در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلهفیلم مرگ در میزند ـ که مراحل انتهایی فیلمبرداریاش را پشت سر میگذارد ـ از جمله همین آثار است. مرگ در میزند، قصهای ساده دارد که داستان صفا، پیرمرد شیرینیفروش (با بازی داریوش اسدزاده) و رضا (کورش تهامی) راننده نعشکشی را روایت میکند. فیلمنامه این تلهفیلم براساس طرحی از سام کلانتری توسط سروش صحت و ایمان صفایی نگاشته شده است.
پیامدهای سینمایی مثبتگرا
قرار است گروه تلهفیلم مرگ در میزند صحنههایی از مدرسه را ضبط کند. به گفته سام کلانتری (دستیار اول کارگردان و برنامهریز) در این لوکیشن مریم (با بازی بهار نوحیان) نامزد رضا و جایگاه اجتماعی او نشان داده میشود.
وارد مدرسه ابتدایی پسرانه واقع در خیابان شریعتی میشوم. جز تعدادی دانشآموزشلوغ که دور معلمشان حلقه زدهاند هیچیک از افراد تلهفیلم حضور ندارند. دیر رسیدم. بناچار به سمت خیابان فاطمی، نزدیک بوستان اقاقیا حرکت میکنم که عوامل تلهفیلم مشغول تصویربرداری از سکانسهای خارجی بوستان اقاقیا هستند.
هنگام اذان ظهر داخل پارک پر از شور و هیجان بچههای دبستانی و گفتوگوی پیرمردها است که در این هوای فرحبخش بهاری زیر سایه درختان نشستهاند. انتهای پارک، جایی که کارگردان میزانسنهای صحنه را تعیین میکند، خلوتتر از دیگر قسمتهای پارک است. آفتاب اردیبهشت کار نورپرداز را سخت کرده است. نورپرداز سعی دارد با گذاشتن صفحههای رفلکتور در دو سمت پارک، شدت نور محیط را کم کند. بنز نعشکشی در کوچه نزدیک پارک هر از گاهی جلو و عقب میرود تا در نقطه مورد نظر کارگردان توقف کند.
کورش تهامی از خودرو پیاده میشود و در را برای داریوش اسدزاده باز میکند. بازوی او را میگیرد و وارد پارک میشوند. سام کلانتری میگوید: «قرار است تمام اتفاقها، دیالوگها و... در لوکیشن پارک اقاقیا صورت بگیرد. در حقیقت این سکانس از اصلیترین سکانسهای تلهفیلم محسوب میشود و میتوان گفت نقطه عطف داستان است و رضا به حقایقی از زندگی صفا پی میبرد.»
سومین سکانس تمرین نیز گرفته میشود. در فرصتی که بین این دو برداشت تمرین به دست میآید با مصطفی رزاق کریمی، کارگردان این اثر همکلام میشوم.
این اولین تلهفیلمی است که مصطفی رزاق کریمی پس از ساخت فیلم سینمایی «حس پنهان» برای سیمافیلم کارگردانی میکند.
به گفته رزاق کریمی اثرهایش چه مستند بودهاند و چه داستانی، همیشه موضوع خانوادگی داشتهاند؛ چرا که این مقوله مورد پسند اوست. او میگوید: «در فیلم سینماییام (حس پنهان) موضوع خانوادگی دو جوان را به تصویر کشیدم و در این تلهفیلم نیز سعی دارم زندگی و تنهایی پیرمرد سالخوردهای را که فرزندانش سالهاست از او سراغی نمیگیرند، به تصویر بکشم.»
رزاق کریمی ادامه میدهد: «از آنجا که قصه ظاهری تلخ داشت و تلخی در تلخی ویژگی خوبی برای بیننده ندارد طی جلساتی که با مرتضی رزاق کریمی تهیهکننده و دیگر عوامل داشتم سعی بر این شد موقعیتهایی ایجاد کنیم که طنز درونی دارند نه لودگی!»
از کارگردان این تلهفیلم میپرسم آیا اثرش مانند دیگر مجموعههای خانوادگی سیما مثل خانه سبز، عناصر روانشناختی خانوادگی را در بستر درام پیش روی مخاطب ترسیم میکند؟
او در جواب میگوید: «عمل و عکسالعمل و علت و معلول بسیار برایم مهم است. زمانی که خانه سبز پخش شد متاسفانه ایران نبودم. سعی دارم در کارم برشی از واقعیتهای زندگی وجود داشته باشد تا بیننده شاخصههایی از آن را متعلق به خود بداند.
به اعتقادم ویژگی سینما این نیست که از بیننده انرژی بگیرد، بلکه سینما هر قدر موضوع سنگین، وزین، سخت و تلخی داشته باشد میتواند انرژی مثبت را به بیننده انتقال دهد. به قدر کافی در خانواده و مسائل اجتماعی همیشه تلخی به چشم میخورد، بنابر این باید به بیننده امید داد. آدمهای این داستان منفی نیستند بلکه همه گرفتارند، البته مانند بسیاری از فیلم و داستانها به مشکلات خانوادگی، ارث، حرمتشکنیها و کشمکشهای بین فرزندان خانواده نمیپردازد و فقط موضوع درگیریهای شغلی و مشغلههایی است که مانع میشوند فرزندان به دیدار پدرشان بروند.»
برخلاف بیشتر کارگردانها و تهیهکنندهها که نسبت به مقوله تلهفیلم دیدگاه خوبی ندارند و گمان میکنند میزان انرژیای که در سریال و فیلمهای سینمایی صرف میشود نباید برابر با تلهفیلم باشد، رزاق کریمی معتقد است: «مهم نیست که تلهفیلم چه جایگاهی دارد، اسم خوبی دارد یا نه. مهم این است که قصه خوب باشد.
فکر میکنم در این داستان موضوع انسانی و مقوله «خلأ دور هم بودن خانواده» بخوبی معرفی و به تصویر کشیده شده است.»
او به برداشت و شیوه ضبط پلانها اشاره میکند و میگوید: «در هر فیلمی سناریو تعیینکننده هر پلان و سکانس است و مشخص میکند آیا این سکانس به حرکت نیاز دارد یا نه؟ مقوله حرکت نیز خود به تنهایی تعریفهای پیچیدهای دارد. تعریفهای احساسی نیز دارای جایگاهی ویژه هستند. در اصل مزیت فیلم نسبت به درام و موقعیتهای احساسی، دکوپاژ میشود. این فیلم قبل از تصویربرداری دکوپاژ شده و میان پلان اینسرت (Insert) ندارد».
رزاق کریمی تصریح میکند: «در این فیلم تلاش شده است شاخصههایی وجود داشته باشد تا نکات مستتر در فیلمنامه بخوبی تعریف شود».
رضا شیخی، مدیر تصویربرداری تلهفیلم «مرگ در میزند» با سابقه چند ساله تاکنون در کارهای شاخصی حضور داشته و فیلم سینمایی «مرهم» از آخرین کارهای اوست. به گفته شیخی، تلهفیلم دست کمی از فیلم سینمایی ندارد و سعی دارد کارش را به نحو احسن انجام دهد. او درخصوص تکنیکهای به کار برده شده در این تلهفیلم میگوید: «تصویر و نور با توجه به محتوای فیلم و ژانر مورد نظر و نکتهسنجی و بینش کارگردان گرفته شده است.» او ادامه میدهد: «تم این فیلم پرتحرک نیست، اما گاهی حرکت دوربین داریم، چراکه سکون و ایستایی تصویر موجب خستگی بیننده میشود. به نظرم حرکت دوربین میتواند برای چشم جذابیتهای بصری ایجاد کند».
طنز موقعیت، اجازه بداههپردازی را از بازیگر میگیرد
مرگ در میزند، پیش از تولید با تغییرات متعددی در فیلمنامه مواجه بوده و به گفته کارگردانش داستان این تلهفیلم بارها بازنویسی شده است. سام کلانتری در این خصوص میگوید: «طرح فیلمنامه را خودم ارائه کردم. مفهوم سناریو و اتفاقاتی که سروش صحت و ایمان صفایی از نظر شکل دادن و بستر طنز خلق کردند از لحاظ ساختاری خوب است و کاراکترها به نوبه خود در لایههای خاص خود حفظ شدند و شکل گرفتند، اما در بعضی قسمتها از نظر محتوایی تغییراتی اعمال کردم».
کلانتری ادامه میدهد: «بحث اصلی ما توجه به بزرگترهایمان است که پیر شدهاند. پدر و مادرهایمان یک عمر زحمت ما را کشیدهاند چه خوب و چه بد! اگر مرگ اتفاق بیفتد چقدر ناخوشایند است، بنابراین پیش از این که چنین اتفاقی بیفتد و افسوس بخوریم باید قدر خانواده و بزرگترهایمان را بدانیم. مرگ در میزند، تم ساده و بحث کلاسیک سادهای دارد و در این تلهفیلم سعی شد با افزودن ریشههایی از طنز، ریتم این داستان به سمت طنز موقعیت سوق داده شود».
کلانتری معتقد است: «طنز موقعیت در بعضی مواقع اجازه بداهه را از بازیگر میگیرد و شاید هم در بعضی مواقع به کمک آنها بیاید. در این کار متن و دیالوگهایش براساس منطقهایی نوشته شده است و تعریفی به عنوان بداهه وجود ندارد، بنابراین تلاش داریم اتفاقات و دیالوگها در چارچوب سناریو پیش برود وگرنه با پس و پیش شدن دیالوگها ممکن است از حالت طنز خارج شود».
پیشکسوتی که بیش از هر چیز آرامش دارد
داریوش اسدزاده ازجمله پیشکسوتانی است که علاوه بر شهرت در این عرصه، از محبوبیت بالایی نیز میان مخاطبان سینما و تلویزیون برخوردار است. ظاهری آرام و مهربان دارد و در چشمانش نوری از سالها تلاشش در صحنه تئاتر و سینما موج میزند. اسدزاده در این تلهفیلم به عنوان یک پدر ایفای نقش میکند؛ پدری که چشم به راه و دلسوز فرزندانش است. او درخصوص مراحل مختلف حضور این کاراکتر در تله فیلم مرگ در میزند، میگوید: «این مرد در سکانسهای مختلف، ویژگیهای متفاوتی را از خود بروز میدهد. در این سکانس هم به دلیل موقعیت خاصی که برایش پیشآمده، مجبور است نوعی خاص از راه رفتن را به نمایش بگذارد.»
او میگوید: «درصد کمی امید برای بازسازی خانوادههایی که از اختلافات داخلی رنج میبرند، وجود دارد؛ مثلا اختلاف بر سر ارث و میراث بین فرزندان ممکن است تا پایان عمرشان گریبان خانواده را بگیرد و به نظر من یگانه عنصری که باعث زوال خانواده میشود، ارثیه است. البته در این تلهفیلم گرچه چنین مسالهای را نمیبینیم، اما اعضای خانواده به نوعی از هم دور افتادهاند.»
وی درخصوص نقاط مثبت این تلهفیلم می گوید: «در بسیاری از آثار عوامل آن طور که باید و شاید کنار هم چیده نمیشوند و به تماشاچی لذتی را منتقل نمیکند، ولی این کار داستان بسیار زیبایی دارد که شخصا کمتر در چنین سوژههایی به ایفای نقش پرداختهام. در نتیجه کار تا اینجا بخوبی پیش رفته است و بسیار روی آن اشراف دارم.»
داریوش اسدزاده در بیشتر کارها، حتی اگر در ژانر جدی ایفای نقش کند، لحظاتی شیرین و دلچسب را برای بیننده به وجود میآورد. در این مجموعه نیز موقعیتهای طنز بسیاری را در لایههای زیرین بازیاش وارد کرده است. از او میخواهیم درخصوص پایان ماجرای آقای صفایی توضیح دهد، اما اسدزاده با شوخطبعی خاصی از جواب دادن طفره میرود و با خنده میگوید: «شما میخواهید من قصه را لو دهم، اما هیچ چیز به شما نمیگویم، چرا که راز این اثر تا قبل از دیده شدن باید بین من و کارگردان و دیگر عوامل باقیبماند.»
کیفیت را فدای کمیت نمیکنم
تلهفیلم مرگ در میزند، زمانی حدود 4 هفته را برای تولید نهایی خود در نظر گرفته است و به گفته عواملش با افزایش حجم کار، مراحل به نحوی پیش میرود که کیفیت فدای کمیت زمانی نشود. مرتضی رزاق کریمی (تهیهکننده این اثر) در این خصوص میگوید: «در هر کار پروژه اصلی را براساس یک بودجه واحد طراحی میکنیم. بودجه باید در مرحله نخست واقعبینانه باشد و تا اینجا چه در آثار داخلی و چه کارهای تولیدی که خارج از کشور انجام دادهام، کیفیت کار را به دلیل مشکلات اینچنینی پایین نیاوردهام. گاهی در پروژههایی کار کردم که 40 درصد زیان مالی را متحمل شدم، اما کارگردان با اعتمادی که به کیفیت کار بنده داشت تا انتها پیش رفت.»
از او میپرسم در مراحل پیش تولید تا چه اندازه به حضور اثرش در جشنواره تلهفیلم که همزمان با فیلم فجر برگزار میشود، امیدوار است. رزاق کریمی پاسخ میدهد: «اصلیترین دغدغهام برای ساخت هر اثر حضور در یک حرکت فرهنگی است، هر چند ماهیت سینما به توجیه اقتصادی نیاز دارد و پروژههای زیادی را با این نگاه تولید کردهام، اما هرگز برای حضور در یک جشنوارهای خاص از هیچ یک از مراحل تولید اثرم نکاستهام؛ البته هیچکس از دیده شدن فیلمش در جشنوارههای مختلف و نمایش عمومی قبل از اکران بدش نمیآید، ولی این باعث نمیشود برنامهریزی خاصی را فقط برای جشنواره پیشرو داشته باشم.»
بازیگران: داریوش اسدزاده، کورش تهامی، ناصر گیتیجاه، رضا توکلی، گلاره عباسی، هومن کیائی، بهار نوحیان، نسیم زاهدی، پدرام شریفی، طاهره علائی و بازیگر خردسال: ملیکا پارسا.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: