زندگی عاشقانه با کتاب شدنی یا ناشدنی؟

کد خبر: ۴۰۱۹۷۵

کودکانمان را به خواندن کتاب ترغیب می‌کنیم ولی خودمان سالی یک کتاب را ورق نمی‌زنیم، لم دادن جلوی تلویزیون را به خواندن کتاب ترجیح می‌دهیم و با جمله؛ «خسته‌ام به خدا...» از صفحات کتاب که برایمان پرپر می‌زند چشم می‌دزدیم و ساعت‌ها به صفحه نقره‌ای تلویزیون خیره می‌مانیم، به این امید که اطلاعات و آگاهی به صورت لقمه‌ای و بسته‌بندی‌شده در کاممان بنشیند، بدون این که لختی زحمتی بکشیم و برای دریافت اطلاعات ناب صفحات کتابی را بکاویم.

تصور ما از کتاب، روزهای درس و مشق مدرسه و دانشگاه است، روزهایی که برای نمره، سراسیمه کتاب می‌خواندیم، شاید به این دلیل امروز به کتابخوانی بی‌رغبتیم. خیلی از ما، کتاب را رسمی‌ترین ابزار گردآوری اطلاعات می‌دانیم، ابزاری که در حین کسب و کار، تربیت فرزند، انتخاب همسر، اطلاعات بدیع و جالبی به ما می‌دهد. اما چه بخواهیم و چه نخواهیم، کتاب خواندن موهبت دیگری نیز دارد و آن، رفع مشکلات و حل و فصل اختلافات زناشویی است. چنانچه کتاب مناسبی انتخاب کنیم می‌توانیم به این هدف برسیم، اما برداشت ما معمولا از کتاب به گونه‌ای است که از همراهی با‌ آن هیچ لذتی نمی‌بریم.

کتابخوانی او مرا عصبی می‌کند

«وقتی کتاب یا روزنامه می‌خواند، هیچ صدایی نمی‌شنود، هر چه من یا کودکمان صدایش می‌زنیم، هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد، گاهی چند ساعت سرش روی کتاب است و به هیچ چیز توجه نمی‌کند، هر ماه کتاب می‌خرد، اگر پول لباس نداشته باشیم، پول برای کتاب خریدن حتما داریم، من با کتاب خواندن او مخالف نیستم، اما حس می‌کنم که کتاب جای همه چیز و همه‌کس را برای او گرفته است.» اینها بخشی از درددل پوران 35 ساله است که یک کودک 6 ساله دارد. کتاب خواندن همسرش او را عصبی و بی‌حوصله می‌کند و کتاب را راهی برای فرار همسرش از واقعیات زندگی می‌داند.

اما افراط در کتابخوانی آن هم در خانواده‌های ایرانی بسیار نادر است. چون در بسیاری از خانه‌های ما، نه از کتابخانه خبری است نه از کتابخوانی. «سال به سال کتابخانه ما از یک فرهنگ لغت، قرآن، یک جلد دیوان حافظ و یک گلستان سعدی تشکیل شده و خاک می‌خورد، بدون این که کسی دستی بر سر و روی این کتاب‌ها بکشد، گاهی مادر شب‌های جمعه قرآن را باز می‌کند و سوره‌ای می‌خواند، اما بقیه کتاب‌ها به فراموشی سپرده شده‌اند.» سهیل که حالا خودش صاحب خانواده مستقلی است، می‌گوید: «صبح‌ها از خانه بیرون می‌روم و شب‌ها ساعت 9 برمی‌گردم، دیگر تاب و توانی برای مطالعه ندارم، همین که با خانم و بچه‌هایم بنشینم و گپ بزنم وقت خواب است و روز تمام شده است.»

وقت سرخاراندن هم ندارم!

کمبود وقت یکی از مهم‌ترین دلایل کتاب نخواندن است، چه در جایگاه پدر یا مادر، یا ادعا می‌کنیم که زمان نداریم یا در زمان فراغت نیز ترجیح می‌دهیم به کارهای عقب‌مانده برسیم. این نکته در حرف‌های مرجان مرادی ـ‌ کارمند بانک ـ وجود دارد. او می‌گوید: ما فقط بعد از ظهر پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها تعطیل هستیم و در این مدت هم هزار تا کار برای انجام‌دادن داریم. از رفتن به خانه مادرم تا نظافت منزل و خرید هفته بعد و رسیدگی به درس‌های 2 فرزندم همه و همه را در تعطیلات انجام می‌دهم که وقت هم کم می‌آورم.»

به گفته کارشناسان فرهنگی هر چند دغدغه کار و فعالیت روزانه و اشتغال تمام وقت در بیرون منزل از مهم‌ترین دلایل دوری از کتاب و کتابخوانی است، اما در واقعیت امر، ما در کشورمان کتابخوان حرفه‌ای کم داریم. بیشتر افرادی که کتاب به دست می‌گیرند، آن را بخش کوچکی از زندگی می‌دانند. به همین دلیل به راحتی آن را کنار می‌گذارند، این در حالی است که کمتر پیش می‌آید در طول یک شبانه‌روز اصلا تلویزیون نبینیم و برای یک بار هم که شده، دکمه این جعبه جادویی را فشار ندهیم و با آرامش به آن خیره نشویم.

شناخت و انتخاب همسر با کتاب

بسیاری از ما 2 برداشت از مفهوم کتاب داریم؛ گاهی اوقات با شنیدن این واژه به یاد کتاب‌های سخت و سنگین دوران تحصیل می‌افتیم. یا آن را به کتاب‌های داستانی و رمان‌های چند صد صفحه‌ای محدود می‌دانیم. این در حالی است که کتاب برای یک کتابخوان حرفه‌ای نقشه راه و مسیر زندگی است. هر چند محتوای کتاب به همان اندازه که آموزنده است، می‌تواند گمراه‌کننده باشد، اما کسی که به خواندن کتاب عادت کرده مطالب درست و نادرست را بهتر تشخیص می‌دهد و قدرت تشخیص و تمیز بالاتری برای انتخاب مسیر درست در اختیاردارد.

باران صمیمی، جوان 26 ساله‌ای است که درباره تاثیر کتاب در انتخاب همسر می‌گوید؛ او توضیح می‌دهد: «رشته تحصیلی من روانشناسی بالینی است، برای انتخاب همسر از استادانم کتاب‌هایی را خواستم و آنها هم کتاب‌هایی را به من معرفی کردند که با دنیای مردان بیشتر آشنا شدم، من تمام آن کتاب‌ها را خواندم، حتی درباره روش‌های ابراز عشق و روحیات و عاطفی به طرف مقابل و آشنایی با سنت‌های ازدواج و آگاهی‌های حقوقی درباره زندگی زناشویی آینده‌ام نکات زیادی خواندم و نت برداشتم، حالا احساس می‌کنم که اگر بدون مطالعه همسرم را انتخاب می‌کردم، هیچ شناختی از زندگی آینده و همسرم نداشتم و این امر مشکلاتی برایم به همراه داشت.»

دوری از بگومگو با پناه بردن به کتاب

«وقتی عصبانی می‌شوم، کتاب می‌خوانم، این کار مرا به دنیای دیگری می‌برد، در این صورت براحتی از اشتباه همسرم می‌گذرم، چون احساس می‌کنم، نباید برای یک مشکل کوچک که بیشتر ناشی از نبود شناخت و حس مشترک است بیش از حد گیر بدهم و خودم و همسرم را خسته و دلگیر کنم. این جملات را علیرضا ـ س می‌گوید و ادامه می‌دهد: مادر خدابیامرزم کتاب می‌خواند، خیلی وقت‌ها که از پدرم عصبانی بود به قرآن پناه می‌برد و با صدای بلند قرآن می‌خواند. به علاوه مفاتیح و کتاب‌های مذهبی و داستان‌های دینی را زیاد می‌خواند و همیشه به ما می‌گفت؛ کتاب بخوانیم، بعد از مدرسه و رفتن به سربازی، در دوره‌ای که سخت‌ترین روزهای خدمت سربازی را می‌گذراندم، کتاب تنها همدم و دوست من بود، این عادت را از مادرم گرفته‌ام که کتاب می‌تواند باعث آرامش در زندگی‌ام باشد.

خیلی از ما افرادی را می‌بینیم که اهل مطالعه‌اند و روحیه آرام‌تری دارند و کمتر پرخاش می‌کنند. گفته می‌شود افراد اهل مطالعه با دنیای بزرگ‌تری آشنا می‌شوند و در حریم خانواده خود بیشتر
اهل گذشت و کمتر اهل بگومگو و منازعه هستند.

این مطلب را سوسن مولایی، کارشناس ارشد روانشناسی تایید می‌کند و می‌گوید: مطالعه نماد آگاهی است، با کمی دقت می‌توان پی برد که افراد با کتاب‌خواندن، پویایی و تحرک ذهنشان را تقویت می‌کنند، این افراد افق دید بلندتری دارند، در اینجا نمی‌خواهم درباره نوع و محتوای کتاب‌ها صحبت کنم، تنها در این حد تایید شده که افراد اهل کتاب و مطالعه هر‌چند دنبال پرسش‌های درونی خود هستند، اما با کتاب خواندن آرامش بیشتری دارند، کمتر حرف می‌زنند، کمتر غیبت می‌کنند، بیشتر اهل سبک سنگین کردن افراد هستند، البته این ویژگی‌ها مطالق نیست و شاید درجات آن در افراد مختلف متفاوت باشد، اما در حوزه زندگی خانوادگی اگر زوجین اهل کتاب باشند، این زندگی به سمت آرمان‌ها بهتر و راحت‌تر حرکت می‌کند تا این‌که فقط در یک سو شاهد کتابخوانی زن یا مرد باشیم که در این زمینه ، ایجاد تفاهم بین همسران کمی دشوارتر
است.

کتاب؛ هدیه خوب یا بد؟

برای بسیاری از ما دریافت هدیه‌ای با عنوان کتاب خوشایند نیست، در حالی که در محیط خانواده خرید کتاب به عنوان هدیه، می‌تواند از ابعاد مختلف به استحکام یا گسست روابط بین اعضا کمک کند. مرور تجربه برخی افراد نشان می‌دهد که معمولا افراد با انتخاب کتاب برای همسر یا فرزندان خود می‌کوشند تا ابعاد ناقص شخصیت او را کامل کنند یا باعث تقویت جنبه‌های مثبت شخصیت او شوند. این تفکر در بسیاری موارد می‌تواند باعث ایجاد فضای متنوعی در خانواده‌ها شود.

«من عاشق کتابم، وقتی ازدواج کردم، همراه با جهیزیه‌ام کتابخانه بزرگی به خانه خودم آوردم که انواع کتاب‌هایم را در آن قرار دادم، همسرم هم با وجودی که غیر از روزنامه و وبگردی به کتاب فکر نمی‌کند، با این علاقه من مشکلی نداشت تا این که برای روز تولدم برایم هدیه خرید، آن هم با کاغذ کادو و زرق و برق این هدیه را به من داد، من هم با هیجان بسته را باز کردم و دیدم کتاب آشپزی است. نزدیک بود از عصبانیت سکته کنم، چون فکر می‌کنم با این کار دستپخت بدم را به رخ من کشید.

والدینی که اهل مطالعه‌اند، معمولا روحیه آرام‌تری دارند و کمتر پرخاش می‌کنند، چرا که این افراد اطلاعات بیشتری از محیط اطراف دارند و کمتر وقت خود را به بگومگو می‌گذرانند

خانه ما از کتاب پر است، یک اتاق داریم که دورتادور آن کتابخانه است و همسرم علاقه دارد هر هفته برود کتاب بخرد. روزهای نمایشگاه کتاب هم در پوست خودش نمی‌گنجد، اما آنقدر که کتاب می‌خرد، آنها را نمی‌خواند. او بیشتر به کتاب خریدن فکر می‌کند، کتاب های یکدست قرمز با جلدهای گالینگور، سبز و آبی و... خانه 78 متری ما پر از کتاب شده و او حتی لای برخی کتاب‌ها را برای یک بار هم باز نکرده است، او حتی برای هدیه، کتاب می‌خرد در حالی که من با کتاب‌هایی که او می‌خرد هیچ ارتباطی برقرار نمی‌کنم، این مساله نشان می‌دهد که مرا نمی‌شناسد و با روحیات و سلیقه من بیگانه است.»

به گفته برخی کتابخوان‌ها، کتابی که فرد می‌خواند بر اساس نوع و محتوا نشانه علاقه او به حوزه خاصی است، کتاب و محتوای آن می‌تواند زاویه دید افراد را به زندگی تغییر دهد بنابراین آگاهی از این موضوع می‌تواند همگرایی خانواده‌ها را افزایش دهد.

کودکانی گریزان از مطالعه

این روزها تشویق کودکان به مطالعه به ژستی تبدیل شده که بسیاری از ما، کودکانمان را به آن وادار می‌کنیم. با خریدن کتاب‌های رنگارنگ و نمایش آن به اقوام و دوستان و تعریف قصه‌ها و خواندن کتاب برای کودکان، تلاش می‌کنیم تا کودکان را کتابخوان و «عشق کتاب» تربیت کنیم، اما دریغ و درد که آنان کتابخوان نمی‌شوند و از هر فرصتی برای گریز از کتاب استفاده می‌کنند. مشکل کجاست؟

«وقتی بچه بودم، پدر و مادرم برایم کتاب و کیهان بچه‌ها می‌خریدند، اما حتی یک بار هم ندیدم آنها کتابی دست بگیرند و مهم‌ترین سرگرمی آنان دیدن فیلم و تماشای تلویزیون بود. آن وقت در ساعاتی که مشغول تماشای تلویزیون بودند، از من می‌خواستند که کتاب بخوانم!»

مولایی، کارشناس ارشد روانشناسی درباره روش‌های اشاعه مطالعه در خانواده بویژه کودکان می‌گوید: «کتابخوانی بالقوه جذابیتی برای بسیاری از کودکان ندارد، اگر قصد داریم این امر را در بین فرزندانمان اشاعه دهیم باید توجه کنیم که استفاده از علاقه کودکان به قصه‌هایی که به زبان ساده تعریف می‌کنیم، می‌توان برای آشنایی آنان با کتاب استفاده کرد. والدین نخستین و تاثیرگذارترین الگوی رفتاری و فکری برای کودکان ـ چه دختر و چه پسر ـ هستند. خداوند در وجود انسان‌ها غریزه تقلید را قرار داده و والدین الگوهای عملی برای کودکان محسوب می‌شوند، بنابراین، خانواده‌ای که در آن مطالعه رواج دارد براحتی این الگو را به کودکانش منتقل می‌کند. نمی‌توانیم خودمان با کتاب و مطالعه بیگانه باشیم و به بهانه کار حتی یک صفحه کتاب در هفته نخوانیم،آن وقت کودکانمان را کتابخوان تربیت کنیم.»

به گزارش برخی پایگاه‌های اطلاع‌رسانی، برای ایجاد علاقه به کتاب و کتابخوانی در خانواده عوامل متعددی نقش دارند، خانواده کانون شکل‌گیری هویت و شخصیت و پاگیری بسیاری از عادت‌هاست. محققان دانشگاه ایالتی نیویورک در پژوهش‌های متعدد به این نتیجه رسیده‌اند کودکانی که در خانواده‌ای با مطالعه و اهل فرهنگ رشد می‌کنند، بیشتر به خواندن کتاب تمایل دارند و در زندگی آینده خود موفق‌ترند، براساس این تحقیقات اجبار از جمله عوامل بازدارنده‌ای است که می‌تواند باعث فرار انسان‌ها برای همه عمر از کتابخوانی شود. محققان بر حذف این عامل در جریان عادت به کتابخوانی در میان کودکان تاکید دارند.

این دانشگاه با ارائه راهکارهای ساده می‌کوشد تا خانواده‌ها را به عادت دادن کودکان به مطالعه اقناع کند، از جمله این که؛ در طول روز خود والدین کتاب بخوانند تا چشم کودکان به مشاهده الگوهای رفتاری و انس آنان با کتاب خو بگیرد. دوم درجه حرارت اتاق هنگام کتاب خواندن برای کودکان است که پیشنهاد می‌کنند در حدود 20 درجه تنظیم شود. سوم پوشاندن لباس راحت به کودکان است تا آنها را از خستگی و فشار دور کند.

این محققان تاکید می‌کنند که بهترین حالت کودکان برای کتاب‌خواندن حالت نشسته و ایستاده و بدترین حالت خوابیده یا درازکش است. کودکان را عادت دهید که در حالت درست و نشسته مطالعه کنند.

از همه مهم‌تر انتخاب کتاب مناسب برای کودکان است که معمولا محتوای نرم، شاد و حتی با انتخاب شخصی کودکان توصیه می‌شود.

کتاب‌ها، محفل بحث در خانواده

کمی عجیب به نظر می‌رسد اگر خانواده‌ای موضوع ساده یک کتاب را در بین اعضایش به بحث بگذارد.

این شیوه در خانواده‌ای که سالی یک کتاب هم نمی‌خواند، کمی خنده‌دار است، اما بهترین شیوه برای رواج عادت کتابخوانی می‌تواند مباحثه درباره یک کتاب یا فیلمی باشد که براساس کتاب تاثیرگذاری ساخته شده است.

به هر حال کتاب و کتابخوانی این روزها نمایشگاه داغی دارد و می‌تواند نظر بسیاری از اعضای خانواده را در یک گردش دسته‌جمعی به خود جلب کند، موضوع مهمی در فرهنگ عمومی است، چه آنهایی که اهل مطالعه‌اند و قصد ازدواج دارند و چه آنها که سال‌هاست زندگی مشترک خود را آغاز کرده و بالاخره آنهایی که قصد دارند این عادت فرهنگی را به کودکانشان منتقل کنند،‌ می‌دانند که متوسط مطالعه کتاب، روزنامه و مجله مانند تیراژ تمام اینها در ایران پایین است.

مطالعه می‌تواند تکنیکی برای نزدیک‌شدن افراد به هم باشد، همان قدر که تلویزیون و رسانه‌های تصویری توانسته‌اند افراد خانواده را دور هم جمع و عواطف را به هم نزدیک کنند، در صورت وجود یک باور عمومی کتاب قادر است اطلاعات به مراتب منسجم‌تری را به خوانندگانش ارائه کند و رشد سریع‌تر فکری و عاطفی آنان را به همراه داشته باشد.

کتایون مصری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها