در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این برنامه در همین مدت زمان محدودی که از پخشش میگذرد، بازتابهای بسیار زیادی داشته است. واکنش نمایندگان مجلس و مقامات دولتی به گوشه و کنایههای صرفا جهت اطلاع، نشان میدهد که این گونه کارهای خلاقانه در شبکههای گوناگون سیما، نتایج سازندهای در پی خواهد داشت.
هر قدر آستانه تحمل مدیران بالاتر برود، جریان اطلاعرسانی، شفافتر و کارآمدتر خواهد شد البته به شرط این که خبرنگاران عرصه خبر هم خط قرمزهای قانونی را بشناسند و از آن نگذرند. در گفتوگویی با محمد دلاوری چگونگی فعالیتش در صدا و سیما و نحوه تولید و مشکلات پیشرو در پخش «صرفا جهت اطلاع» را مورد بررسی قرار دادیم.
از آغاز فعالیتتان برایم بگویید، چه سالی وارد صدا و سیما شدید؟
حدود سال 80 بود که کمکم کارم را در واحد مرکزی خبر شروع کردم، یعنی 10 سال پیش، چقدر زود گذشت!
قبل از اینکه به واحد مرکزی خبر بیایید خبرنگاری را تجربه کرده بودید؟
من در روزنامههای مختلف مقالاتی در حوزههای فرهنگ و اندیشه مینوشتم که پس از حضورم در صدا و سیما کمتر شد.
پس خبرنگاری در تلویزیون باعث شد کمتر نویسندگی کنید؟
من اصلا نمیخواستم خبرنگار بشوم. بیشتر دوست داشتم در حوزههایی که مد نظرم بود بنویسم و تصور و آرزوی نوجوانی من این بود که نظام اجتماعی تحت تاثیر نوشته هایم قرار بگیرد. میخواستم دنیا را عوض کنم، غافل از اینکه از عوض کردن خودم هم ناتوانم.
پس چرا خبرنگار شدید؟
ماهیت کار در واحد مرکزی خبر، خبر است و خواه نا خواه نمیشود در مرکز خبر کار کرد و با خبر بیگانه بود . من هم پس از اینکه مدتی کار کردم به سمت خبر کشیده شدم و روز به روز علاقهام بیشتر شد.
چه مدت کار کردید تا به این نتیجه رسیدید؟
از سال 80 تا 83 فقط خبر مکتوب کار میکردم اما کم کم حضورم در تلویزیون بیشتر شد، جادوی نور، صدا، تصویر و دوربین طی این سالها کار خودش را کرد تا اینکه در این جاده ما به اینجا رسیدیم.
چطور میخواستید موفق شوید؟
اگر شما وضعیت امروز مرا موفقیت فرض میکنید که خودم آنقدرها احساس موفقیت نمیکنم، این حاصل اندوخته روزهای نوجوانی من است، روزهای عشق به کتاب و نوشتن، روزهایی که ممکن نبود یک فیلم خوب را ندیده رها کنم، روزهایی که موسیقی مونس و همراهم بود و... تمام آن اندوخته را با خودم به دنیای خبر آوردم و به جای اینکه خودم رنگ خبر بگیرم سعی کردم تنه خشن خبر را به رنگ دنیای درون خودم درآورم ، نمیدانم توانستم یا نه اما خیلی تلاش کردم.
وقتی مقابل دوربین قرار گرفتید دنبال شهرت هم بودید؟
شهرت رویای روزهای نوجوانی و جوانی است اما زمانی که موهای شقیقه سپید میشود کمکم این هیجان رنگ میبازد، هر چند دروغ است اگر بگویم امروز از دام این وسوسه رها شدهام، اما دروغ نیست که بگویم شهرت برای من همه چیز نبوده است و اثر کلام برایم بسیار مهمتر از شهرت است.
الان که مشهور شدید و همه شما را میشناسند چه احساسی دارید؟
واقعا همه مرا میشناسند؟ بعید میدانم! با این حال، ای کاش شهرت، کلید روشن و خاموش داشت که وقتی آدم حالش خراب میشود و هوس میکند تنهای تنها، پیاده خیابانها را گز کند، بتواند آن را خاموش کند اما وقتی مشهور شدی این موهبت زیبا یعنی لحظههای تنهایی را از دست میدهی، بخصوص شهرتی از جنس شهرت ما که نه آنقدر تمام عیار است که مطمئن باشی همه تو را میشناسند و نه اینکه خیالت راحت است که کسی نمیشناسدت، وسط آسمان و زمین معلقی!
پس مشهور شدن برایتان دردسر شده؟
رفته بودم جزیره خارک، جایی که میشود گفت ته ایران است، سربازی آنجا بود، وقتی مرا دید گل از گلش شکفت، انگار بعد از این همه غربت برادرش را دیده بود . هنوز شیرینی این دیدار زیر زبانم است، صحنه فوقالعادهای است که آدم ببیند یک نفر از دیدنت این همه خوشحال شده، بیانصافی است اگر از با معرفتی و دوستیهای مردم به سادگی بگذرم و بگویم که دردسر برایم درست شده، این همه تفقد و لطف از سر من هم زیاد است.
خبرنگاری و شهرت چقدر باعث شده پول دربیاورید؟
کسی که به دنبال پول درآوردن است اشتباه بزرگی میکند که وارد کار رسانه، بخصوص خبرنگاری میشود، خوشبختانه من این اشتباه بزرگ را نکردم و اینجا پی حشمت و جاه نیامدم و چون خانوادهام همه بازاری بوده و هستند میدانستم که اهل فرهنگ هر چه بشوند، پولدار نمیشوند اینجا جای عشق، علاقه، ذوق، سختکوشی و خستگیناپذیری است با یک زندگی متوسط، البـته گاهی به طرز افتضاحی متوسط است.
شما تجربه تولید خبر و گزارش در کشورهای مختلف را دارید اما مهمترین آنها حضورتان در کشورهای عراق و لبنان است که هر کدام از این کشورها مشکلات خاص خودش را داشت. فکر کنم وقتی در عراق بودید زندگی خود را برای کارتان گذاشتید تا تاثیرگذار باشید؟
اینکه ما به کشورهای مختلف برای تولید گزارش یا خبر میرویم شاید در نگاه اول بسیار جذاب باشد اما اگر از نزدیک با سختیهای آن آشنا شوید متوجه میشوید که به همین سادگیها هم نیست. چون زمانی میرسد که باید لحظات و وقایع شگفتی را تجربه کنید. هنوز شاید بعضیها گزارش من را به خاطر داشته باشند که در بغداد میان دود حاصل از دو انفجار بزرگ یکشنبه خونین میدویدم. هیچ وقت فراموش نمیکنم در نزدیکی محل سکونت و کارمان انفجار مهیبی صورت گرفت که بیش از 300 کشته و 800 زخمی برجای گذاشت. تازه اینجاست که انگار میفهمی زندگی یعنی چه، وقتی دهها جسد متلاشی شده جلوی چشمانت مثل برگ خزان ریخته میفهمی مرگ یعنی چه!
حضور در عراق چقدر برای شما مفید بود؟
خبرنگاری که سختی نکشد خبرنگار نمیشود، حضورم در عراق را با همه سختیهایش دوست دارم و همه روزهایش برایم خاطره است. لحظه به لحظه حضورم نه تنها در عراق بلکه در همه کشورهایی که رفتم، برایم تجربه بوده است. تازه در کوران این حوادث است که احساس میکنی داری بزرگ میشوی، هر روز که میگذرد حس میکنی چند سال به عمرت اضافه شده، بعد ناگهان حس میکنی در برابر 5000 سال تاریخ که بر کره زمین رفته چقدر ناچیزی، چقدر نمیدانی، چقدر بی خبری، خبرنگاری خبرت میکند که چقدر بیخبری.
با تجربیاتی که در زمینه خبرنگاری به دست آوردهاید به نظرتان چگونه یک خبرنگار در حرفه خود میتواند آبدیده شود؟
در حرفه خبرنگاری هیچ قانون ثابتی وجود ندارد. اما میتوان گفت خبرنگار باید بیشتر بخواند، بیشتر ببیند و بیشتر معاشرت کند و این حرفه به تو فرصت میدهد چند برابر دیگران زندگی کنی البته اگر خود را به این دریا بزنی وگرنه چه بسیارند که کنار ساحل این حرفه ایستادهاند و فقط به تماشا مشغولند.
برای تهیه گزارش از روش خاصی استفاده میکنید؟
عهد من این است که روایتی کامل و متفاوت از خبر تقدیم مخاطب کنم، برای این هدف تلاش میکنم از دریچه چشم خودم به رویداد بنگرم و به نحوی موضوع را روایت کنم کهامضای من پای آن باشد و در عین حال در حد بضاعت چیزی از قلم نیفتد.
پس از اینکه شاهد گزارشهای خوب و متنوعی از شما در رسانه ملی بودیم، بخشی با عنوان صرفا جهت اطلاع با اجرای شما روی آنتن رفت و توانست مخاطبان زیادی را با خود همراه کند. ایده اولیه این بخش از شما بود؟
نه، من به فکر راهاندازی این بخش نیفتادم. مدیر واحد مرکزی خبر طرحی را به من پیشنهاد داد که در بخشی بتوانیم با اخبار شوخی کنیم. با توجه به علاقهای که خودم داشتم قسمت اول صرفا جهت اطلاع را آماده کردم که مورد توجه قرار گرفت.
مهمترین دلیل شما برای پذیرفتن تولید و اجرای این بخش چه بود؟
بخش عمدهای از آنچه کهامروز در قالب این برنامه پخش میشود دل مشغولیهای من بود، حرفهای عجیب و غریب، رفتارهای بیاستدلال یا ماجراهایی از این دست که دستمایه این برنامه است سالها دغدغه من بود. این برنامه باعث شد تا متوجه شوم که در این دل مشغولیها با رئیس واحد مرکزی خبر شریکم. در ضمن تجربه نو را مثل یک پاس خوب میدانم، مگر در زندگی چند بار توپ در چند قدمی دروازه میافتد جلوی پای ما؟ پس همیشه باید از فرصتها استفاده کرد.
صرفا جهت اطلاع با چه هدفی راهاندازی شد؟ برخی میگویند چون صدا و سیما با ریزش مخاطب در بخش اخبارش روبهرو شد، با طراحی این برنامه تلاش کرد مخاطبانش را حفظ کند؟
من اصولا با نیتخوانی میانه خوبی ندارم و معتقدم خود مدیران باید بگویند نیتشان چه بوده، برای من، مهم این است که با این برنامه توانستیم در تولید و بخش برنامههای تلویزیونی یک قدم به جلو برداریم.
حوزههای فعالیت این برنامه مشخص شده است؟
چون بخشی به عنوان «خارج از گود» به مسائل ورزشی کشور میپردازد، قرار شد در صرفا جهت اطلاع به همه مسائل روز که ماهیت ورزشی ندارند، بپردازیم و هیچگونه محدودیتی نداشته باشیم؛ اقتصاد، فرهنگ، سیاست و... .
چطور متوجه میشوید که کدام یک از آیتمهای صرفا جهت اطلاع مورد رضایت و پسند مخاطبان قرار گرفته است؟
بازخورد برنامه را در برخورد حضوری با مردم، ایمیلها، نامهها، پیامکها و پیغامها در سایت برنامه (serfan.iribnews.ir) متوجه میشویم و از سویی دیگر برخی آیتمهای برنامه را حذف میکنیم اگر مردم سراغش را گرفتند نشان میدهد اثر گذار بوده و اگر نه، بر آن اصرار نمیکنیم.
بخشی (آیتمی) داشتید که به منزل چهرههای سیاسی میرفتید این آیتم دیگر پخش نمیشود دلیلش عدم استقبال مردم بود یا خودتان تصمیم بر حذف آن گرفتید؟
این آیتم از مواردی بود که حذف کردیم و هیچکس عکس العمل یا حتی اعتراضی نکرد وقتی ما دیدیم کسی سراغش را نمیگیرد متوجه شدیم که آیتم قوی نبوده است.
با پیشنهادها یا انتقادهای مردم چه میکنید؟
معمولا مردم درخواستهای متعددی دارند که ما همه آنها را پس از مطالعه تقسیمبندی میکنیم تا در موقع لازم از آنها استفاده کنیم. البته دقتهای فوق العاده مردم حتی در رنگ لباس و... برای ما بسیار ارزشمند است و مردم مطمئن باشند که در صورت قابلیت اجرا حتما پیشنهادهای آنها عملی خواهد شد.
برخیمعتقدند که بخش صرفا جهت اطلاع نمونهای از برنامههای خارجی یا تقلیدی از برنامه پارازیت شبکه صدای آمریکاست؟
من هم این اظهارنظرها را شنیدم، پس از پخش برنامه سوم نمونههای خارجی این برنامه را برایم آوردند. اما پس از بررسی متوجه شدم صرفا جهت اطلاع تفاوتهای زیادی بین این بخش با برنامههایی از این دست دارد. صرفا جهت اطلاع به شدت پایبند واقعیت است و خودش را ملزم میداند تا هر جمله یا کلمهای را برای خبرها انتخاب نکند، اصلا بنای ما بر این نیست که افراد را آماج تمسخر و توهین قرار دهیم چون فلان حرفشان پسند ما نبوده است، دوم اینکه بسیار فرق است میان گروهی که در حیطه یک نظام سیاسی به نقد از درون میپردازند با کسانی که هزاران کیلومتر از این خاک فاصله دارند اما درباره اتفاقات حرف میزنند.
نکته دیگر آنکه مشابه این برنامه، دهها برنامه در سراسر جهان تولید میشود و اینطور که بتازگی متوجه شدهام در بسیاری از کشورها برنامههای شاخصی با این سبک و سیاق تولید میشود و چون برخی دوستان فقط یک برنامه مشابه صرفا جهت اطلاع در یک شبکه دیدهاند تصور کردهاند که اینگونه برنامهسازی صاحب مشخصی دارد.
سوژههایتان را از چه منابعی کسب میکنید؟
در طول هفته تصاویر انبوهی از مراکز خبری یا سایتهای متعدد جمعآوری میکنیم و پس از بررسیهایی که با دقت انجام میشود اخبار مورد نظر را انتخاب میکنیم. ضمن اینکه بسیاری از همکاران، دوستان و مردم هم سوژههای خود را پیشنهاد میدهند.
برخی از سایتها منبع موثقی نیستند ضمن اینکه دسترسی مردم به آنها در طول هفته کاری بسیار آسان است؟
دلاوری: خبرنگاری که سختی نکشد خبرنگار نمیشود، حضورم در عراق را با همه سختیهایش دوست دارم و همه روزهایش برایم خاطره است. لحظه به لحظه حضورم نه تنها در عراق بلکه در همه کشورهایی که رفتم برایم تجربه بوده است
اینکه دسترسی به سایتها یا وبلاگها کار آسانی است را من هم قبول دارم اما وقتی خبری از رسانه ملی پخش میشود جذابیت بسیاری برای بیننده دارد. در ضمن هیچ وقت نوشته جای تصویر و صدا را نمیگیرد، تلاش میکنیم در کنار تصاویر چاشنی کلمات شیرین را اضافه کنیم تا جذاب تر شود. به عنوان مثال بارها عکسهایی از خوابیدن در همایشها در فضای مجازی منتشر شده بود، اما وقتی تصویر این ماجرا با موسیقی شب بخیر کوچولو آمیخته شد و روی آن نریشنی آمد به یاد ماندنی شد. علاوه بر این بسیاری از مردم فرصت وبگردی را ندارند تا خبرهای خاص را مرور کنند. یکی از تجربیات بسیار مهم ما در برنامه صرفا جهت اطلاع این بود که من در طول پخش این برنامه متوجه شدم که کشف واقعیت کار بسیار سختی است به شکلی که حتی باید به دو چشم خودم هم شک کنم. فرآیندی را برای انتخاب خبرها مشخص کردیم که کمتر اشتباه صورت بگیرد. تمامی خبرها را با منبع آن چک میکنم و در این زمینه وسواس بسیاری دارم که اشتباهی اتفاق نیفتد.
به نظر شما برنامه صرفا جهت اطلاع نیاز به تحول دارد؟
ما همیشه تلاش کردیم آیتمهای تکراری را حذف کنیم و با همفکری و خلاقیت آیتمهای جدیدی را طراحی کنیم تا مخاطب از دیدن این بخش لذت ببرد. تحول و ابتکار نیاز اصلی هر برنامهای محسوب میشود و باید همیشه مد نظر تهیه کننده باشد.
آیا تغییراتی در بخش صرفا جهت اطلاع ایجاد خواهد شد؟
هنوز ایده قطعی برای تغییر این برنامه در ذهن گروه 2 نفره ما نیست اما این دغدغه هم لحظهای از ما جدا نمیشود که در تحول دائم باشیم.
فکر میکنید صرفا جهت اطلاع مانند روزهای نخست مخاطب دارد؟
نظرسنجیها امیدوار کننده است و نشان میدهد اوضاع رو به رشد است اما هر چه باشد این برنامه تقریبا به قسمت چهلم رسیده و مثل چند برنامه اول کاملا تازگی ندارد، در ضمن انتظار اینکه تمام برنامهها به یک میزان جذابیت داشته باشد انتظار به جایی نیست چون این برنامه بر بستر رویدادهای هفته حرکت میکند و هر هفته ممکن است اقتضائات و شرایط خود را داشته باشد و بخشی از این فراز و فرود گریز ناپذیر است.
برای تولید این برنامه تحت فشار هیچ جریانی قرار نگرفتید؟
من به شخصه آنقدرها تحت فشار نیستم به نظرم مدیران در واحد مرکزی و رئیس این واحد نقششان را به خوبی ایفا کردهاند که من تحت فشار قرار نگیرم و بتوانم تمام توانم را برای یک برنامه خوب بگذارم. ضمن اینکه مطلع هستم حجم تماسها برای این برنامه بسیار بالاست اما تاکنون که من نه از طرف گروه یا شخص خاصی یا مدیران تلویزیون تحت فشار نبودهام.
البته گاهی همین فشارهای محدود هم مرا از پا در میآورد. از شما چه پنهان که هر پنجشنبه، بعد از پخش برنامه از فرط خستگی و فشار روانی حالم بسیار بد میشود، اما با یک روز استراحت دوباره روز از نو آغاز میشود و صرفا جهت اطلاع دوباره کارش را پی میگیرد.
یعنی امکان دارد روزی به خاطر این فشارهای خستهکننده برنامه تعطیل شود؟
اگر من هم از پا بیفتم یک نفر دیگر این پرچم را بلند خواهد کرد و فقط خستگی شخص من برنامه را تعطیل نخواهد کرد. مگر اوضاع کواکب و ستارگان هم دخیل شود که نقشههای آسمان نشان میدهد هنوز هوا خوب است.
به نظرتان این برنامه تا کجا پیش میرود؟
بستگی به اوضاع و احوال کشور دارد، ما بنا بر تعطیل کردن برنامه نداریم و شواهد نشان میدهد دیگران هم این تصمیم را ندارند، پس جای امیدواری هست که حالا حالاها چراغمان روشن باشد.
پیش آمده دوست داشته باشید به موضوعی بپردازید اما نتوانید یا نگذارند به آن موضوع نزدیک شوید؟
بله، به هر حال این برنامه یک سردبیر ارشد دارد که تصمیم نهایی را میگیرد، گاهی هم شده که راضی به پخش یک آیتم نبوده و استدلال هم کردهام اما نظر سردبیر این بوده که آن آیتم پخش شود و من با وجود مخالفت آن را اجرا کردهام.
آیا شده روی موضوع دلخواهتان اصرار کنید؟
تلاش میکنم متوجه شوم که چه مصلحتی مانع از پخش آن موضوع میشود و در نهایت به نحوی موضوع را طراحی کنم که ضمن رعایت مصلحتها آن موضوع در برنامه بعدی گنجانده شود که در بسیاری موارد هم این تلاشها موفقیت آمیز بوده، خوشبختانه آزاد اندیشی حاکم بر فضای ذهن سردبیران ارشد این برنامه بسیار کارگشاست.
یکی از آسیبهای جدی در صدا و سیما کپیبرداری است یعنی وقتی برنامهای مانند 90 مخاطب پسند میشود بلافاصله طرحهای دیگری با همان ساختار شکل میگیرد. شنیدهها حاکی است قرارست برای برنامه شما هم این اتفاق بیفتد این موضوع صحت دارد ؟ عکسالعمل شما در مقابله با اینگونه برنامهها چیست؟
من جرات نمیکنم کسی را به کپیبرداری از این برنامه متهم کنم، اما این یک اصل است که کپی عموما نمیتواند مانند نمونه اصل مخاطب را راضی کند و بیشک کمی تامل کمک میکند که انسان حرف نو را در شکل نویی عرضه کند. البته این سنت رایج در صدا و سیما است که کار موفق به شکل ناشیانه تکثیر میشود و لابد زمینه برای کپی کاری مساعد است که این اخلاق جا افتاده است. گاهی کپیبرداری ناشیانه چنان شور میشود که برنامهسازی را از چشم میاندازد پس بهتر است حتما مسوولان هم توجه جدی به این موضوع داشته باشند.
وقتی در میان مسوولان یا شخصیتهای سیاسی قرار میگیرید برخورد آنها با شما چگونه است. حتما برای اینکه چیزی از آنها نگویید زیاد تحویلتان میگیرند؟
لطف اغلب مسوولان بسیار است و در بسیاری از اوقات به شوخی میخواهند که سربهسرشان نگذاریم، خاطره با نمک هم اینکه یکی از مدیران میگفت در یک جلسهای همه میگفتند، مراقب دلاوری باشید، حسابی به او برسید که کار دستمان ندهد و در همان جلسه مدیر دیگری گفته بود مشکل این است که زیاد هم رسیدگی کنیم میگوید اینها زیاد اسراف میکنند باز اوضاعمان به هم میریزد.
این موضوع چقدر در برنامهات تاثیر میگذارد؟
سیاستمداران و مدیران واقعی تحمل بالایی دارند و خوشبختانه آستانه تحمل در فضای سیاسی ما هر چند باید بیشتر از اینها باشد اما امیدوارکننده است، صبر مدیران به ما کمک میکند که دایره گفتوگو و رابطه صریح و عقلانی را گسترش دهیم و در حد بضاعت عنصر عقلانیت را وارد فضای سیاسی کشور کنیم.
برای آینده خودتان چه برنامهای دارید؟
در حال حاضر مشغول به تحصیل در رشته علوم سیاسی در مقطع کارشناسی ارشد هستم و دوست دارم ادامه تحصیل بدهم.
اگر اشتباه نکنم مدرک کارشناسی شما در رشته شیمی است این دو باهم چه سنخیتی دارند؟
همه میگویند تو که شیمی خواندهای چرا سر از رسانه درآوردی اما از من باید پرسید که با این همه علاقه به رسانه و علوم انسانی چرا سر از تحصیل در رشته شیمی درآوردم، واقعیت این است که آن روزها هر کس که کمی درسش بهتر بود به سمت این رشتهها سوق میدادند و من هم به جبر همین قاعده، دانشجوی شیمی شدم اما دوباره برگشتم به اصل خودم.
کارتان به زندگی مشترک لطمه نمیزند؟ همسر و فرزندتان چقدر با شماه همراه هستند؟
اگر زندگی را یک قاعده تعریف شده کارمندی تعریف کنیم کار در رسانه زندگی را از هم میپاشد اما همسر من این کار و ضرورتهای آن را بخوبی میشناسد و چون خودش هنرمند و گرافیست است به خوبی با این سبک زندگی سیال کنار آمده است.
موافقید گفتوگو را با جملهای که نتواستید در برنامه برای مردم بگویید تمام کنیم.
دوست دارم به مردم بگویم: گاهی حضوری یا غیرحضوری از من میخواهید که خواسته شما را در برنامه بگنجانم، از این که گاهی نمیتوانم شرمسارم، دوستان بسیاری در این برنامه نقش دارند، خبرنگاران واحد مرکزی خبر، تصویربرداران، دستیاران، صدابرداران و... چشم و گوش این برنامه هستند و تمام زحمات آنان به اشتباه به نام من نوشته میشود که اینجا از همه سپاسگزارم.رئیس واحد مرکزی خبر و همچنین آقای علی فاخری سردبیر گروه سیاسی نقش بسیار مهمی در این برنامه دارند که خیلی علاقهمند نیستند زیاد نامشان در میان باشد، از همه ممنونم، از همه سوژههای این برنامه هم ممنونم که با صبوری اجازه میدهند راه شفافیت و عقلانیت بیشتر باز شود. ممنونم و از شما به خاطر این فرصت.....
فرشید قرهلی / جام جم
اهمیت حاشیهها
در دنیایی که اخبار به مدد اینترنت خیلی سریع منتشر میشوند، رسانههای دیداری، شنیداری و مکتوب برای حفظ بخش اخبار و اطلاعرسانی خود که مخاطبان زیادی را برای این رسانهها به همراه دارد نیاز به خلاقیت و نوآوری زیادی دارند.برخی از شبکههای معتبر دنیا برای حفظ مخاطبانشان، مدتهاست پخش اخبار روز را با تحلیل همراه کردهاند. این شبکهها وقتی خبری را اعلام میکنند با کارشناس یا کارشناسان خبر مربوطه نیز به صورت زنده مرتبط میشوند تا کارشناس نیز نظر خود را درباره آن رویداد بیان کند. این تحلیلها باعث میشود تا مخاطب فقط در جریان یک رویداد قرار نگیرد بلکه از فرآیند به وجود آمدن و تبعات آن در آینده نیز مطلع شود. تحلیل خبر برای مردم امروز اهمیت دارد چون آنها با استفاده از تحلیلهای مختلف در زمینه امور اقتصادی، سیاسی و... بهتر میتوانند برای آینده برنامهریزی کنند. اخبار تحلیلی تاکنون توانسته مخاطبان بخشهای خبری شبکههایی مانند بیبیسی، سیان ان، یورو نیوز و... را حتی افزایش هم دهد.
یک راه دیگر بقای شبکههای خبری، استفاده از فرم مجله خبری به جای استفاده از شیوههای کلاسیک اخبار و بستهبندی آنها به اخبار داخلی و خارجی است. در مجلات خبری، اخبار اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و.... در بستههایی مشخص به بیننده ارائه میشود. در این بستهها مخاطب هم از اخبار مطلع میشود و هم تحلیلهای مرتبط با اخبار را دریافت میکند. مجلات خبری تلویزیون هم در جذب و حفظ مخاطب بسیار موثر هستند. شبکه یک سیما با راهاندازی مجله خبری ساعت 19 گام موثری در جهت نوآوری در اطلاعرسانی برداشت.
اما توجه به حواشی مهم که در کنار رویدادهای مختلف رخ میدهد هم میتواند برای مخاطب جذاب باشد. این حواشی معمولا از دید عموم بینندههای اخبار پنهان میماند؛ افرادی که دسترسی به اینترنت ندارند یا اگر هم دارند جستجوی اخبار را به شکل حرفهای دنبال نمیکنند. در کشور ما که سیاست معمولا همه امور را تحتالشعاع قرار میدهد، حواشی سیاسی هم جالبتر از بقیه حواشی است. البته برخی بر این باور هستند که این حواشی گاهی از اصل هم مهمترند اما چون عموم مردم از آنها با خبر نمیشوند، بیشتر اوقات در سایه میمانند و ریشهیابی نمیشوند. بخشهای مختلف خبری رادیو، تلویزیون و روزنامهها میتوانند با انتشار این حواشی مخاطبان بالقوه را فعال کنند و آنها را به فهرست بینندگان خود اضافه کنند. البته انتخاب اخبار حاشیهای و پرداختن به آنها باید با حساسیت ویژهای انجام شود چون اغراق در آنها میتواند حاشیههای جذاب را به مرز زرد و اخبار عوام پسند نزدیک کند و سطح آن را از اخبار به شایعهپردازی و سرک کشیدن در امور داخلی و خصوصی افراد پایین بیاورد.
«صرفا جهت اطلاع»، بستهای خبری با محوریت حاشیههاست که 5 شنبه شبها از بخشهای مختلف خبری تلویزیون به روی آنتن میرود. صرفا جهت اطلاع بیشتر به حاشیههایی میپردازد که در حوزه سیاست اتفاق میافتد. حاشیههایی که در نگاه اول شاید برای تلویزیون ایران، خط قرمز به شمار آید و خیلیها فکر کنند که تلویزیون به دلایل زیادی نمیخواهد این اخبار را منتشر کند. اما در صرفا جهت اطلاع، اخباری زیرذرهبین قرار میگیرند که در روز اول انتشار فقط افرادی به آنها توجه میکنند که یا مسوولیتی در امور سیاسی و دیگر امور کشور دارند یا به اصطلاح از اینترنتبازان حرفهای هستند که هیچ خبری از زیر دست و نگاه آنها در نمیرود. مثلا هفته گذشته رئیسجمهور درباره ابرهای بارانزا نکاتی را گفته بود که خیلی زود روی سایتهای اینترنتی منتشر شد و حتی مورد تحلیل و بررسی هم قرار گرفت. اما کمتر کسی فکر میکرد که این بخش از صحبتهای رئیس جمهور در برنامه صرفا جهت اطلاع هم منعکس شود و این نکته به رئیسجمهور یادآوری شود که ابرهای بارانزا در ایران بیشتر از روی اقیانوس هند و دریای عمان میآیند و به غرب کاری ندارند!
پرداختن به همین نکات ریز است که صرفا جهت اطلاع را دیدنی کرده و به نوعی باعث شده تا تلویزیون کشور ما هم از بسیاری از اتهامات از جمله سانسور خبری مبرا شود. فضای سیاسی در کشور ما خاص است. تلویزیون باید هم به مخاطبانش درستترین و دقیقترین اطلاعات را بدهد و هم باید به سیاستمداران این اطمینان را بدهد که تقویت آنان اصل کار مدیران تلویزیون است. صرفا جهت اطلاع هر دوی این اهداف را دنبال میکند؛ هم جلب رضایت مخاطبان و هم راضی نگهداشتن دولتمردان.
طاهره آشیانی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: