در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از ابتدای فصل شروع کنیم و اینکه چه شد تصمیم گرفتی از استقلال جدا نشوی! این در حالی بود که خیلی از هم تیمیهایت در پایان فصل پیش، راهشان را از استقلال جدا کردند؟
پیش از هر چیز باید بگویم من با استقلال قرارداد داشتم و فقط باید درخصوص مسائل مالی با باشگاه صحبت میکردم و اصلا هم به جدایی فکر نمیکردم. به هر حال من سالها در این تیم بازی کردهام و با مسائل مختلف این تیم به خوبی آشنا هستم و میدانم که در استقلال، هرگز در روی یک پاشنه نمیچرخد و اوضاع به آن شکل که باعث دلخوری برخی از بازیکنانمان شده بود نمیماند، از این رو کار خودم را انجام دادم و وقتی از باشگاه با من تماس برقرار شد بلافاصله اعلام آمادگی کردم. پس از آن هم تا به امروز در کنار تیم بودهام.
فصل بعد هم اینگونه خواهد بود یا تصمیمات تازهای در سر داری؟
فعلا که هنوز بازیهایمان تمام نشده است و جدا از این مساله اگر با خودم باشد دوست دارم در تیم محبوبم بمانم، مگر آن که باشگاه مرا نخواهد.
به سراغ بدترین روزهای این فصل امیرحسین صادقی برویم و بازیای که باعث شد چند هفتهای نیمکتنشین شوی. یادت هست برابر فولاد در تهران چه اتفاقاتی رخ داد وهمه ازجمله کادر فنی تیمت تو را مقصر باخت قلمداد کردند؟
اصلا آن روز را دوست ندارم و حتی فکر کردن به آن هم عذابم میدهد. آن روز من خوب کار نکردم و پس از آن هم خودم باخت را گردن گرفتم. یادم هست که فردای آن باخت وقتی در تمرین حاضر شدم باخت را گردن گرفتم و خیلی مسائل را ثابت کردم. تمام روزنامهها هم در آن برهه به من حمله کردند و سپس نیمکتنشین شدم، اما پس از آن و از وقتی که دوباره فرصت بازی به من رسید همواره سعی کردم که از این قبیل اشتباهات را مرتکب نشوم.
از آن زمان به بعد تو به همراه حنیف و پژمان منتظری جزو ثابتترین بازیکنان استقلال بودهاید!
از این بابت خوشحالم و امیدوارم توانسته باشم به نوعی اتفاقات آن بازی را جبران کنم.
کار کردن با مظلومی را پیش از این تجربه کرده بودی، این فصل هم با این مربی راحت بودی؟
آن فصلی که به مس کرمان رفتم بهترین انتخابم را انجام دادم. یادم هست که به پیشنهاد سید مهدی رحمتی (دروازهبان حال حاضر تیم سپاهان) به مس رفتم و از شرایطم هم کاملا رضایت داشتم. فکر میکنم در پایان آن فصل پس از استقلال ما بهترین خط دفاع لیگ را داشتیم و توانستیم سهمیه لیگ قهرمانان آسیا را برای کرمانیها به دست بیاوریم. آقای مظلومی آن فصل هم تمام تلاشش را برای موفقیت مس انجام داد، اما به هرحال شرایط در کرمان و تهران خیلی با هم تفاوت دارد و جایگاه این دو تیم در فوتبال کشور قابل قیاس نیست. با این همه من بر حسب شناخت قبلی که از آقای مظلومی داشتم این فصل راحت کار کردم و مشکلی هم از این بابت ندارم.
اصلا چرا از استقلال جدا شدی؟ همان سالی نبود که قلعهنویی به این تیم برگشت؟
درست است همان سال بود، اما آیا لازم است که حالا و پس از این همه وقت به این مساله بپردازیم؟! الان حدود 4 سال از آن موضوع گذشته است.
اما فکر میکنم که هنوز هم خیلیها نمیدانند که چرا صادقی در آن فصل از استقلال جدا شد، قبول داری؟
نمیدانم این بحث چه جذابیتی دارد، اما حالا که اصرار دارید میگویم. من با امیر قلعهنویی مشکلی نداشتم ولی یکی دو نفر که در آن زمان دور و بر او بودند مانع از ادامه حضورم در استقلال شدند. البته آنها در جایگاهی نبودند که بخواهند مانع ماندنم شوند بلکه من خودم شرایط را به گونهای دیدم که ترجیح دادم بروم.
چه شرایطی؟
ببینید، گفتنش سخت است. اگر آن زمان در استقلال میماندم به نوعی احترام و عزت امیرحسین صادقی از بین میرفت.
یعنی میخواستند تو را با منت نگه دارند؟
نه! بحث منت گذاشتن سر من نبود، بلکه چیزی شبیه این بود که بحث تمدید قرارداد من شده بود و میخواستند مثل بازیکن تازهواردی با من برخورد کنند، به همین خاطر هم من زیر بار نرفتم و از استقلال جدا شدم تا عزتم از بین نرود.
از جمع آن بازیکنانی که امیر قلعهنویی در استقلال به هواداران این تیم معرفی کرد الان فقط تو و طالبلو در این تیم ماندهاید، دلت برای آن روزها تنگ نشده است؟
فوتبال روز به روز پیشرفت میکند و فوتبالیستها هم به تبعیت از این حرکت سریع، دائم در حال تغییر هستند و شاید کمتر به مهرههایی در فوتبال امروزی بربخورید که سالهای سال فقط در یک تیم توپ بزنند. البته در باره باشگاههایی از قبیل استقلال این مشکل هم به سایر مشکلات اضافه شده است که پیرو بحث نتیجهگرا شدن مدیران، دیگر کمتر شاهد اضافه شدن بازیکنان تیمهای پایهای به رده بزرگسالان هستیم. الان اوضاع به گونهای شده که 90 درصد بازیکنان استقلال از تیمهای دیگر به این تیم میآیند و این اصلا خوب نیست. گرچه نمیتوان مدیران باشگاه را هم مقصر صرف قلمداد کرد چرا که آنها هم فرصت کافی برای کار کردن به شیوه اصولی را در اختیار ندارند و از روزی که سمت میگیرند دائم با این فکر مشغول هستند که با اولین لغزش تیم در لیگ قرار است زیر پایشان جارو شود. بنابراین اگر ثبات مدیریت در باشگاهی مثل استقلال وجود داشته باشد حتم دارم که باز هم مثل گذشته افرادی مثل فتح اللهزاده با برنامهریزی درست و آینده نگری دقیق، راهی را در پیش خواهند گرفت که در نهایت تیم بزرگسالان باشگاهشان از سرمایههای خودش بهره برده و نیازمندی زیادی به صرف هزینههای آنچنانی برای جذب مهرههای دیگر تیمها نداشته باشد.
از این مسائل که بگذریم آیا نیمکتنشینی وحید طالبلو تو را آزار نمیدهد؟
وحید دوست 9 ـ 8 ساله من است و از اینکه در این سالها رفیق شفیقی چون او را در کنار خودم میبینم بسیار خوشحالم. در این مدت هم از او و طرز رفتارش نکات آموزنده فراوانی را آموختهام. او در طول این سالها که در استقلال بازی میکند کنار نامهای بزرگی ایستاده و با تکتک آنها در عین رفاقت، رقابتی سالم را تجربه کرده و این ثبات و استمرار حضورش در تیم بزرگی مثل استقلال بیانگر قابلیتهای اخلاقی و فردی اوست. وحید در این مدت با مسعود قاسمی، هادی طباطبایی، پرویز برومند، توپالوویچ، نامداری، مهدی رحمتی و محمدی رقابت خوبی داشته و من از همین رفتارهای او خیلی چیزها یاد گرفتهام. وحید سرشار از انگیزه است و هرگز کم نمیآورد.
در خط دفاع با وحید راحت تر کار میکنی یا محمدی؟
فرق چندانی ندارد و مشکلی از این بابت ندارم. هر کدام از این دو که درون دروازه باشند خیالم راحت است و درک متقابلی از یکدیگر داریم.
راستی در اواسط پاییز سال گذشته با پیروز قربانی آشتی کردی...؟
به کار بردن لفظ آشتی چندان جالب نیست چون ما با هم قهر نبودیم، بلکه به خاطر شیطنت یکی از گزارشگران تلویزیونی بود که در حین انجام یکی از بازیهای استقلال اتفاقی که در خیلی از مسابقات میان هم تیمیها رخ میدهد را به شکلی برجسته مطرح و در بیان آن تا حد زیادی غلو کرد. همین شد که روزنامهها به این مساله پرداختند و در نهایت سوءتفاهمی پیش آمد که منجر به قطع رابطه میان ما شد. در واقع فکر میکنم که هر دوی ما در این باره تا حدی جوانی کردیم و شاید اگر تجربیات امروزمان را داشتیم هرگز اجازه نمیدادیم تا کار به آنجا بکشد.
الان با هم ارتباط دارید؟
بله، مشکلی وجود ندارد.
بهطور مثال سال جدید را به هم تبریک گفتهاید؟
بله.
برگردیم به استقلال، با مدافعان تیمت هماهنگ شدهای؟
شاید این هماهنگی در اوایل به خوبی حالا نبود، اما زیاد طول نکشید که به این شرایط برسیم. پژمان و حنیف حالا به خوبی در خط دفاع جا افتادهاند و هر زمان که هادی شکوری هم به میدان میآید با هم راحت هستیم. امیرآبادی هم که از قدیمیهاست و شیرزاد هم توانسته خودش را با سایرین وفق دهد. در کل حرکت تیمی مدافعان استقلال خوب است.
یک مصدومیت سخت را هم در این فصل پشت سر گذاشتی که فکر میکنم گفته بودی تا آن زمان چنین مشکلی برایت پیش نیامده بود. در این باره صحبت میکنی؟
مصدومیتم از ناحیه همسترینگ بود که حدود 9 سانت پارگی عضله را برایم در پی داشت و حسابی اذیتم کرد. البته با همان مصدومیت در بازی برگشت برابر فولاد در اهواز به میدان رفتم، ولی پس از 4 دقیقه مچ پایم آسیب دید و مجبور به ترک زمین شدم.
در کل میانه خوبی با مصدومیت نداری و به نظر میرسد که اصلا دوست نداری به این خاطر نیمکتنشین باشی! انگیزه اصلیات از اینکه این همه به خودت فشار وارد میکنی تا برای استقلال بازی کنی چیست؟ مثلا در بازی با راهآهن پس از مصدوم شدن داد و فریادت، از شدت درد به هوا بلند شده بود، اما یک هفته بعد و در شرایطی که خبر داشتیم هنوز عضله داخلی رانت متورم است در تاشکند به میدان رفتی! این روحیه جنگندگی را از کسی به ارث بردهای؟
این پدرم است که حس رقابت را در من تا این حد تقویت میکند، او خودش هم شناگر است. نمیدانم چطور این حسم را بیان کنم، اما این خصلت خوب یا بد، با من همراه است که حتی در تمرینات تیمیمان هم سختگیر هستم و آنجا هم نمیخواهم بازنده باشم و باید تحت هر شرایطی بجنگم تا برنده باشم. بارها شده که با مصدومیتهای اندک کار کردهام و پس از مدتی به کل فراموش کردهام که اصلا آسیبدیده بودم. هنوز هم این روحیه را دارم و فکر میکنم در استقلال بخشی از این حالاتم هم به عشق و تعصبم به این تیم و پیراهن آن برمیگردد.
این اواخر و بویژه از اسفند به بعد، هر هفته از تعداد تماشاگران استقلال کاسته میشود و این در حالی است که شما در این مدت نتایج درخور توجهی کسب کردهاید و حتی برای دومین بار طی این فصل توانستهاید رقیب سنتیتان را شکست دهید. فکر میکنی دلیل این عدم استقبال از بازیهای استقلال کدامیک از این عوامل است؟ اینکه شرایط اقتصادی مردم اینگونه ایجاب میکند که در خانه یا محل کار بازیها را از طریق تلویزیون تماشا کنند یا بازیهای استقلال چنگی به دل هوادارانتان نزده یا افت کلی فوتبال در سطح ملی در قاره آسیا منجر به این ریزش تماشاگران شده است؟
صادقی: کار آسانی پیش روی استقلال نیست ولی با اتکا بر حضور موثر تماشاگرانمان و پیروزی بر تیم السد قطر و برد خانگی مقابل النصر عربستان در 2 بازی برگشت صعود خود را در لیگ قهرمانان آسیا قطعی خواهیم کرد
در اینکه شرایط زندگی مردم هر روز سختتر از گذشته شده است شکی نیست و من به شخصه به آنها حق میدهم که کسی دل و دماغ ورزشگاه رفتن نداشته باشد، اما اینکه تا این حد از تعداد تماشاگرانمان کاسته شده باشد را هم نمیتوانم بسادگی بپذیرم. استقلال الان در 3 جام میجنگد و در هر 3 جام هم دارای شانس است. شاید باورتان نشود، اما بازیکنان استقلال و پرسپولیس با نفس هوادارانشان در ورزشگاه شارژ میشوند و وقتی ما به استادیوم میآییم و میبینیم که 6 ـ 5 هزار نفر در استادیوم 100 هزار نفری نشستهاند روحیهمان از بین میرود. میدانید چرا، چون چنین اتفاقی یعنی بیاهمیتی نتایج استقلال برای هوادارانش. من حتی در روزهایی که استقلال سیزدهم و نهم لیگ هم شد چنین شرایطی را تجربه نکرده بودم. آن زمان ما 3 برابر این جمعیت را در هر بازی کنار خود میدیدیم. چه برسد به حالا که داربی رفت و برگشت را هم با برد پشت سر گذاشتهایم. به خدا من میدانم که هواداران این دو تیم حاضرند در هیچ جامی قهرمان نشوند، اما در داربی پیروز از زمین خارج شوند. استقلال در این شرایط به همراهی طرفدارانش نیازمند است. ما در جام حذفی، لیگ برتر و لیگ قهرمانان آسیا به حضور و حمایت این هواداران نیاز داریم.
فکر نمیکنی برگزاری بازیها در وسط هفته باعث ریزش تماشاگران شده است؟
به هیچ وجه! ما در نصف این شرایط نیز که در هیچ جامی مدعی قهرمانی نبودیم هم وسط هفته 30 تا 40 هزار تماشاگر داشتیم و در پنجشنبه و جمعه بالای 60 هزار نفر به آزادی میآمدند. لذا به عنوان یک برادر کوچکتر از همه هوادارانمان میخواهم که با ما همراه باشند تا در این چند هفته آخر، با تمرکز بیشتری در مسابقات شرکت کنیم و دیگر یک بخش از فکرمان به سکوهای خالی ورزشگاه معطوف نشود.
پیروزی در 2 داربی را چطور توصیف میکنی؟
این فصل یکی از پرخاطرهترین فصول فوتبالیام است. خیلی اتفاقات در این فصل رخ داد که هم تلخ بودند و هم شیرین. ما اندکی پیش از داربی رفت داوود جورابلی از لیدرهای بشدت استقلالیمان را براثر یک سانحه رانندگی از دست دادیم و شرایط روحی کل اعضای تیم به هم ریخت. داوود همیشه بر این نکته تاکید داشت که استقلال نباید در داربی بازنده باشد و وقتی در بازی رفت ما پیروز از زمین خارج شدیم از این بابت که روح داوود را شاد کردهایم خیلی خوشحال بودیم. پس از آن هم جالب است بدانید که بازی برگشت ما درست همزمان با سالروز تولد داوود یعنی دهم فروردین برگزار شد و ما باز هم توانستیم در آن بازی برنده از زمین خارج شویم و بهترین هدیه را به او و خانوادهاش اعطا کنیم.
اما خیلیها بر این باور بودند که استقلال در هر دو بازی با لطف یا بهتر است بگوییم اشتباه داور برنده شد. بازی رفت گل محمد نوری را آفساید اعلام کردند و در برگشت، خطای محمدی روی رضایی را پنالتی نگرفتند. قبول داری که تا حدی در حق پرسپولیس ظلم شد؟
بحث داور نیست، حرف از آدمیزاد است که جایزالخطاست و این فقط برای پرسپولیسیها نبوده است. خودتان که خبرنگار فوتبالی هستید میدانید که استقلال هم از این بابت کم لطمه ندیده است. راه دور هم نمیرویم، در بازی با تراکتورسازی همه دیدند روی توپی که اصلا اوتش برای ما بود و تبریزیها پرتاب کردند چطور روی شکوری خطا صورت گرفت و داور هم آن را ندید. اگر همان یک بازی را در نظر بگیریم و 3 امتیاز به استقلال اضافه میشد خودتان متوجه ضررهای ما از داوری هم میشوید. حالا کاری به تک به تک سیدصالحی در بازی با سایپا که داور آوانتاژ نداد یا پنالتی همان بازی روی شریفات و... نداریم. خلاصه داور هم مثل من که در بازی با فولاد اشتباه کردم انسان است و نمیتوان در این باره به او خرده گرفت.
اما پرسپولیسیها از کنار این موضوع به این شکل نگذشتند!
طبیعی است، آنها بازی بزرگی را باخته بودند و باید برای فرار از انتقاد هوادارانشان موضوعی را بهانه قرار میدادند.
آنها شما را به ارائه فوتبال بحرینی در بازی برگشت هم متهم کردند، آیا چنین بود؟
شاید ما در جام حذفی هم با آنها بازی کنیم و آنجا پاسخ این طرز تفکرشان را بدهیم. فقط این را بگویم که بازیکنان بزرگ نباید اینگونه حرف بزنند و باید بدانند که در مورد چه تیمی و چه باشگاهی حرف میزنند. من شخصا هرگز به خودم این اجازه را نمیدهم که در مورد تیمی مثل پرسپولیس از این قبیل حرفها را بر زبان بیاورم.
در بازی برگشت برابر تراکتورسازی اتفاقاتی رخ داد که بیشتر از هر چیز درگیری لفظی تووآندرانیک تیموریان در پایان نمود پیدا کرد. چه مشکلی بین شما 2 نفر وجود داشت که مجبور شدی در پایان بازی بگویی که چنین بازیکنی را نمیشناسی؟
آندو در خلال آن بازی رفتاری را در پیش گرفته بود که اصلا از او توقع نمیرفت. البته باید دید چه کسانی او را راهنمایی کردهاند تا در زمین فوتبال چنین رفتاری داشته باشد و در واقع آنها هم در این رفتار نقش دارند. من در طول زندگی شخصیام حتی اگر با کسی هم خصومتی داشتهام حرفم را خطاب به خود آن شخص زدهام و هرگز به خانواده طرف مقابلم بیاحترامی نکردهام، اما نمیدانم برخی افراد چطور به خودشان اجازه میدهند که در خلال برگزاری یک مسابقه فوتبال به این راحتی هر حرفی بر زبانشان میآید را به بازیکن تیم مقابل نسبت بدهند و بعد از پایان مسابقه هم مصاحبه کنند و بگویند با من دوست هستند. بنده هرگز با چنین اشخاصی رفاقت نداشته و نخواهم داشت. کسی که حریم خودش را رعایت نمیکند و به خودش اجازه میدهد به بزرگتر از خودش بیاحترامی کند را رفیق خودم به حساب نمیآورم. متاسفانه عدهای از بازیکنان ما به واسطه ملیپوشبودن احساس میکنند دارای حاشیه امنیت کاذب هستند و میتوانند هر کاری بخواهند در زمین مسابقه انجام دهند. عدهای از افراد هستند که با چند بازی ملی به یکباره منش و رفتارشان به کلی تغییر میکند و خدا را هم بنده نیستند و آن وقت هستند افرادی با 70 ـ 60 بازی ملی که هیچ تغییری در رفتارشان دیده نمیشود، اما هستند عدهای که فقط ادعای بازیکن تیم ملی بودن را دارند.
آخرین بار چه زمانی به اردوی تیم ملی دعوت شدی؟
آخرین بار سال گذشته بود که از سوی افشین قطبی دعوت شدم.
چرا پس از آن دیگر دعوت نشدی؟
به هر حال مربیگری یک شغل کاملا سلیقهای است و نمیتوان از کسی توقع داشت که حتما عدهای مشخص را به تیم ملی دعوت کند. من هنوز هم پرانگیزه هستم و با قدرت کارم را در استقلال دنبال میکنم. البته از آن دسته افرادی هم نیستم که بخواهم با تملق و چاپلوسی خودم را برای سرمربی جدید تیم ملی شیرین کنم، اما متاسفانه این روزها شاهد مصاحبه افرادی هستیم که با بیش از 80 بازی ملی برای آن که خودشان را پیش کارلوس کرش ـ سرمربی تیم ملی ایران ـ شیرین کنند میگویند او تیم منچستر را قهرمان کرده است. واقعا آیا لازم است بازیکنانی که فیکس تیم ملی هستند چنین مطالبی را بر زبان بیاورند.
نظر خودت درباره کارلوس کرش چیست؟
به اعتقاد من مربیای که فدراسیون 4 ماه دنبال به خدمت گرفتنش بود، نیازی به تعریف و تمجید من ندارد. او با تیمهای بزرگی در اروپا کار کرده است و امیدوارم که در کارش هم موفق باشد.
چرا در لیگ قهرمانان آسیا موفق ظاهر نشدید؟
ما اسیر بدشانسی شدهایم. در تهران داشتیم السد را شکست میدادیم که در واپسین دقایق گل مساوی را خوردیم و متاسفانه یک پیروزی خوب را از دست دادیم. پس از آن هم در عربستان تیم برتر میدان بودیم و روی یک شوت از راه دور و یک ضربه ایستگاهی گل خوردیم و خودمان چندین موقعیت خوبمان را به گل تبدیل نکردیم. در مصاف با پاختاکور هم که توانستیم 4 بر 2 به برتری برسیم، چند گل دیگر را هم نزدیم، اما در تاشکند هم اسیر بدشانسی شدیم. دروازهبان پاختاکور در خانه خودشان چند توپ خطرناک ما را از زیر طاق دروازه بیرون کشید.
فکر میکنی هنوز هم شانس صعود دارید؟
صد درصد. با برد 6 بر 2 برابر نفت آبادان حالا روحیه بچهها خیلی بالا رفته و حتم دارم که در بازی برگشت برابر السد قطر به برتری خواهم رسید.
اما تیم السد در تهران هم استقلال را اذیت کرد. فکر نمیکنی کسب پیروزی در بازیهای آخر آن هم در قطر آسان نیست؟
نگفتم کار آسانی داریم. گفتم میرویم تا برنده شویم و در مصاف با النصر هم که شکر خدا در خانه خودمان بازی داریم. چیزی که از تیم النصر در عربستان دیدم تیم قدرتمندی نبود و حتم دارم ما اگر خودمان باشیم و بازی همیشگیمان را انجام دهیم در هر 2 بازی آخر برنده خواهیم شد و صعودمان قطعی میشود.
محمدرضا مدنی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: