در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گرگان را با ناهارخورانش میشناسند، اما اگر همان جاده ناهارخوران را اندکی پیش روید، به دهکدهای می رسید که نامش «زیارت» است. روستای ییلاقی زیارت به عنوان یکی از 10 روستای دارای بافت باارزش تاریخی کشور معرفی شده است.
جالب این که بدانید این روستا نه تنها به دلیل وجود امامزادههایی که در آن است زیارت نامگذاری شده، بلکه ازهزاران سال پیش این نقطه از بزرگترین و معروفترین عبادتگاهها وزیارتگاههای ادیان مختلف بوده است که برای زیارت از تمام آسیا به این منطقه میآمدند. آثار باقیمانده از شهر سوخته که قدمت آن به هزاران سال پیش میرسد و همچنین روایتهای تاریخی، خود دلالت بر این موضوع دارند؛ البته با توجه به اشیای پیدا شده در مناطق مختلف این روستا بویژه در منطقه شربت (شهربت)، و روایاتی که به صورت شفاهی و سینه به سینه نقل شده، گویای آن است که این روستا بازماندهای از یک شهر بزرگ است که معلوم نیست چه روزگار و سرنوشتی برایش رقم خورده است. آثار به جای مانده از آن روزگاران هم بر اثر رطوبت و باران و... ازبین رفتهاند؛ بهجز تعدادی که اکنون در موزه گرگان و تهران به نمایش در آمدهاند، این هم خود حکایتی دارد.
کوهستانی بودن منطقه، به زیبایی روستا دوچندان افزوده است. همچنان که در مسیر پیش میروی گاه محو این همه رنگ و زیبایی خواهی شد که در این اردیبهشت واقعا بوی بهشت میدهد، و گاه چشمانت بر زنی سالخورده که نان محلی میپزد، به امید کرم مسافران، خیره میماند. راستی سخن از کهنسالی شد، اهالی این روستا نسبت به دیگر نواحی ایران زمین از عمر طولانیتری برخوردارند که خود راز آن را زندگی در طبیعت، هوای سالم و مواد خوراکی طبیعی ذکر میکنند. اینان به نیکی کیمیای زندگی را کشف کردهاند! عمرشان همیشه طولانی و سرافراز باد.
در این هنگام که رخسار روستا رخ در رخ مه میکشد، میتوان خود را دوباره در آینه بیریای هوا بازیافت، تو هم گم خواهی شد، اما نه، انگار دوباره خود را بازخواهی یافت. زیباتر از آن، این که درست لابهلای همین هوای خیال انگیز، کودکانی با لباسهای رنگی قرمز و آبی، سرک میکشند و مسافران را عمیق نگاه می کنند ؛ کودکانی با چکمه و چشم های سیاه.
آن هنگام که کمتر از 10 کیلومتر از شهر، پی شادمانیهای گمشده خویش راهی شدهاید، درمییابید که هر مسافری بیبهانه راهی امامزاده عبدالله میشود. این امامزاده حیاطی دارد از جنس خاک و بنایی با نمای آجر. ساختمان نوساز است و هیچ نشانی از معماری قدیم در آن به چشم نمیخورد. کنار همین امامزاده تفرجگاهی است برای سلامتی تن و روان، آبگرم طبیعی در 2 اتاقک کوچک، یکی برای بانوان و دیگری برای آقایان در نظر گرفته شده است. دانشنامه گلستان در مورد نام قدیمی این آبگرم از آن به نام «گرماندو و گرماب» نام برده است. هزینه ورود به این آبگرم تاریخی هم تنها هزار تومان است.
بافت قدیمی روستای زیارت منحصر به فرد و در دنیا کم نظیر است
علاوه بر این مکان زیارتی، میتوان به وجود امامزاده صالح و همچنین امامزادهای در محل باباقنبر سر (کله یزید) و امامزادهای در مرسنگ (امامزاده علیابن موسیابن جعفر) و پیرشیخ اشاره کرد. هنگامی که در محلههای شیبدار روستا قدم میزنید مردمانی را میبینید که با هزار امید، این راه سخت را هزاران سال است که پیمودهاند و میپیمایند و چنین است که فرهنگ اصیل خود را تا به امروز پاسداری کردهاند. در این محلهها میتوانید خانههای قدیمی با معماری اصیل را ببینید که تاحدودی از تعرض مدرنگرایی مصون ماندهاند. باوجود این همه زیبایی، خیلی چیزها هم توی ذوق میزند. یکی از آنها سر درآوردن ویلاهای مدرن و گاه بدون هویت معماری در روستا و اطراف آن است و دیگر همین بنگاههای معاملات املاکی که معلوم نیست چه کارهاند؟! در کل بافت جدید اندکی خاطر را آزرده میکند.
وجود 2 آبشار در روستا چیزی نیست که بسادگی بتوان از دیدن آنها چشم پوشید و گوش را به صدای شرشرش نسپرد؛ آن هم به هنگامهای که از هر شاخه و شاخساری آواز پرندگان به گوش جان میرسد و در وسعت خاکی پاک که درختان قامت کشیده، دست نیاز به سوی خالق دراز کردهاند، به راستی میتوان نرفت؟!
اما تنها نشانی که مسوولان از سر مسوولیت در این مکان تاریخی بر جای گذاشتهاند، تابلویی است در جلوی ورودی امامزاده که معماری تاریخی روستا را با تاسف روایت میکند! آن هم با این ادبیات: «بافت قدیمی روستای زیارت به لحاظ موقعیت قدیمی، طبیعی و معماری آن یکی از زیباترین و بکرترین بافتهای بومی ایران است که ویژگی خاص و منحصر به فرد آن در دنیا کمنظیر است؛ مردمساز و بومی، هماهنگ با اقلیم و سازگار با معیشت روستائیان و در عین حال زیبا و دلنشین، که گویای فرهنگ اصیل و خلاقیت مردمی است که سالیان دراز در این بوم زیسته، آن را تجربه کرده، شناخته و دست به سازندگی زدهاند. متاسفانه ساخت و سازهای بیرویه شهری، ساختار و هویت معماری روستا را مورد هجوم قرار داده است به طوری که بافت اصلی و هویت حقیقی روستا در پشت بناهای زشت بی هویت جدید شهری پنهان شده است، بنیاد مسکن گلستان بخشی از بافت باقیمانده روستا در محدوده مرکزی، محله حمام، بالا محله و محله علاءالدین را بهسازی کرده که طرح آن را معاونت پژوهشی دانشگاه تهران تهیه و اجرای آن توسط بنیاد مسکن گرگان انجام شده است و در تاریخ 26/1/89 افتتاح و مورد بهرهبرداری قرار گرفت.»
این کل کار انجام شده برای مکانی است که بنا به نوشته تابلو معماریش در جهان بی نظیر است! مکانی که میتواند رونق دهنده اقتصاد و شکوفا کننده فرهنگ باشد؛ اما از این همه تنها قیمت زمینش سر به فلک کشیده است و بس؛ البته زبالههای برجای مانده هم جای خود را دارد که ناشایست خاطر طبیعت را مکدر کردهاند.
فاطمه حامدیخواه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: