در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته فیلمسازانی که به اصول سینمای کمدی پایبند هستند با این موج بشدت مخالفند و معتقدند که طنزهای تلویزیونی در دراز مدت باعث شدند تا سطح کیفی آثار سینمایی پایین بیاید؛ چون در این شرایط مردم به سینما نمیآیند که یک فیلم خوب ببینند بلکه به سینما میآیند تا خلاصهای از یک سریال شبانه طنز را تماشا کنند که بازیگران تلویزیون هم در آن بازی میکنند.
البته این تقصیر تلویزیون نیست که سینما برای راحتی و جذب مخاطب بیشتر شبیه تلویزیون شده است. اما این شبیه شدن برای تلویزیون یک آسیب جدی به همراه داشت؛ بازیگران طنز که از تلویزیون به سینما رفتند و فعالیت خود را در 2 عرصه سیما و سینما گسترش دادند همه خلاقیت خود را در همان روزهای اولیه به نمایش گذاشتند و به مرور تبدیل به بازیگرانی تکراری و کلیشهای شدند.
بازیگرانی از این امتیاز برخوردار بودند که مردم از دیدن آنها و حرکات نمایششان خسته نمیشدند. برای این بازیگران فرق نمیکرد مقابل دوربین سینما هستند یا تلویزیون. آنها فقط میدانستند مقابل دوربین آزاد هستند تا با بداههپردازیها و شوخیهای خود یک اثر طنز را شکل دهند.
در این شرایط بود که به گفته بسیاری از عوامل سازنده کارهای طنز که در پشت دوربین فعالیت میکنند، شوخیهای پشت دوربین و شخصی بازیگران مقابل دوربین هم اجرا شد، کارگردان هم چون میدانست کارش بازیگر محور است نه موضوعمحور و شخصیتمحور، آنها را به حال خود گذاشت و کارش فقط شد بیان این دو کلمه: دوربین....کات!
وقتی کارگردان همه چیز را به دست بازیگران میسپارد و فیلمنامه آنقدر قوی و منسجم نیست که بتواند بازیگر را هدایت کند، کار کمدی یا همان طنز ابتدا از طنز تصویری به سمت طنز کلامی میرود و وقتی کلمه و کلام اساس کار شد، شوخیهایی که بیشتر شبیه لودگی است، جای کمدی موقعیت و شوخیهای حساب شده را میگیرد.
این روند تقریبا در سینما کم و بیش ادامه دارد.سینما چون وابسته به گیشه است برای تجدید حیات سینمای کمدی باید به فکر چاره اساسی باشد.
مدیران سینما هم باید سلیقه و طرز تفکر فیلمسازان را درباره فیلمهای کمدی تغییر دهند و هم مخاطبان را با فضای تازهتری آشنا کنند و با ساخت فیلمهای کمدی با حضور بازیگران جدید ثابت کنند که سینما با تلویزیون فرق دارد و اگر سینما تبدیل به تلویزیون شود به نوعی در راه خودکشی قدم گذاشته است؛ چون چراغ این نوع سینما به مرور خاموش خواهد شد.
روند این خاموشی را اکنون در سینمای کمدی ایران میتوان دید.مدتی است که سینماداران به این نکته پی بردهاند که بازیگران طناز تلویزیونی ـ سینمایی دیگر قادر به خنداندن مردم نیستند چون به اصطلاح کفگیر خلاقیت آنها به ته دیگ خورده و دیگر چیزی برای گفتن ندارند.
شاید به همین دلیل هم هست که این بازیگران از سینما به شبکه نمایش خانگی مهاجرت کردهاند و فعلا با کارگردانان و تهیهکنندگانی که فقط به فکر سود خالص هستند، همکاری میکنند اما تجربه نشان داده است که مردم این دوره که خیلی زود از همه چیز خسته میشوند، بزودی از آثار طنز شبکه نمایش خانگی هم دلزده خواهند شد.
اما تلویزیون راه و روشش فرق میکند. تلویزیون به گیشه فکر نمیکند. برای این رسانه مهم است که مخاطب نظرش چیست و نسبت به آثار کمدی چگونه میاندیشد.
تلویزیون یک رسانه عمومی است که باید آموزش را در راس امور خود قرار دهد. تلویزیون میداند که بینندگان چشم به صفحه شیشهای آن دوختهاند تا برای امورات روزمره و رفتارهای شخصی، الگو پیدا کنند.
مدیران تلویزیون میدانند که مخاطب امروزی تلویزیون بشدت هوشمند است و سره را از ناسره تشخیص میدهد و خیلی زود متوجه میشود که سازندگان یک اثر برای کارشان چقدر خلاقیت نشان دادهاند و وقت گذاشتهاند و چه زمانی از یک فرمول نخنما شده و تکراری استفاده کردهاند.
به همین دلیل مدیران تلویزیون چند سالی است روی آثار طنز متمرکز شدهاند. آنها بدون اینکه صورت مساله را پاک کنند تلاش میکنند کمدیهای متفاوت را به نمایش بگذارند؛ کمدیهایی که دیگر شبیه فیلمهای طنز سینمایی نیستند و بازیگران آنها متفاوت هستند.
تلویزیون میداند که آثار کمدی بیشترین مخاطب را دارند. مردم به تفریح و خنده نیاز دارند به همین دلیل به تماشای فیلمها و سریالهای کمدی تلویزیون مینشینند. اما تلویزیون ایران یک رسانه ملی است. مردم آن را به خانههای خود راه میدهند چون میدانند که آثار این رسانه برای آنها آسیبهای روانی و فردی به همراه ندارد.
تلویزیون از مخاطب میلیونی استقبال میکند؛ اما در یک سال گذشته رسانه فراگیر تلویزیون نشان داده است که برای این مخاطب احترام قائل است و نمیخواهد آثاری را برای او به نمایش بگذارد که سطحی نازل دارند. نمایش آثاری مانند پایتخت و تقدیر از سازندگان این سریال از سوی معاونت سیما نشان داد که سطح توقع تلویزیون از کمدیسازان در چه حد و اندازه است.
همانگونه که گفته شد بازیگران سالهاست در تلویزیون و سینما ترکتازی میکنند و با استعدادهای معمولی و نداشتن کمترین خلاقیت در آثار طنز خود را تکرار میکنند اما اکنون زمان آن رسیده آثار کمدی، هوایی تازه به ریههای خود وارد کنند.
آثار کمدی باید فیلمنامه قوی داشته باشند و کارگردانانی خلاق سکان آنها را به دست بگیرند. حالا دیگر کار برای کارگردانانی که بازیگران را مقابل دوربین آزاد میگذارند تا آنها خود را بارها و بارها تکرار کنند، سخت شده است. مخاطبان ذهن فعال و هوشمندی دارند و با دیدن اولین سکانسها و صحنهها از یک فیلم و سریال متوجه میشوند که این اثر یک کار متفاوت است یا اثری است که سالهاست در مسیر تکرار حرکت میکند.
همه این عوامل باعث شده که کمدیسازی که تا یکی، دو سال پیش کاری راحت و بیدردسر بود به کاری دشوار برای کارگردانان و تهیهکنندگان تلویزیون تبدیل شده است.
بیراه نیست اگر بگوییم که تلویزیون هر چند سابقه طولانی در زمینه طنز دارد اما اکنون بار دیگر وارد مرحله آزمون و خطا شده است.
کارگردانان، بازیگران و فیلمنامهنویسان جدید را به این نوع کارها دعوت میکند حتی ساخت اثری را به آنها میسپارد اما این ریسک را هم نمیکند که کار با این عوامل را ادامه بدهد یا اثری را که آنها ساختهاند حتما به روی آنتن بفرستد.
کارهای کمدی حالا تبدیل به پاشنه آشیل تلویزیون شدهاند اگر این آثار ضعیف یا تکراری باشند، اعتبار رسانه ملی را خدشهدار میکنند.
حالا دیگر مخاطبان تلویزیون کمکم میآموزند که برنامههای تلویزیون را هم برای تماشا انتخاب کنند و مسلما تلویزیون تمایل ندارد که یک کار کمدی را روی آنتن بفرستد که مردم آن را از فهرست برنامههای انتخابی خود حذف کنند.
البته مدتی است که دیگر برای گردانندگان تلویزیون میزان رضایتمندی مردم از یک اثر در اولویت قرار گرفته و میزان مخاطبان ردیف دوم را به خود اختصاص داده است. در چنین شرایطی است که باید امیدوار بود چرا که اتفاقات خوبی در زمینه کمدیهای تلویزیونی در راه است.
طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: