در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او درباره تلخترین حادثه زندگیاش میگوید: همیشه دختر درسخوانی بودم، به دلیل شاغل بودن مادرم، از خواهر کوچکترم هم مراقبت میکردم و با اینکه بخش زیادی از کارهای منزل روی دوش من بود ولی این امر لطمه به درسم نمیزد... البته همیشه در مدرسه بخصوص در دوره دبیرستان دختر شر و شوری بودم و مدام به دلیل کارهایم باید به مسوولان مدرسه توضیح میدادم اما از آنجایی که درسم خوب بود زیاد سر به سرم نمیگذاشتند...
روناک یونسی ادامه داد: همیشه برایم مهم بود در مدرسه باشم. امتحانهای ثلث اول بود. نظام قدیم تحصیل میکردم و سالی بود که باید دیپلم میگرفتم. امتحان آخر بود... برگهام را نوشته بودم و داشتم خودم رابرای بلند شدن آماده میکردم که یکی از همکلاسیهایم التماس کرد تا تعدادی از سوالها را برایش بخوانم. دلم نیامد بیتفاوت بمانم. شرایطش را میدانستم و میفهمیدم علت درس نخواندنش آشوبهایی است که هر روز در خانهشان جریان دارد.... برگهام را طوری گرفتم تا ببیند، بخشی از سوالها را برایش خواندم و یکی از آنها را هم روی کاغذ نوشتم تا به او بدهم. در همین حین مراقب امتحانات مرا دید و از جلسه اخراج شدم، این کار باعث شد نهتنها امتحانم را از دست بدهم بلکه تا 3 روز حق ورود به مدرسه را نداشته باشم. برای 3 روز اخراجم کرد و میتوانم آن روزها را تلخترین و این اتفاق را بدترین حادثه زندگیام بدانم. به خاطر تقلبی که در امتحان به دوستم رسانده بودم، 3 روز اخراج شدم و نمرهام صفر شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: