقوله‌ها متفاوت می‌‌کند پرداخت جدید و نوع نگاه خاص و ویژه به محتوای آن اثر است. اینجاست که بحث بدعت و نوآوری حرف اول و آخر را در جذب تماشاگر می‌زند. چند هفته‌ای است که سریال «ستاره‌های سربی» به کارگردانی محمدرضا آهنج برای پخش 3 شب در هفته از شبکه 2 سیما در نظر گرفته شده است. مجموعه‌ای که با مشارکت ستاد مبارزه با مواد مخدر معضل اعتیاد را دستمایه قرار داده و سعی بر آن دارد که با نگاهی متفاوت به مساله اعتیاد، حرف تازه‌ای برای گفتن داشته باشد.
کد خبر: ۴۰۶۴۲۲

محمدرضا آهنج از آن کارگردان‌هایی است که هیچ‌گاه خودش را محدود به ژانر خاصی نکرده و همه این سال‌ها با ساخت آثاری چون به دنیا بگویید بایستد، عملیات 125، ملکوت و آثاری دیگر بخوبی ثابت کرده که رگ خواب مخاطب خود را می‌شناسد.

ستاره‌های سربی، قصه همه آدم‌هایی است که ناخواسته امکان دارد به خلاف کشیده شوند. وقتی به همان اندازه که سریال جنبه تفریحی و سرگرم‌کننده دارد بار آموزشی نیز به همراه داشته باشد آن وقت خیلی دور از انتظار نیست که بیننده ستاره‌های سربی، مشتاق دیدن آن باشد.

روایت زندگی همه شخصیت‌های این سریال در گرو مواجه شدن آنها با دختری به نام غزاله با بازی چکامه چمن‌ماه است؛ دختری که با وسوسه رسیدن به ثروت، درگیر فروش مواد مخدر می‌شود و مورد سوءاستفاده زنی به نام تهمینه قرار می‌گیرد. در این مجموعه نسرین مقانلو، چکامه چمن‌ماه، رضا توکلی، محسن افشانی، شراره دولت‌آبادی، رحیم نوروزی، فرخ نعمتی، علی عمرانی، امیرحسین مدرس، شیوا بلوریان، شبنم مقدمی و افشین سنگ‌چاپ ایفای نقش می‌کنند.

چرایی یک معضل خانمانسوز

اعظم تندرو، تهیه‌کننده مجموعه ستاره‌های سربی است. وی قبلا در زمینه نویسندگی و کار تولید فعالیت داشته و در سمت تهیه‌کنندگی، ستاره‌های سربی را اولین تجربه خود می‌داند.

وی می‌گوید: خوشبختانه برای ساخت این مجموعه شرایط خوبی پیش آمد و کار به مرحله تولید رسید. از ابتدا قرار بود کار با مشارکت ستاد مبارزه با مواد مخدر ساخته شود و آنچه برای همه ما اهمیت داشت ایجاد نگاهی جدید برای پرداخت به مساله اعتیاد بود. قدم اول انتخاب یک داستان خوب بود که پتانسیل لازم را برای یک مجموعه چند قسمتی داشته باشد. در عین حال هدف این بود که چرایی معضل اعتیاد را مد نظر قرار دهیم. شاید مهم‌تر از این‌که تنها شاهد زندگی فردی این است که بدانیم چه چیز باعث شده او گرفتار اعتیاد شود و این رسالت عمده مجموعه ستاره‌های سربی است. تندرو می‌گوید: ما نمی‌خواستیم کار سیاه باشد. اگر قرار بود تنها بدی‌ها را نشان دهیم و رسالتی انجام ندهیم چه فایده‌ای داشت؟ تهیه‌کننده در این‌باره توضیح می‌دهد: قرار بود ابتدا مجموعه به صورت اپیزودیک ساخته شود و کل مجموعه شامل داستان‌های مجزا از هم باشد. فکر می‌کردیم شاید مجموعه در این صورت انسجام و پیوستگی خودش را از دست بدهد و تصمیم بر آن شد که ساختار کلی به این شکل باشد که قصه‌ها از دل هم درآیند و مجموعه در 17 قسمت ساخته شد. تندرو، مشکل اصلی کار را در کمبود بودجه ذکر می‌کند و معتقد است: شاید اگر همراهی خوب دوستان نبود این مجموعه به این شکل ساخته نمی‌شد. هومان فاضل، بهترین انتخاب برای نویسندگی این مجموعه بود. ایده اصلی کار خودم بود و با همفکری فاضل، در نهایت ستاره‌های سربی به این شکل به نگارش درآمد.

وقتی قصه‌ها از دل هم درمی‌آیند

هومان فاضل، نویسنده مجموعه ستاره‌های سربی است. حدود 30 برنامه در حوزه کودک و نوجوان نوشته و سال‌ها‌ست که دستی بر نوشتن مجموعه‌های گوناگون دارد. وی درباره قصه ستاره‌های سربی می‌گوید: قصه‌های این سریال به ظاهر جدا و مستقل، ولی در عین حال موازی پیش می‌روند. بعد از مدتی قصه‌ها به واسطه یک نقطه مشترک به هم ارتباط می‌یابند، چراکه قرار است مجموعه روایت واحدی از یک موضوع داشته باشد.

فاضل می‌گوید: هدف اصلی نگارش این مجموعه بر آن بوده که قضاوت مستقیمی روی هیچ‌کدام از شخصیت‌ها صورت نگیرد و عکس‌العملی که مخاطب به هریک از شخصیت‌ها دارد به تصمیم خود او باشد، چراکه هرکدام از نقش‌ها به گونه‌ای نسبی و خاکستری طراحی شده‌اند.

فاضل می‌افزاید: به طور معمول در آثاری با مضامین اعتیاد، عرف بر این است که شخصیت‌ها تیپ‌سازی می‌شوند، اما ما در نگارش این سریال سعی کردیم از حرکت شخصیت‌ها به سمت تیپ‌سازی جلوگیری کنیم. در این مجموعه جهت‌گیری نسبت به شخصیت‌ها وجود ندارد و من فکر می‌کنم این‌که روایت خطی و یکدستی برای قصه در نظر گرفته نشده، نکته بسیار مثبتی برای آن به شمار می‌آید. وی ادامه داد: اوایل فکر می‌کردیم مخاطب ممکن است ارتباط خوبی با این سبک و سیاق نگارش برقرار نکند، چراکه بیننده معمولا عادت کرده برای ارتباط با یک شخصیت، آن را تا انتها دنبال کند و چنین اتفاقی در این مجموعه نیفتاده است، چراکه روایت ساختاری ستاره‌های سربی به این شکل است که با پایان یافتن زندگی یک خانواده، وارد زندگی خانواده دیگری می‌شویم. بشدت از ایجاد یک روایت خطی برای قصه اجتناب کردیم و بیننده مدام با این مساله درگیر می‌شود که از یک قصه وارد قصه دیگری شده است. قصه یک‌جورهایی پراکندگی‌های مخصوص به خود دارد بدون این‌که حلقه اصلی قصه مفقود شود. وی ادامه می‌دهد: ستاره‌های سربی فضای همیشگی و مردانه‌بودن گرایش به اعتیاد و مواد مخدر را می‌شکند، چون برای نخستین‌بار در سریالی یک زن سردسته باند مواد مخدر است و به نوعی می‌توان مدعی شد این مجموعه با نگاهی متفاوت به تحلیل و واکاوی اعتیاد به عنوان بلای خانمان‌سوز خواهد پرداخت.

همه سختی‌های یک مجموعه

وحید سیفی، مدیر تولید این مجموعه است. او می‌گوید: حدود مرداد سال گذشته بود که کار شروع شد. ابتدا قرار بود اسماعیل فلاح‌پور، کارگردان این مجموعه باشد که در نهایت محمدرضا آهنج کارگردانی آن را به عهده گرفت. سیفی، ستاره‌های سربی را اولین تجربه همکاری خود با آهنج می‌داند.

وی می‌گوید: آهنج در کار خود حساسیت زیادی دارد و همین موضوع یکی از دلایلی است که مجموعه‌هایش همیشه مخاطب خاص خود را دارد. تصویربرداری مجموعه حدود 3 ماه طول کشید و یکی از مجموعه‌هایی بود که تعداد لوکیشن‌های زیادی داشت. گاهی پیش می‌آمد که در طول یک روز ما سه چهار لوکیشن مختلف داشتیم و این سختی کار را افزایش می‌داد. به هر حال همه عوامل زحمت کشیدند تا کار به سرانجام رسید.

هیچ وقت سعی در متفاوت بودن نداشته‌ام

رحیم نوروزی، بازیگر نقش بهرامی در مجموعه ستاره‌های سربی است. شخصیتی که بیشتر از آنچه قرار است در نگاه اول منفی به چشم بیاید، در ظاهر مثبت است. وقتی از او می‌پرسم آیا این نقش نیز به مانند همه آن نقش‌هایی که تاکنون ایفا کرده منفی است یا نه، در جواب می‌گوید: من هیچ وقت به این تفاوتی که شما از آن صحبت می‌کنید، فکر نمی‌کنم چرا که معتقدم این متفاوت بودن صرفا یک نکته مثبت برای بازیگر محسوب نمی‌شود. حتی اگر این نگرش را کمی بسط دهیم می‌بینیم بیشتر بازیگران بزرگ دنیا هم تنها در یک نقش خاص توانسته‌اند خوش بدرخشند. این اتفاق در مورد خود من هم صدق می‌کند و من قرار نیست در نقش همه آدم‌های دنیا بازی کنم. نوروزی در مورد نقش بهرامی این‌گونه توضیح می‌دهد: بهرامی در ظاهر شخصیت پیچیده‌ای داشت. من سعی کردم این نقش را تحت اختیار خودم درآورم. معمولا سعی بر آن دارم که نقش را در لحظه بازی کنم و موقعیت را در اختیار نقش درمی‌آورم. این‌که اگر واقعا در آن موقعیت قرار می‌گرفتم چه عکس‌العملی داشتم به نظر من هنر یک بازیگر این است که باور تماشاگر را مخدوش نکند.

وی در ادامه می‌گوید: زمانی که نقش بهرامی به من پیشنهاد شد به این فکر می‌کردم که انگیزه من از بازی در چنین نقشی این نیست که به مساله ترک اعتیاد بپردازم، چراکه من کار محتوایی انجام نمی‌دهم. شاید هدف از طراحی شخصیت بهرامی این بوده که نشان داده شود اعتیاد در همه طبقات و اقشار و موقعیت‌ها وجود دارد و همه آدم‌ها را تهدید می‌کند. بهرامی دقیقا نماد همین مساله است، چون اساسا شخصیتی است که تنها با دیدن ظاهرش شاید متوجه خیلی چیزها نشویم. آدم‌هایی از قبیل بهرامی کم نیستند. نکته قابل بحث این است که برای شناخت چنین آدم‌هایی باید درست دیدن را به بیننده بیاموزیم.

همه چیز در خدمت حس بازیگر

زهره سیه‌پوش، طراح چهره‌پردازی این مجموعه است. وی می‌گوید حدود 6 سال است که کار چهره‌پردازی انجام می‌دهم. روند کارم معمولا به این صورت است که گریم‌های غلوشده را خیلی نمی‌پسندم. به نظر من نوع چهره‌پردازی یک بازیگر باید به شکلی باشد که در اول خود بازیگر با آن احساس راحتی کند و در عین حال به باورپذیری نقش لطمه‌ای وارد نکند. شخصیت‌های ستاره‌های سربی هم به گونه‌ای طراحی شده بودند که به خودی خود جذابیت داشتند و چهره‌پردازی کار الزاما نمی‌بایست چیز زیادی به نقش اضافه می‌کرد. خود آقای آهنج هم معتقد بودند نوع گریم شخصیت‌ها خیلی نباید زننده باشد بخصوص در ارتباط با آدم‌هایی که قرار بود در بطن کار افرادی معتاد معرفی شوند. سعی من و گروه هم این بود که نوع چهره‌پردازی‌مان در خدمت حس بازیگر باشد.

وقتی تصاویر حرفی برای گفتن دارند

جمشید مرتضوی، مدیر تصویربرداری ستاره‌های سربی است. او فعالیت خود را از سال 79 آغاز کرده و بعد از مجموعه‌هایی چون روز حسرت، شاید برای شما هم اتفاق بیفتد و این راهش نیست، اولین همکاری خود را با آهنج تجربه می‌کند. ستاره‌های سربی اولین تجربه کاری او با محمدرضا آهنج است. او معتقد است: فضای قصه این گونه ایجاب می‌کرد که در خیلی از صحنه‌ها نور‌های پرکنتراست داشته باشیم، چراکه حس نوری سکانس‌ها بشدت در خدمت قصه بود و همه ما سعی داشتیم با ایجاد یک ترکیب نوری خاص به معرفی شخصیت‌ها کمک کرده باشیم. وی در ارتباط با نوع صحنه‌های به کار رفته در این مجموعه می‌گوید دکوپاژ به گونه‌ای طراحی شده بود که نماهای حرکتی زیادی داشتیم. وجود نماهای غیرثابت در عمل به مجموعه ریتم می‌دهد، ولی در عین حال به دشواری کار تصویربرداری می‌افزاید، چون معمولا عرف بر آن است که این‌گونه مجموعه‌ها با یک دوربین تصویربرداری می‌شود و در کنار آن، زمان حرف اول را برای پیشبرد کار می‌زند. مرتضوی در ادامه می‌گوید: آهنج کارگردان بسیار باتجربه‌ای است و نور و تصویر را بخوبی می‌شناسد. ستاره‌های سربی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. امیدوارم ما هم توانسته باشیم در این خوب دیده شدن سهمی داشته باشیم.

قصه شیدا

شیوا بلوریان در مجموعه ستاره‌های سربی نقش شیدا را بازی می‌کند. پس از بازی در مجموعه سایه آفتاب این دومین بار است که مقابل دوربین آهنج ایفای نقش می‌کند. او می‌گوید: یکی از دلایل عمده‌ام برای پذیرش چنین نقشی این بود که شخصیت شیدا برایم ویژگی‌هایی داشت و دوست داشتم حتما آن را تجربه کنم و این مساله یکی از خصوصیات بارز و عمده این کارگردان است که معمولا بازیگر‌ها را در نقش‌های تکراری نمی‌پذیرد و این امکان را در اختیار بازیگر قرار می‌دهد تا بتواند خودش را در حیطه جدیدی تجربه کند. بلوریان درباره شخصیت شیدا می‌گوید: شیدا دختری است که در گذشته درگیر اعتیاد بوده و حال با دست و پنجه نرم کردن با گذشته‌اش تشکیل زندگی داده و شوهر و فرزند دارد. پس از مدتی سروکله دوستی در زندگی‌اش پیدا می‌شود و بار دیگر گذشته را برایش زنده می‌کند. در ادامه داستان شاهد دست و پا زدن این شخصیت برای حفظ زندگی‌اش هستیم. بلوریان می‌گوید: نقش شیدا برایم جذابیت‌های زیادی داشت. مدت‌ها بود به دنبال نقشی بودم که جای کار زیادی داشته باشد و الان که مجموعه در حال پخش است فکر می‌کنم بیننده هم بتواند ارتباط خوبی با آن برقرار کند. ستاره‌های سربی اقشار مختلف جامعه را نشان می‌دهد. از نوجوانی که گرفتار اعتیاد شده تا مادری که به دلیل معتاد بودنش فرزند خودش را می‌فروشد. او می افزاید: به عقیده من درست است که این مجموعه به مساله‌ای می‌پردازد که شاید بارها به آن پرداخته شده، ولی نکته مهم این است که ستاره‌های سربی دریچه جدیدی برای پرداخت به معضل اعتیاد در نظر گرفته است. به نظر من اعتیاد از مسائلی است که باید زیاد و در یک بستر فرهنگی به آن پرداخته شود. ستاره‌های سربی سعی دارد همه چیز را آن گونه که باید باشد به بیننده خود عرضه کند، آن هم وقتی کارگردانی فهیم و توانا پشت دوربین قرار می‌گیرد. بلوریان یادآوری می کند من به آینده ستاره‌های سربی بسیار امید دارم چرا که ما برای حضور در این پروژه، خودمان را باور کردیم. عوامل خوبی در این مجموعه حضور داشتند و حرف آخر این که قصه شیدا قصه همه آدم‌هایی است که ناخواسته گرفتار این بلای خانمانسوز شده‌اند.

جلالی را خیلی دوست نداشتم

فرخ نعمتی از آن بازیگرانی است که بعد از این همه سال مخاطب می‌داند در پس آن چهره آرام و صدای رسا، حرف‌های زیادی برای گفتن هست. نعمتی در مجموعه ستاره‌های سربی نقش جلالی را بازی می‌کند. نعمتی می‌گوید: برای حضور در این نقش خیلی مردد بودم، چراکه فکر می‌کردم جلالی از نقش‌هایی است که بیننده بشدت راجع به آن قضاوت می‌کند، چون پتانسیل نقش این گونه می‌طلبد. محمدرضا آهنج را از مدت‌ها قبل می‌شناختم و آشنایی ما به یک دوستی دیرینه بازمی‌گردد. شاید مهم‌ترین انگیزه من برای حضور در این مجموعه خود شخص آهنج بود. نهایتا قرار بر این شد شخصیت جلالی به گونه‌ای طراحی شود که از قضاوت مستقیم بر آن جلوگیری شود. وی در ادامه می‌گوید: همیشه از کلیشه بودن فرار کرده‌ام. بیشتر نقش‌هایی که تاکنون بازی کرده‌ام منفی بوده و معمولا تلاش کرده‌ام خیلی غلو شده به نظر نیایم. تلاش نویسنده و کارگردان در ستاره‌های سربی این بوده که نقش‌ها ساده و قابل باور به نظر برسند. نعمتی، ستاره‌های سربی را یک ملودرام اجتماعی می‌داند و در ارتباط با مفهوم کلی سریال می‌گوید: آدم‌های این شهر خیلی تصادفی با هم برخورد می‌کنند. در کوچه و پس‌کوچه‌های این شهر مشغول کارهای خلافی می‌شوند که نتیجه و اثرش به خود آنها برمی‌گردد. این وسط هم آدم‌هایی هستند که به قصد سوءاستفاده می‌خواهند پولی به جیب بزنند. نمونه‌اش همین جلالی است که به نوعی دلال است و به اسم دفتر پیگیری کارهای پاسپورت، ویزا و از این جور چیزها کارهای غیرقانونی انجام می‌دهد.

سادگی نقش سامان را دوست داشتم

شهروز ابراهیمی در این مجموعه نقش سامان، نامزد غزاله با بازی چکامه چمن‌ماه را بازی می‌کند. او می‌گوید: قبلا در فیلم تلویزیونی عملیات پایتخت با آقای آهنج کار کرده بودم و وجود خود ایشان انگیزه دوباره‌ای برای حضور من بود. ابراهیمی می‌گوید: یکی از نکات مثبت این مجموعه انتخاب داستان‌هایی بود که همگی آنها ما به ازای بیرونی داشتند و طراحی شخصیت‌ها به گونه‌ای بود که با فضای جامعه هماهنگی و همخوانی داشت. شهروز را شخصیت چندان پیچیده‌ای نمی‌دانم، چراکه معمولا نقش‌هایم را به گونه‌ای انتخاب می‌کنم که خیلی لایه‌دار و دور از باور نباشد. سامان در عین ساده بودن یک بعدی نیست. اتفاقا خیلی جاها متوجه خیلی چیز‌ها می‌شود، ولی سعی می‌کند به روی خودش نیاورد. قصه سریال کم و بیش پیچیده است و 4 داستان در آن به طور موازی پیش می‌رود. برای همین نمی‌توان گفت کدام یک از شخصیت‌های این 4 قصه شخصیت اصلی‌اند. سامان یکی از آن نقش‌هایی است که تا انتهای داستان حضور دارد.

سریال ستاره‌های سربی هم‌اکنون در حال پخش است. باید دید در ادامه راه، این مجموعه تا چه اندازه می‌تواند نظر مخاطبان را جلب کند. آیا ستاره‌های سربی می‌تواند برای تلویزیون و مخاطبان آن به مانند آینه عبرتی دیگر باشد؟

شبنم مدنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها