خانواده فرانک به کارآگاهان گفتند که او آخرین بار به دانشگاه رفته و 2 دوست دخترش نیز او را همراهی میکردهاند. حین بازپرسی از 2 دوست فرانک کارآگاهان دریافتند او با پسر 20سالهای به نام محسن آشنا بوده و قصد ازدواج داشتهاند. خانوادههای محسن و فرانک هم با یکدیگر آشنایی و رفت و آمد داشتهاند، اما از رابطه فرزندانشان بیخبر بودند. این اواخر محسن نیز از ازدواج سر باز میزده و با فرانک اختلافاتی داشته است.
در ادامه تحقیقات پلیسی و با به دست آمدن اطلاعات جدید، محسن بازداشت شد. ابتدا منکر هرگونه عمل خلاف شد، اما بعد همه چیز را اعتراف کرد.
او گفت: «از حدود 5 سال پیش با فرانک که خانواده ما با آنها رفت و آمد دارد، آشنا شدم. در ابتدا فقط تلفنی با هم صحبت میکردیم، اما در طول این چند سال رابطه ما بیشتر شد. حدود یک ماه پیش بود که فرانک موضوع ازدواج را به میان آورد و تهدید کرد اگر با او ازدواج نکنم، خانوادهها را در جریان میگذارد.»
محسن توضیح داد: شرایط ازدواج نداشتم. خیلی با او صحبت کردم. گفتم من درسم تمام نشده، سربازی نرفتهام، کار ندارم. اما او قبول نکرد و همچنان بر خواستهاش اصرار میکرد. دیگر کلافه شده بودم. من هم یک روز صبح یک تیغه چاقو از خانه برداشتم تا برای آخرین بار با او صحبت کنم و اگر قبول نکرد او را بکشم. با او در پارک طالقانی ملاقات کردم و چون دیدم دارد حرفهایش را تکرار میکند و قانع نمیشود، چاقو را از کمرم برداشتم، یک ضربه به شکم او زدم و فرار کردم.»
این متهم اکنون در اختیار پلیس است و تحقیقات از او ادامه دارد.
سارا لقایی
مریم رامشت، روانشناس
«بدون شک ملاکهای ازدواج از اهمیت بالایی برخوردار است.» مریم رامشت، روانشناس با بیان این مطلب تصریح میکند: «نمیتوان بعضی از این ملاکها را بیاهمیت جلوه داد، مسائلی مانند تحصیلات، وضعیت اجتماعی، اقتصادی و مهمتر از همه سن. اتفاقی که در این پرونده افتاده، اهمیت سن طرفین برای ازدواج را نشان میدهد. شاید در فرهنگ ما اینگونه جا افتاده باشد که 18 و 20 سال سن مناسبی برای ازدواج است، اما واقعیت نشان میدهد که ازدواج در این سن ریسک بالایی دارد. این دو نفر از بلوغ فکری لازم برای ازدواج برخوردار نبودند. دو طرف برای ازدواج باید دارای بلوغ فکری و عاطفی باشند و بتوانند فکر کنند، تصمیم بگیرند و مدیریت زندگیشان را عهدهدار شوند.»
این روانشناس ادامه میدهد: «دختر به دلایل خودش میخواسته ازدواج کند و پسر هم به دلایلی که برای خودش اهمیت دارد از ازدواج سر باز میزده است. اینها ناشی از تفاوت اهداف و تصمیمات این دو نفر است. برای ازدواج مقدماتی لازم است، از جمله شناخت طرفین از تفاوتهای روانشناختی زن و مرد. باید قبل از ازدواج 2 طرف به این آگاهی برسند و طرف مقابلشان را هم بشناسند و از تفاوتهایشان باخبر شوند. هر چه شخص از نظر سن، تحصیلات، موقعیت فردی و اجتماعی در سطح بالاتری باشد، شناختش بیشتر میشود. زمانی که این شرایط وجود ندارد، شاهد وابستگیهای شدید و رفتارهای پرخطر اینچنینی از سوی طرفین هستیم.»
رامشت با تاکید بر اهمیت هدفمند بودن روابط قبل از ازدواج و مدت زمان مشخص آن میگوید: «این دو نفر به مدت 5 سال با هم رابطهای داشتهاند که از همه پنهان کرده بودند و فکر پایانش را هم نکرده بودند. روابط قبل از ازدواج نباید اینقدر طولانی باشد که وابستگیهایی به این شدت ایجاد کند. همچنین نباید بیهدف باشد، چراکه آسیبهای بسیاری را به دنبال دارد. ما میگوییم زوجین قبل از ازدواج حتما مدتی را برای شناختن یکدیگر اختصاص دهند، اما رابطههای طولانی و بیهدف هم پذیرفته نیست و خطرات بسیاری دارد.»
این روانشناس میگوید: «یکی از مقدماتی که برای ازدواج لازم است، توانایی افراد برای حل مساله است. این پسر جوان به جای حل مساله، صورت مساله را پاک کرده و درواقع باعث تباه شدن 2 زندگی شده است. مقتول نیز به خاطر جوانی و برخوردار نبودن از این توانایی حل مشکل، حق انتخاب را از پسر گرفته و به اجبار خواستار ازدواج با او شده است. اینکه خانوادهها از رابطه این دو جوان باخبر نبودند، آسیب بسیاری وارد کرده است. زیرا به خاطر ترسی که داشتهاند، جرات نکردهاند موضوع را بازگو کنند. دختر به فکر ازدواج افتاده و پسر هم که نمیخواسته ازدواج کند، میترسیده که خانوادهاش از ماجرا بو ببرند.»
فهیمه اسدی، وکیل
شاید برای بسیاری از خوانندگان تپش دانستن روند تکمیل یک پرونده قتل جالب باشد و دوست داشته باشند بدانند سرنوشت محسن چه خواهد شد. صحبت درباره سرنوشت محسن هنوز زود است.
با توجه به اینکه او به قتل اعتراف کرده و گفته که قصد قبلی هم داشته، به احتمال زیاد به قصاص محکوم خواهد شد و تصمیمگیری درباره زندگی او به خانواده مقتول بستگی دارد، اما اکنون میتوانیم مختصری از روند تکمیل یک پرونده را شرح دهیم.
متهم به قتل تا زمان تکمیل تحقیقات مقدماتی در اختیار پلیس میماند. تا زمانی که صحنه جرم بازسازی و همه جزئیات پرونده کشف شود. بعد از آن متهم به زندان انتقال مییابد. در طول مدتی که متهم به قتل در زندان است، همچنان جلسات بازپرسی از او ادامه دارد تا تمامی ابهامات پرونده برطرف شود.
در این مرحله بازپرس برای متهم قرار مجرمیت صادر میکند و دلایلی که به نظرش دال بر مجرم بودن متهم است، بیان میکند.
سپس پرونده به دست دادیار اظهارنظر میرسد که درواقع نماینده دادستان است و پرونده را دوباره بررسی میکند.
اگر با نظر بازپرس موافق بود، کیفرخواست صادر میشود.
اما اگر دادیار اظهارنظر با بازپرس اختلافنظر داشت، نظر خودش را اعلام میکند و پرونده برای رسیدگی به دادگاه عمومی فرستاده میشود. دادگاه عمومی هر دو نظر را بررسی و نظر نهایی را اعمال میکند و روال عادی پرونده طی میشود.
مرحله بعدی، ارسال پرونده به دادگاه کیفری استان است. آنجا متهم در حضور 5 قاضی محاکمه میشود و رای اکثریت قضات سرنوشت او را مشخص خواهد کرد. یعنی دستکم 3 قاضی باید حکم بر مجرم بودن او بدهند.
از زمان اعلام رای، متهم 20 روز فرصت دارد تا به رای صادره اعتراض و تقاضای تجدیدنظر کند. سپس پرونده به دیوان عالی کشور میرود. در صورت تایید، پرونده به دادسرای دایره اجرای احکام فرستاده میشود.
در این مرحله برای بعضی پروندهها جلسههای صلح و سازش برگزار میشود تا رضایت اولیای دم برای عدم قصاص قاتل جلب شود.
همزمان پرونده به دفتر قوه قضاییه برای استیذان (اذن برای اجرای حکم) فرستاده میشود. با استیذان رئیس قوه قضاییه برای اجرای حکم، وقت تعیین میشود.
در تمامی مراحل رسیدگی به پرونده، متهم به قتل در بازداشت میماند و تحت هیچ شرایطی آزاد نمیشود.
نسرین خواجوی، کارشناس مطالعات زنان
نسرین خواجوی، کارشناس مطالعات زنان در گفتوگو با تپش به این پرونده از زاویه دیگری نگاه کرده است. در عرف ما این همیشه مرد است که پا پیش میگذارد و خواستگاری میکند، به نظر میرسد این دختر صرفنظر از عاقبت کارش، دست به ساختارشکنی زده است. این را چگونه ارزیابی میکنید؟
هرگز نمیشود تنها از روی یک خبر کوتاه بدون دانستن جزئیات قضاوت کرد. خبر میگوید دختری از پسری خواستگاری کرده و پسر او را کشته است، اما تا چه میزان از جزئیات رابطه این دختر و پسر اطلاع داریم؟ پسر گفته تا مدتها به صورت تلفنی ارتباط داشتیم و بعد رابطهمان بیشتر شد. این بیشتر شدن تا چه حدی است؟ منظور چیست؟ بله گاهی اوقات دخترها از روی عشق و علاقه ساختارشکنی میکنند و برای ازدواج پیشقدم میشوند و در دنیای امروز کم هم دیده نمیشود. افکار سنتی این کار را سبک شدن دختر میداند، اما افکار مدرن اصلا این کار را ناپسند نمیداند. اما پشت پرده اصرار فرانک به ازدواج با محسن چیست؟ شاید این دختر از چیزی مثلا آبروی خود میترسیده است. در بسیاری از موارد زمانی که روابط جنسی بین 2 نفر وجود دارد، دختر اصرار به ازدواج میکند، چرا که میترسد به او انگ و برچسب زده شود. میترسد رها شود. میترسد اگر رازش فاش شود از سوی خانواده و جامعه طرد شود و دیگر کسی حاضر نباشد با او ازدواج کند. پسرها با چنین مشکلاتی روبهرو نیستند، زیرا خیلی از مسائل برای آنها تابو نیست، اما برای دختران تابوست.اما در این پرونده اشارهای به وجود چنین رابطهای نشده است.
دقیقا. بر همین مبنا ما نمیتوانیم بگوییم ساختارشکنی فرانک نشات گرفته از چیست. شاید او واقعا عاشق شده بوده شاید هم از چیزی میترسیده، اما مساله فراتر از این پرونده است. اتفاقاتی از این دست میافتد و ما نباید چشمهایمان را روی واقعیات ببندیم. ممکن است این اتفاق درباره فرانک نیفتاده باشد، اما فرانکهای زیادی هستند که قربانی میشوند.اگر این پرونده، یک پرونده قتل نبود و چنین سرانجامی نداشت، آیا این موضوع را که دختران نیز برای خواستگاری پیشقدم میشوند، میتوان مثبت ارزیابی کرد؟
ابراز علاقه و پیشنهاد برای زندگی مشترک، یک رفتار انسانی است. مادامی که طرفین به رشد عقلی و عاطفی رسیده باشند و برای ازدواج آماده باشند، به نظر من تفاوتی ندارد این موضوع از زبان مرد مطرح شود یا زن.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم