عکسهای سیاه و سفید با چهره متعجب بچهها چند روز دیگر آماده است تا برود تو آلبوم خاطرات بچههایی که حالا قد کشیدهاند و بزرگ شدهاند و مویی سفید کردهاند. امروزه آنها که در سالن موزه عکاسخانه شهر پرسه میزنند، یاد ایام ماضی میکنند و نوستالژی عکاسباشی و آن روز کذایی که برای اولین بار روبهروی دوربین نشستند.
اینجا تهران است، گوشهای از بوستان انتهای خیابان«بهار شیراز» و در موزه عکاسخانه شهر انگار تاریخ تند و تند ورق میخورد و شما را به گذشته دور پرتاب میکند. به گذشتهای که دوربینها قد یک آدم بودند و دستگاه چاپ عکس هم نفتی بود. اگر میخواهید از تاریخچه عکس و عکاسی سر دربیاورید حتما این گزارش را دنبال کنید تا در گشت و گذاری با پای کلمات در موزه عکاسخانه شهر به طهران قدیم برویم.
یادگارهای چندین و چند سالهسر ساعت 9 صبح میرسم روبهروی موزه. شاید این اولین باری باشد که یک بازدیدکننده زودتر از بعضی از کارمندان موزه سر کارشان حاضر میشود. اینجا تازه ساعت 9 صبح کرکره را کنار میکشند و در را به روی بازدیدکنندهها باز میکنند. جلوی در را تازه آب و جارو کردهاند. میروم تو و سرکی در موزه میکشم. اینجا هر چقدر سر میگردانی فقط دوربین است و دوربین؛ ویترینهای شیشهای پر از دوربینهایی است که عمرشان قد تاریخ عکاسی در ایران است. کنار هر کدام از دوربینها توضیح مختصر و مفیدی گذاشتهاند که شامل نام و نشان دوربین و تاریخ ساخت آن و کشور سازندهاش میشود. وقتی وارد گالری شماره یک میشوم روبهرویم تو یکی از این محفظههای شیشهای دوربین چوبی استودیویی سهپایه انگار میخواهد از من و هر بازدیدکنندهای که وارد میشود عکسی به یادگار بیندازد. تاریخش را نگاه میکنم: لندن، قرن نوزدهم. چند قدم آن طرفتر هم دوربین عکاسی و دستگاه چاپ نفتی آلمانی رنگ ورو رفتهای کنجکاوی آدم را قلقلک میدهد تا سر از کار این دستگاه عجیب و غریب دربیاورد.
وجود همین دو تا دوربین نشان میدهد گنجینه دوربینهای این موزه حسابی دندانگیر است و ارزش چند بار دیدن را دارد.
البته این سالن جذابیتهای دیگری هم برای دیدن دارد. دوربینهای قطع بزرگ از بدو اختراع تا سال 1900 میلادی و ابزار و ادوات مختلف عکاسی از جمله نمونههایی از ظروف و مواد شیمیایی ظهور و ثبوت، روتوش، لنزها و... از دیگر مواردی هستند که چشم هر بیننده کنجکاوی را به ویترینهای شیشهای میچسباند.
پرتاب شدن به خاطرات دور
شاید هنوز عکاسانی باشند که با دوربینهای قدیمی کار میکنند، دوربینهایی که عکاس باید برای عکس گرفتن سرش را زیر پارچهای پنهان میکرد. همچنین، نمونههای سالم از دوربینهای دستی کداک و آکفا که فقط در آفتاب عکس میگرفت، احتمالا هنوز در جاهایی از انبار اشیای متروک خاک میخورد، اما دیگر فیلمی برای آنها ساخته نمیشود که بتوان از آن استفاده و خاکشان را پاک کرد و به کارشان انداخت. در عکاسخانه شهر نخستین موزه دائمی از این نوع دوربین در گالری شماره 2 شما را غافلگیر خواهد کرد.
اما اولین چیزی که روی دیوارهای این گالری انتظار میکشد، عکسهای سیاه و سفیدی است که شما را یاد آلبومهای قدیمی پدربزرگ و مادربزرگهایتان میاندازد. این عکسها که متعلق به دوره قاجار است از مجموعه خانواده نمازی، آنتوان سوریوگین و آرشیو موزه تهیه شده و روی دیوار آمده است.
گوشهای دیگر از این سالن چند میز و صندلی لهستانی، یک گلدان چینی کهنه، مخازن چوبی فیلم و دوربین استودیویی پیسرونی و ماندینی برای نگاتیو شیشهای با سهپایه که تاریخ 1910 روی آن حک شده قرار است فضای داخلی یک عکاسخانه قدیمی تهران را تداعی کند. کنار این عکاسخانه هم قاب عکس میرزا فتحالله چهرهنگار را به دیوار چسباندهاند. او عکاسخانه فردوسی را که از آثار تاریخی پهلوی اول است، بنیان گذاشته است.علاوه برفضای این استودیوی قدیمی عکاسی، دوربینهای قطع متوسط و کوچک مربوط به سالهای 1900 تا 1970 میلادی ساخت کشورهای مختلف، دستگاههای چاپ و ظهور عکس و نگاتیو و همچنین شیشههای نگاتیو موجود در این بخش و عکسهای قدیمی همگی قدمت عکاسی ایران را در ذهن بیننده متبادر میسازد. تازه در کنار همه اینها، پروژکتورهای پخش اسلاید و چند دوربین فیلمبرداری هم دیده میشود.
مجموعه عکسهای جذاب و دیدنی موزه
سراغ لیدا زندی،کارشناس موزه میروم تا کمی بیشتر از سرگذشت دوربینهایی که اینجا گردآمدهاند، بدانم. او درباره اینکه دوربینها چطور سر از موزه عکاسخانه شهر درآوردهاند و قدیمیترین آنها چه دوربینی است؟ میگوید: «نحوه جمعآوری دوربینها اینطور است که یا خریداری شدهاند یا به موزه هدیه شدهاند. قدیمیترین دوربین هم مشخص نیست، چون بیشتر کسانی که این دوربینها را به ما دادهاند، نتوانستند اطلاعات خوبی درباره تاریخ ساخت آن و پیشینه دوربین به ما بدهند. برخی از دوربینها هم به دلیل قدیمی بودن آسیب دیدهاند و نام و نشان و تاریخ ساختشان پاک شده است. اما میتوان گفت دوربینهای استودیویی قطع بزرگ از همه قدیمیتر هستند.» زندی میگوید موزه مجموعهای نفیس از عکسهایی دارد که متعلق به دوره قاجار و پهلوی و حتی انقلاب اسلامی است: «این عکسها یا عکاس معروفی دارند یا دورهای از تاریخ را روایت میکنند که اهمیت دارد. موضوع عکسها هم مختلف است اما غالبا عکس افراد عادی است تا مشهور. معمولا عکسهای این مجموعه شامل عکسهای خانوادگی، مناظر ایران و تهران قدیم میشود. از طرفی لابهلای این عکسها هم کارت پستالهایی قدیمی داریم که اکثرا مربوط به دوره مشروطه است. یک سری عکس هم درباره انقلاب و ورود امام(ره) به کشور داریم.»
او با اشاره به اینکه فضای نمایشگاهی موزه، محل برپایی نمایشگاههای موقت یا دورهای موزه از جمله نمایشگاههای عکس از عکاسان معاصر و مجموعهداران خصوصی و همینطور نمایش عکسهای قدیمی از آرشیو موزه است، میگوید: «نمایشگاههای ما هر 2هفته یا 20 روز یکبار عوض میشود. بیشتر نمایشگاه عکسهای قدیمی روی دیوارهای نگارخانه میرود. اما ما به صورت امانی از سازمانها و نهادهای دیگر هم مجموعه به نمایش درمیآوریم. استقبال مردم هم با توجه به موضوع نمایشگاه متفاوت است.»
سنجاق شدن با عکس به تاریخنمیدانم این دوربینها تا به حال چهره چند نفر را به تاریخ سنجاق کردهاند، اما خیلیها با آمدن به عکاسخانه شهر یاد ایام گذشته میافتند، یاد روزهایی که خودشان در مقابل این جعبههای چوبی عجیب و غریب مینشستند تا عکاسباشی عکسشان را به قول معروف بردارد. همه ما با این دوربینها خاطرههایی را زنده میکنیم که شاید در زوایای فراموش شده ذهنمان سالهاست خاک میخورند. من که نمیتوانم از مزهمزه کردن این خاطرات با گشت و گذار در عکاسخانه شهر بگذرم، را شما را نمیدانم. اگر شما هم علاقهمند شدید میتوانید به خیابان بهار، میدان بهار بروید؛ آنجا پارک کوچکی میبینید که این عکاسخانه را در خود جای داده است. خوش بگذرد.
مهدی علیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم