در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در یکی از برنامه های اخیر «هفت»، گفتوگوی 3 نفره فریدون جیرانی و مسعود فراستی با علیرضا داودنژاد به موضوع سینمای دولتی کشیده شد و همگان شنونده استدلالهای هر کدام از این سه، درباره این موضوع مناقشهبرانگیز بودند. حرفهای داودنژاد در این جلسه، بدون در نظر گرفتن ملاحظات معمول و بر اساس سالها تجربه فعال در سینمای ایران بود. او سانسور را فاصله میان سینماگران و تماشاگران ارزیابی کرد و گفت که در این شرایط میل به ساخت فیلمهای سفارشی در میان فیلمسازان بیشتر شده است. یکی از معضلاتی که در سینمای دولتی بکرات در این سالها مشاهده شده است، به نحوه اختصاص بودجه برای پروژههای گوناگون مربوط میشود. مثلا بارها در خبرهای رسمی و غیر رسمی شنیدهایم که بودجه فلان فیلم یا سریال بسیار بیشتر از آن حدی بوده که نتیجه کار نشان میدهد. زمانی که بودجه ساخت یک فیلم زیاد باشد، سازندگان نگرانی از بابت اعطای دستمزدهای کلان ندارند و به همین دلیل است که میبینیم فیلمی که با بودجه 4 میلیاردی ساخته شده، در اکران عمومی نزدیک یکدهم سرمایه اولیهاش میفروشد؛ یعنی رقمی تقریبا نزدیک به پولی که به عنوان دستمزد به بازیگر نقش اصلی آن دادهاند!
اخیرا که بحث درباره توافق یک تهیهکننده و بازیگر درباره دستمزد یک میلیارد تومانی یک ستاره سینمای ایران بالا گرفت، کسی از خودش نپرسید که در بخش خصوصی، حتما کسی که داوطلب پرداخت چنین دستمزدی شده، پیشتر بازاریابی درستی کرده که آیا دارد با این کار پولش را دور میریزد یا نسبت به بازگشت چند برابر سرمایهاش اطمینان دارد. این قرارداد با دخالت دولت باطل شد و طرفین قرارداد نیز اصراری بر حفظ همکاریشان نشان ندادند اما چه کسی میداند که اگر این ستاره در فیلم بعدیاش بازی کرد، چه میزان دستمزد گرفته؛ آیا همان رقمی که در قراردادش آمده را گرفته یا آن قرارداد فقط برای راضی کردن نهادهای نظارتی دولت در وزارت ارشاد تنظیم شده است؟
بحث درباره سینمای دولتی پیچیدهتر از موضوع دستمزد یک ستاره و مباحثی از این دست است. مهمترین اشکال در حال حاضر، بیتفاوتی تهیهکنندگان تولید فیلم دولتی به موضوع عرضه و تقاضا در سینماست؛ چرا سازندگان فیلمهای پرهزینه دولتی نباید پاسخگوی عدم استقبال تماشاگران از آثارشان باشند؟ در یک بازار عرضه و تقاضای خصوصی، در صورتی که فیلمی نتواند بودجه اولیه را بازگرداند، آن پروژه به لحاظ اقتصادی شکست خورده و امکان فعالیت دوباره برای سرمایهگذاران نیست؛ اما در سینمای دولتی، همه سرگرم کار در پروژههای سنگین هستند و کمترین احساسی نسبت به فروش یا عدم فروش فیلمشان ندارند. به نظر میرسد اگر قرار بر اختصاص پروژههای دولتی به بخش خصوصی باشد (طبق نص صریح قانون و تأکیدهای فراوان مسوولان) باید با موشکافی بیشتر به این مقوله پرداخت. کسی منکر حضور موثر دولت در عرصه نظارت و حمایت نیـست اما زمــــانی که به جز نظارت و حمایت، پای دخالت هم به میان کشیده میشود، آن وقت شرایط به گونهای پیش میرود که هر روز احساس میکنیم سینما در حال دولتیتر شدن است نه این که به سمت خصوصیسازی پیش برود.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: