در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
طوطیا، تیک، غوغا، پاورچین، ولایت عشق، روزگار غریب، عشق سالهای جنگ، مهر خاموش و... از جمله کارهای اوست.
این بازیگر یک تصادف را بدترین حادثه زندگیاش میداند و درباره آن میگوید: سوار تاکسی شدم، زیاد کمربند بستن مد نبود، داشتم به پیشنهاد کاری که به من شده بود فکر میکردم، از منظره بزرگراه نیایش لذت میبردم و ماشین هم با سرعت معمولی حرکت میکرد.... صدای جیغ ترمز و بیهوشی من تنها چیزی است که یادم میآید.... حتی فرصت جیغ زدن را هم نداشتم... در بیمارستان که به هوش آمدم خون زیادی از صورتم میرفت. فهمیدم چند راننده با هم کورس گذاشته بودند و راننده تاکسی هم برای آنکه با آنها برخورد نکند ترمز کرده و من به خاطر نبستن کمربند با صورت به شیشه خوردم
...او ادامه داد: به ظاهر اتفاقی نیفتاده بود اما این پارگی ساده چنان بلایی سر چشمم آورد که 3 سال متوالی درگیرم کرد... هنوز تاثیر زخمهای آن تصادف با آنکه سالها از آن میگذرد روی صورتم هست و هر بار که گریم میشوم بخوبی میفهمم گریمورم برای پنهان کردن جای زخمها چقدر تلاش میکند... التبه آن اتفاق باعث شد که من در هیچ شرایطی بستن کمربند ایمنی را فراموش نکنم و به هیچکس هم اجازه نمیدهم بدون بستن کمربند رانندگی کند... برای به دست آوردن این تجربه، سختی زیادی کشیدم
.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: