او در قاموس رفتاری و شخصیتیاش یاد گرفته بود که منفعتطلب نباشد و حق را بگوید، هر چند از این حیث ضرر میکرد و به نوعی خلاف مسیر روند موجود ورزش و فوتبال شنا میکرد، اما مهم برای ناصر حجازی مهر و محبت مردم بود که تا این اواخر و روی تخت بیماری نیز تلاش کرد از وضعیت آنان غافل نباشد.
برای همین نیز از 2 روز پیش که ناصر حجازی برای آخرین بار در بیمارستان بستری شد تا در مبارزهای سخت با مرگ، به حیات ابدی سلام بگوید، تلفنهای روزنامه در اشغال مردمی بود که از گوشه و کنار کشور جویای آخرین وضعیت او بودند و از پشت خط برای سلامت و بهبودی او دعا میکردند. اما چه میشود کرد، هر تولدی، مرگی به همراه دارد و این از اصول آفرینش و جهان خلقت است. خود حجازی نیز این اواخر مرگ را باور کرده بود و میخواست با آرامش به جهان باقی بشتابد. میگفت، تو آیینه که نگاه میکنم با خودم میگم ناصر این تویی؟! چرا موهات ریخته و چهره در هم کشیدهای. دریغ که در ورزش و فوتبال ایران قدر یکدیگر را نمیدانیم و به هنگامه مرگ یکی، فرصتی برای دور هم جمع شدن و افسوس خوردن پیش میآید، اما چه سود که پس از مدتی دوباره شرایط همان میشود که بود.
ناصر حجازی دیروز با رفتنش نامی نیک از خود بر جای گذاشته است و یقینا نام و یاد او برای سالها ورد زبان مردمی خواهد بود که خاطراتی خوش از اسطوره فوتبال کشورشان دارند. پیکر ناصر حجازی صبح فردا با حضور گسترده جامعه ورزش در ورزشگاه آزادی و بر دوش مردم دور افتخار خواهد زد تا ورزشگاهی که افتخارات حجازی را بر تار و پود خود حس کرده بود، برای آخرین بار میزبان مردمی باشد که با تمام وجود میآیند تا اسطوره را در آخرین دور افتخار زندگیاش همراهی کنند. روحش شاد.
حجتاله اکبرآبادی / دبیر گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم