در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صحت خبر زمانی تایید شد که یکی از کارآگاهان زن به عنوان متقاضی به این فرد مراجعه کرد. در زمان دستگیری زن رمال تعداد زیادی از آلات و ادوات رمالی و سیدیهای غیرمجاز از محل سکونت متهمه کشف شد و در بررسیهای بیشتر مشخص شد که فرد رمال با وعدههای دروغین اقدامبهکلاهبرداری از افراد کرده است.
فرد دستگیرشده در مواردی به مشتریانش عنوان میکرد که اگر از همسران خود طلاق بگیرند آینده بسیار خوبی در انتظار آنان خواهد بود.
در ادامه تحقیقات مشخص شد این رمال افرادی را در اختیار داشته که با حضور در محافل زنانه ادعا میکردند که مشکل نازاییشان توسط این رمال برطرف شده است.
زمانی که افراد برای حل مشکل خود به فرد رمال مراجعه میکردند، وی مدعی میشد که آنان نباید طلا و جواهر به همراه داشته باشند و از آنها میخواست که طلاهای خود را درون کیسهای که رمال در اختیارشان میگذاشت و حاوی یک دعا نیز بود قرار دهند و تا 3 ماه این کیسه را موقع خواب در زیر سر خود قرار داده و به هیچ عنوان در کیسه را باز نکنند.
رمال در یک فرصت مناسب کیسه حاوی طلاها را با کیسه مشابه دیگری جابهجا میکرده است و مالباختگان پس از چند ماه متوجه این کلاهبرداری میشدند.
این زن در جریان بازجویی اعتراف کرد که از سادگی مردم استفاده میکرده و پول و طلاهایشان را به یغما
میبرده است.
دکتر امانالله قراییمقدم ـ جامعهشناس
اصولا ریشه خرافه، خرافهگرایی و فالگیری و بیم از آینده و اینکه انسان همواره میخواهد ببیند که آیندهاش چه میشود، ریشه در چندین هزار سال گذشته دارد و به جوامع اولیه و ابتدایی بازمیگردد. در قبایل سرخپوستی جادوگران و رمالانی وجود داشتند که کار مهمی بر گردنشان بوده. درباره آینده به اعضای قبیلهشان میگفتند و به نوعی تصمیمگیریها به پیشگویی آنها بستگی داشته است.
ریشه خرافهگرایی را نه در قرن 21 و در ایران بلکه باید در هزاران سال پیش و در سراسر جهان جستجو کرد. فرهنگ خرافهگرایی، فالبینی، طالعبینی و تاسگردانی ریشههای بسیار عمیقی در همه فرهنگها ازجمله فرهنگ ما دارد. به صورت غیرمستقیم و غیرملموس ما با این افکار بزرگ شدهایم و نمیتوانیم این مهم را کتمان کنیم. درست است که حالا سعی میشود در مطبوعات، کتابها، برنامههای تلویزیونی و رادیویی و آموزشهای پلیسی، این آگاهی به مردم داده شود که همه اینها پوچ است، اما اثر آموزههایی که در طول قرون متمادی وارد ذهن ما شده به این سادگی از بین نمیرود. تاثیر این آموزهها به مراتب بیشتر از صدها برنامه آموزنده در صداوسیماست.
بیشک دشمن خرافه و خرافهگرایی، تحصیلات، آگاهی، درک و شناخت است. نمیتوان گفت همه کسانی که این مولفهها را دارند ضدخرافه هستند، اما حتما در کیفیت و کمیت آن تاثیر دارد. حتی افرادی در طبقههای بالای اجتماعی، اگر به درمان نازایی اعتقاد نداشته باشند، ممکن است به فال ورق و قهوه اعتقاد داشته باشند. رفتارهایی که خرافه را گسترش میدهند از طریق سریال، ماهواره، سیدی، گپزدنها و یک کلاغ چهل کلاغ کردن تقویت میشوند. خرافههای موجود در هر جامعه هم در جوامع توسعه یافته و هم در حال توسعه باعث تقویت خرافهگرایی میشود. مثلا اوج خرافهگرایی در ایران در دوره صفویه بوده است. همه اینها خرافهگرایی در جامعه را افزایش میدهد و به سادگی هم نمیتوان آن را از میان برداشت.
حال در این میان، بر مردم ماست که آگاهی پیدا کنند. هر چه میزان آگاهی مردم بیشتر شود، خرافه کمرنگتر میشود، اما این کار یک سال، 2 سال و 100 سال نیست. آگاهی مردم باید در طی قرون بیشتر شود و زمان هم بگذرد تا این باورهای غلط چند هزار ساله از میان بروند.
رابعه موحد، روانشناس
بیشتر افرادی که به فالگیرها و افرادی از این دست مراجعه میکنند، قدرت ماورایی آنها را باور دارند، اما این مراجعات و این باورها دلایل زیادی دارد.
رابعه موحد، روانشناس دلیل اصلی مراجعه افراد به فالگیر و رمال را پیدا کردن انگیزه جدید برای ادامه حیات میداند: «زندگی یک مبارزه بدون وقفه است و تنها چیزی که ما را در این مبارزه یاری میکند حس امید و انگیزه است. وقتی که انگیزه و امید ما به دلایل مختلف مثلا زیادی مشکلات و خستگی از بین میرود ناخودآگاه به سراغ کسب مجدد انگیزه میرویم. راهی که هر کس برای کسب دوباره انگیزه طی میکند بسته به شخصیت و شرایط او متفاوت است».
موحد ادامه میدهد: «ممکن است فردی برای پرکردن خلأ ناامیدی و بیانگیزگی سراغ مواد مخدر، قرص اعصاب یا ورزش برود. عدهای هم ممکن است به سراغ انواع فالها و جلسات احضار روح و غیره بروند».
به گفته موحد، تمایل به شرکت در چنین جلساتی بیشتر بین جوانها و زنها رواج دارد. دلیل این امر هم زیادبودن مشکلات این دو قشر است. او این موضوع را با مثالی توضیح میدهد: «تصور کنید خانمی از شوهر خود جدا شده و در زندگی هیچ حامی ندارد. از طرفی مشکلات مالی و از طرف دیگر مسائل روانی به او فشار آورده و او را ناامید و بیانگیزه کرده است. این فرد به کسی مراجعه میکند تا برایش فال قهوه بگیرد. فالگیر به او میگوید یک خواستگار خوب توی فنجانش دیده یا ثروتی هنگفت در انتظارش است. شنیدن این جملهها به فرد امید و انگیزه ادامه زندگی میدهد. هر چند این امید کاذب باشد». این روانشناس، شرایط خانوادگی را فاکتور مهم دوم و تاثیرگذار بر مراجعان رمالها و فالگیرها میداند: «قطعا شرایط خانوادگی نیز در ایجاد تمایل برای شرکت در چنین جلساتی بیتاثیر نیست. افرادی که خانواده ناآرام و از هم پاشیده دارند به خاطر داشتن مشکلات زیاد، بیشتر طالب فال و پیشگویی هستند».
موحد معتقد است افرادی به سراغ فالگیرها و رمالها میروند که سرخورده و عاجز از حل مشکلات خود هستند و این مساله بیشتر در جوامع سرخورده و عقبمانده دیده میشود: «وقتی این افراد به روانشناس مراجعه میکنند، روانشناس به آنها خواهد گفت آنها مسوول نجات خود هستند و بایدها و نبایدها را به آنها گوشزد میکند، اما فالگیر به آنها وعدههای شیرین میدهد و آنها را متوجه مسوولیت خود نمیکند. طبعا افرادی که عاجز از حل مشکلات خود هستند فالگیر را به مشاور و روانشناس ترجیح میدهند و این مساله باعث میشود خانههای فالگیرها از مراکز مشاوره شلوغتر باشد». به گفته این روانشناس، افراد بعد از مراجعه به فالگیرها و رمالها بسته به شخصیتشان با وضعیت خاصی مواجه میشوند که یا معتاد میشوند و دیگر این جلسات را ترک نمیکنند یا پس از عملینشدن وعدههای فالگیر سرخورده میشوند و دیگر سراغ فال نمیروند. هر دو مورد وضعیت روحی فرد را بدتر میکند.
دکتر علی نجفی توانا، جرمشناس
دکتر علی نجفی توانا، جرمشناس در گفتوگویی کوتاه در پاسخ خبرنگار ما توضیحاتی را درباره این جرم داده است:
آیا غیر از قانون مصوب سال 1324 که تصریح میکند «هر گونه اقدام به رمالی، جنگیری و فالگیری جرم محسوب میشود و مطابق بند 18 ماده 3 آییننامه همین قانون، فرد یا افرادی که از طریق رمالی و پیشگویی در منزل یا مغازه اقدام به فریب مردم کنند و این کار را به عنوان کسب و پیشه خود قرار دهند مرتکب جرم شده و قانون برای این افراد مجازات حبس و جزای نقدی را پیشبینی کرده»، قانون دیگری در این زمینه به تصویب رسیده است که بتوان به آن استناد کرد یا مطابق همین قانون با مجرم
برخورد میشود؟
ـ اگر بخواهیم این مورد خاص را بررسی کنیم، قانونهای دیگری هم داریم که در این مورد به خوبی میتوان به آنها استناد کرد. البته استناد به قانونی که شما اشاره کردید نیز ضرری ندارد، اما معمولا زمانی که رمالی منجر به تحصیل مال نامشروع بشود، متهم تحت عنوان کلاهبردار تحت پیگرد قرار میگیرد و ماده یک قانون تشدید مجازات ارتشا و کلاهبرداری، در مورد او اعمال میشود که حبس و جزای نقدی است.
در مورد طلاهایی که از مراجعهکنندهها به سرقت میرفته، چه جرمی صورت گرفته؟ آیا صرفا دزدی است یا خیانت در امانت هم هست؟
ـ خیانت در امانت به این معنی است که شخصی مالش را به امانت نزد دیگری بسپارد و از او بخواهد که صرفا آن را نگه دارد و در زمان خاصی به صاحبش برگرداند یا فقط جهت امور خاصی صرف کند و شخصی که مال پیش او به امانت گذاشته شده، سر باز زند. مالش را پس ندهد یا در امور دیگر صرف کند. کاری که این خانم کرده بیشتر دزدی است. چراکه مراجعهکنندگان چیزی را به امانت پیش او نگذاشتهاند و او خودش از آنها گرفته و با چیزهای دیگر عوض کرده است. در واقع اموالشان را به قول عامه بلند میکرده. این دزدی محسوب میشود.
به نظر شما از میان رمالی، کلاهبرداری و دزدی کدام اتهام این زن محرزتر است؟
ـ در کل اعتقاد بنده بر این است که در این مورد، اقدامی متقلبانه صورت گرفته، این زن وعدههای دروغین مثل پیدا کردن کار و شوهر و زندگی بهتر و حتی درمان نازایی میداده و با وعده و وعید اموالی را به جیب میزده است که از مصادیق بازر کلاهبرداری است.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: