مساجد جامع در زمانهای قدیم مرکز استقرار دینی شهرها بودهاند که به خاطر مراجعه مستمر همه قشرهای مردم شهر و به دلیل خلوصی که بالقوه دارند نقطه پخش هرگونه آگاهی نسبت به شرایط عمومی شهروندان و نحوه زندگی و نظام اداری آنان محسوب میشود و درهمین مکان، آگاهیهایی پخش شده و به بحث گذاشته میشوند و انعکاس آنها در افکار عمومی هم نقطه بازگشت خود را مییابد.
اگر چه مسجد جامع بیشتر مرکز مذهبی محسوب میشود تا یک مرجع اجتماعی، اما شکلگیری افکار عمومی و جهتگیری هدفهای مربوط به آینده شهر در این مکان صورت میگیرد.
مساجد جامع به دلیل اینکه رکن اصلی قدرت مذهبی شهر به شمار میروند نمیتوانند جدا یا با فاصله زیاد از بازار موضع بگیرند و در شهرهایی نظیر اصفهان، تهران، تبریز، سمنان و... متصل به بدنه بازار و درآمیخته با کالبد واحدهای معماری شهری ساز نده آن هستند.
بازار در حقیقت مرکز جمعآوری فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و مراکز اصلی فرهنگی شهر را در بر میگیرد. بازارها که قلب اقتصادی و اجتماعی شهرها به شمار میروند در بافت قدیمی شهرها دایر هستند و هنوز در آنها جنب و جوش مردم، تراکم روابط اجتماعی و سرزندگی فعالیتهای عمومی و رفتارهای مذهبی به چشم میخورد.
عوامل مهمی که باعث فرسودگی و از کارافتادن بافت شهرها در بخش قدیمی هستند شامل:
1ـ تغییر سیمای مسکونی بافت قدیمی به علت انتقال جمعیت اصلی از این بخش به سایر بخشهای شهر و جایگزینی گروههای اجتماعی مهاجر و غیربومی همچنین تراکم مسکونی در واحد مسکونی.
2ـ تغییر کاربری واحدهای مسکونی به انبار و کارگاه به دلیل کمبود فضا در ناحیه مرکزی شهری و ضرورت توسعه واحدهای تجاری و خدمات جانبی
3ـ مشکلات دسترسی دستگاههای ارتباطی و تأسیسات زیربنایی
عوامل اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، کالبدی و مدیریت برنامهریزی، همگی از عوامل فرسودگی بافتهای کهن شهری و ناحیه مرکزی شهرها هستند.
1) عوامل اقتصادی: مهمترین عامل اقتصادی که باعث فرسودگی و تخریب بافتهای کهن شهری میشود، کاهش سرمایهگذاری است که سرمایهگذاری عمومی و خصوصی به دلیل مشکلات فیزیکی بسیار دشوار است و به دلیل کمبود منابع اقتصادی توسط مالکان خصوصی نوسازی نمیگردد.
2) عوامل اجتماعی: بخش عمده ساکنان بافتهای کهن شهری را مهاجران تشکیل میدهند. این مهاجران فرهنگهای بومی متفاوتی دارند و اغلب از لایههای اجتماعی و فقیر روستایی به شهرها آمدهاند. بافتهای کهن در برخی شهرهای بزرگ به علت فقر و بیکاری مهاجران مرکز وقوع جرمهای اجتماعی میشوند و پدیده نامساعد همزیستی در روابط نامتعادل اجتماعی با افزایش تراکم مسکونی در محلههای قدیمی ظهور میکند. به دلیل ازدحام جمعیت مهاجر و اسکان گروههای بزهکار، امنیت در بافت کهن کاهش مییابد و روابط اجتماعی و همزیستی را در بین ساکنان بافت قدیم به حداقل میرساند.
3) عامل حقوقی: مالکیت خصوصی ابنیه و اماکن در بافت کهن اغلب به صورت مشاعی، موروثی و متعلق به چند مالک است. بخشی از آن واحدها موقوفهاند و بسیاری از مراکز کسب و کار به علت اجاره دادن سرقفلی عملا از اختیار مالکان خارج است که این امر مهم مانع بهسازی و نگهداری بافت قدیم میگردد.
4) عامل کالبدی: نوع مصالح ساختمانی(خشت و گِل) در ابنیه بافتهای کهن بهگونهای است که مرمت، مستمر و همیشگی را ایجاب میکند که با توجه به عوامل اقتصادی، اجتماعی و حقوقی یادشده دشواری خاص خود را دارد. تراکم ساختمانی در بافتهای کهن سبب فشردگی بافتها و چسبیدگی واحدها شده است و امکان دخل و تصرف در آنها را مشکل میسازد.
5) عوامل برنامهریزی: طرحها و برنامههای میراث فرهنگی اغلب موانعی برای نوسازی بافتهای قدیمی فراهم میآورد. بخش قدیمی در برخی طرحهای شهری به وسیله محدوده معین از قلمرو و برنامهریزی و طراحی شهری خارج شده، تصمیمگیری و اقدامات عمرانی منوط به اجازه میراث فرهنگی است. ایجاد سیاستهای یگانه و واحد در طرحهای جامع و هادی شهر با توجه به تفاوتهای اجتماعی و اقتصادی بافتهای کهن با بافتهای جدید شهری در بیشتر طرحهای شهری بدون توجه به ارزشها یا ویژگیهای بافت کهن، معابر و کاربریهای نامناسبی در این بخش شهر ساخته شدهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم