وقتی سالمندان رنجیده خاطر می‌شوند

کد خبر: ۴۰۰۵۵۲

حوصله‌ام از سرو صدایشان سر می‌رود. خیلی بی‌ملاحظه و پر سرو صدا هستند و بیشتر از دیدن من و پدرشان به خوش گذراندن و گشت و گذار فکر می‌کنند. انگار نه انگار که ماه‌ها گذشته که ما را ندیده‌اند.

گاهی که به بچه‌هایشان تشر می‌زنم به عروس‌ها بر می‌خورد و می‌گویند قول می‌دهیم زیاد دردسرتان ندهیم و زودتر برویم.

نمی‌دانم چرا ما حرف هم را نمی‌فهمیم. گاهی فکر می‌کنم عروس‌ها و داماد‌ها می‌خواهند هرچه زودتر دوباره بچه‌هایم را سمت خودشان بکشانند و همین حس مرا عصبانی می‌کند.

حرف‌های سکینه مادر 6 فرزند و مادربزرگ 5 نوه، حرف بسیاری از بزرگ‌تر‌های خانواده است.

واقعیت این است که آدم وقتی پا به سن می‌گذارد، وضعیت جسمی‌اش عوض می‌شود و به همین دلیل کم‌حوصله‌تر و بهانه‌جوتر می‌شود. اگر فشار ناشی از کسالت را به صورت عصبانیت و دلخوری و گلایه بر سر دیگران خالی کنیم کم کم تنها می‌مانیم.

طاهره صفوی، روان‌شناس اعتقاد دارد رنجوری روانی یکی از خصوصیات برخی از سالمندان است که در اثر مشکلات جسمی و عوامل دیگر پدید می‌آید. این خود می‌تواند برای سالمند به عامل دافعه شخصیتی بدل شود و سبب خشونت و بدخلقى گردد.

این روان‌شناس می‌افزاید اگر سالمندان به جهت بالا رفتن سن و ضعف بنیه جسمانى، کم‌حوصله و متوقع شوند و با بدخلقی و رفتارهای تند و عصبی دیگران را از خودشان دلخور کنند، امکان دارد دیگران را از اطراف خود پراکنده کنند.

برخی از سالمندان در این رفتارهای عصبی چندان پیش می‌روند که یا باید همه چیز مطابق میلشان باشد یا هیچ چیز را نمی‌پذیرند. گاهی برخی از سالمندان شکاک و بی‌اعتماد می‌شوند و گمان می‌کنند دیگران کارهایی را برای عصبانی کردن آنها انجام می‌دهند.

به هوای روی خوش

سیما ـ الف دختر یک پدر 67 ساله است. او می‌گوید: من عاشق پدرم هستم اما او بسیار بدبین و بدخلق شده است. حتی یک بار از او خواستم که نزد روان‌شناس برویم اما او به من گفت:‌ شوهرت را ببر پیش روان‌شناس! این حرف او آنقدر مرا دلگیر کرد که دیگر پیگیر قضیه نشدم.

او می‌افزاید: ما 3 خواهر و برادر هستیم که می‌دانیم پدرمان همه کار برای ما کرده است و ما هم برایش همه کار می‌کنیم، اما تنها توقعی که از او داریم خوشرویی است. چیزی که مدت‌هاست از او ندیده‌ایم. پدرم کاری کرده است که من و خواهرم ناچار می‌شویم گاهی بدون گفتن به همسرمان نزد او برویم. او بسیار پرخاشگر است و به ما و خانواده‌مان احترام نمی‌گذارد. ما فرزندان او هستیم و برایمان چندان مهم نیست، ولی از همسرانمان خجالت می‌کشیم و ناچار می‌شویم بدون آنها به خانه پدر برویم که این کار هم ما را معذب می‌کند. ما واقعا نمی‌دانیم چطور او را راضی نگه داریم. همیشه گلایه دارد و اگر کم سراغش را بگیریم ناراحت می‌شود و اگر رفت و آمدمان را زیادتر کنیم می‌گوید دارید مزاحم می‌شوید. ما فقط دعا می‌کنیم خوش اخلاق شود.

به اعتقاد طاهره صفوی، کارشناس ارشد روان‌شناسی، اگر انسان کنترل خود بر محیط را از دست بدهد و احساس کند دارد زمام امور از دستش خارج می‌شود گاه حالت پرخاشگری به خود می‌گیرد.

وی می‌افزاید: سالمند دائم در حالتی میان رنجوری از تنهایی و احساس شکستگی غرور به خاطر دیده شدن ضعفش توسط کوچک‌تر‌ها و عدم کنترل در کشاکش است.

این سالمندان معمولا در مرحله پذیرش وضعیت جدید به سر می‌برند و بدترین چیز این است که در همین وضع باقی بمانند و پرخاشگری و بی‌اعتمادی عادت آنها شود.

وی به سالمندان توصیه می‌کند: برای این‌که بتوانید با دیگران کنار بیایید اول باید با خودتان کنار بیایید و سعی کنید خود را همان‌گونه که هستید، بپذیرید.

در مرحله بعد روابط خود را با فرزندان و نزدیکان خود مشخص کنید. اگر می‌توانید چند ساعت یا چند روز پذیرای آنان باشید و بعد خسته می‌شوید به آنها بگویید.

اگر مهمانداری شما را خسته می‌کند خود را موظف به این کار ندانید و وقتی مهمان دارید از فرزندان خود کمک بگیرید و با آنها تعارف نکنید. در غیر این صورت در اثر خستگی و رنجوری نیمی از ساعت به تعارف و نیمی دیگر را به پرخاشگری و بدخلقی مشغول می‌شوید.

توقعات خود را در حد معقول نگه دارید و همیشه خوشرو، شاداب و با نشاط باشید و بى‌جهت بهانه‌گیرى نکنید.

سخنی با کوچک‌تر‌ها

درست است که این روزها سالمند خانواده را اندکی پرخاشگر و بد خلق می‌بینید ولی سعی کنید تنهایی به سراغ او بروید و از او بخواهید در مورد مشکلاتش با شما حرف بزند.

مراقب افسردگی سالمند خود باشید زیرا انزوا اولین عامل افسردگی است که خود منشأ بسیاری از بیماری‌هاست.سعی کنید انگیزه‌ای برای سالمندتان به وجود آورید و مشکلات جسمی او را تقلیل بخشید.

به او کمک کنید شرایط جدید را بپذیرد و برای تعامل بهتر با او از یک روان‌شناس خانواده یا سالمندان کمک بگیرید.

ضعف حافظه و رنجش و تحریک‌پذیری از دیگر نشانه‌های افسردگی است. سالمندان افسرده به مرور زمان مشکلات عدیده‌تری را تجربه خواهند کرد و اگر حاضر به قبول بیماری خود نبوده یا به سبب خجالت و غرور از کمک طلبیدن ابا داشته باشند، شرایط پیچیده‌تر خواهد شد.

سفرهای کوتاه خانوادگی، رفت و آمد و برنامه منظم که با توافق سالمند تنظیم شده باشد می‌تواند به او کمک کند که اجتماعی‌تر باشد. شاید سالمند ترجیح می‌دهد خانه‌اش خلوت‌تر باشد. در این صورت به جای این‌که دسته‌جمعی قرار بگذارید والدین خود را ببینید، هر کدام روز مشخصی از هفته به دیدن او بروید. این‌طوری والدین شما تنها نمی‌مانند و از شلوغی عصبی نمی‌شوند.

سعی کنید خانه تنها میعادگاه شما نباشد و گاه با والدین خود برای قدم زدن به پارک و تفریحگاه‌های اطراف شهر بروید تا آنها هم روحی تازه کنند.

ماندانا ملاعلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها