گزارش پشت صحنه یک برنامه معارفی

«چشمه سار هدایت» در شهرک سینمایی دفاع مقدس

اخیرا صدا و سیما در بخش تولید آثار معارفی با هم و غم بیشتری ورود کرده و ظاهرا این مهم از شبکه قرآن و معارف سیما آغاز شده است. برنامه‌ای با عنوان «چشمه‌سار هدایت» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی امیر افشارفتوحی به مناسبت وفات حضرت زینب(س) به سفارش گروه محافل و مناسبت‌های این شبکه در شهرک سینمایی دفاع مقدس در حال تولید است.
کد خبر: ۳۹۹۹۹۷

باید به شهرک سینمایی دفاع مقدس می‌رفتم تا پاسخگوی حس کنجکاوی‌ام شوم، در راه این نکته ذهنم را به خود مشغول کرده بود که برنامه‌ای معارفی درباره وفات حضرت زینب(س) در شهرک سینمایی دفاع مقدس چگونه شکل می‌گیرد. برای پاسخ به حس کنجکاوی‌ام صبر کردم تا در شهرک سینمایی به گروه تولید این برنامه ترکیبی نمایشی ملحق و از نزدیک با کار آشنا شوم.

جلوی در ورودی منتظرم بودند تا به لوکیشن چشمه‌سار هدایت برویم. یادم است آخرین باری که برای تهیه گزارش به شهرک رفته بودم جاده اصلی‌ای که پل ارتباطی با لوکیشن‌های مختلف است خاکی بود؛ اما الان آسفالت شده و راحت‌تر این مسیر طی می‌شود.

به محل فیلمبرداری که همان مقر عملیاتی است، می‌رسیم. تجهیزات نظامی مستقر در لوکیشن فضای جنگ را تداعی می‌کند. گروه در حال آماده‌سازی صحنه است و هنوز نمی‌دانم چه اتفاقی قرار است بیفتد و این برنامه مناسبتی در این موقع شب و در این فضا چگونه می‌خواهد شکل بگیرد.

به سراغ علی رحیمی، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز پروژه می‌روم که از قضا نویسنده این اثر نیز است. او با اشاره به این که قصه کار با همفکری گروه شکل گرفته است درباره داستان آن می‌گوید: امیرحسین از عکاسان 8 سال دفاع مقدس است و در حال حاضر پس از گذشت بیست و اندی سال از جنگ به عنوان کارگردان تلویزیونی فعالیت می‌کند. او به خاطر ارادت زیادی که به پرستار کربلا دارد برنامه‌ای درباره میلاد حضرت زینب(س) ساخته و قصد دارد در ادامه فعالیت برنامه‌سازی‌اش، درباره وفات آن حضرت نیز برنامه‌ای تهیه نماید؛ اما وی در زمان جنگ، شیمیایی شده و پس از سال‌ها بیماری‌اش به مرحله خطرناکی رسیده است که باعث بستری شدنش می‌شود و این موضوع امکان تولید برنامه را از او سلب می‌نماید.

گروه صحنه اعلام آمادگی می‌کنند و به ناچار گفت‌وگو با رحیمی را قطع می‌کنم تا مزاحم کارشان نشوم.

نورپردازی داخل سنگر توسط تقی امینی، تصویربردار و نورپرداز پروژه آماده می‌شود، فضایی که با نور کنتراسته محزون شده و چند فانوس نفتی منبع نور داخل سنگر است. برای کارشناس برنامه با 2 جعبه مهمات منبری درست شده است و در گوشه‌ای دیگر دوربین روی شاریو مستقر است تا صحبت‌های کارشناس درباره حضرت زینب(س) را ضبط کند. امیر افشار فتوحی، تهیه‌کننده و کارگردان پشت مانیتور می‌نشیند و پس از کنترل حرکات دوربین ضبط آغاز می‌شود.

بیرون سنگر بارندگی و توفان بیداد می‌کند و صدای قطرات باران که روی سقف سنگر می‌ریزد، باعث نگرانی کارگردان و صدابردار می‌شود. اما طائی، صدابردار باتجربه گروه تمام تلاشش را می‌کند تا صدای بسته‌تری از کارشناس بگیرد و تا آنجا که ممکن است از آمبیانس محیط کم کند.

با شروع صحبت‌های کارشناس درباره حضرت زینب(س) فضای جلوی دوربین منقلب می‌شود که اثر آن را در پشت صحنه نیز می‌بینم. بازیگران دیگر جلوی دوربین بازی نمی‌کنند و حلقه‌های اشک در چشمان عوامل پشت دوربین گاه در کارشان خلل ایجاد می‌کند.

مابین صحبت‌های کارشناس امیرحسین وارد سنگر می‌شود. او نگران است و پچ‌پچ کوتاهی با همرزمانش می‌کند. حاجی از او می‌پرسد خبری از دوست‌تان نشد؟ و امیرحسین نگرانی خود را از این که دوستش رحیم برای شناسایی به خط رفته و هنوز برنگشته است ابراز می‌کند. حاجی به صحبت‌هایش ادامه می‌دهد و از صبر حضرت زینب(س) سخن به میان می‌آورد.

پس از اتمام صحبت‌ها، کارشناس خداحافظی می‌کند ولی رزمندگان در سنگر می‌مانند و در‌باره رحیم حرف می‌زنند تا این‌که صدایی از بیرون می‌شنوند که بچه‌ها بیاین، رحیم رو آوردم و همه یکباره به‌سمت بیرون از سنگر می‌دوند.

دوربین جایگاهش تغییر می‌کند تا از ری‌اکشن‌های رزمندگان در برابر صحبت‌های کارشناس و صحبت‌های هر پرسوناژ به تنهایی تصویر گرفته شود.

بارندگی قطع شده و بلافاصله گروه برای آماده‌سازی سکانس بعدی که در محوطه است، اقدام می‌کند. کرین طبق میزانسن کارگردان در محوطه بیرون از سنگر مستقر می‌شود و دوربین دوم برای ثبت لحظاتی که قرار است اتفاق بیفتد به کمک دوربین روی کرین می‌آید.

در گوشه‌ای وحید مرتضوی را می‌بینم. چهره آشنایی که همیشه او را به عنوان مجری در شبکه قرآن سیما دیده‌ایم و این‌بار در نقش یک رزمنده ظاهر شده است. او در این‌باره می‌گوید: در برنامه چشمه‌سار هدایت، نقش برنامه‌ساز تلویزیونی را دارم که در بستر بیماری است و نگران و ناراحت از این که نمی‌تواند برنامه‌ای که قصد داشته برای وفات حضرت زینب(س) تولید کند را به سرانجام برساند. او به دفتر خاطراتش رجوع می‌کند و دفاع مقدس و شب وفات حضرت زینب(س) در جبهه را به خاطر می‌آورد. شبی که با هماهنگی او حجت‌الاسلام صداقت‌زاده برای صحبت درباره حضرت زینب(س) به مقر آنها دعوت شده است، شبی که نزدیک‌ترین دوستش به شهادت می‌رسد و اتفاقات دیگر.

دستیار کارگردان مرتضوی را فرامی‌خواند تا توضیحات لازم در این سکانس را بشنود. در گوشه‌ای کارگردان توضیحاتی به بازیگران می‌دهد و تقی امینی نیز به همراه تصویربردار کرین توضیحات را می‌شنوند تا با حرکت دوربین، احساسی که در این صحنه مد نظر افشار است را به تصویر بکشند و صدابردار نیز برای این‌که از میزانسن جا نماند در جمع آنها حضور دارد، او باید بوم خود را از زاویه‌ای بگیرد که در قاب 2 دوربین نیاید. پس از این توضیحات همه با چشمانی نمناک سر جاهای خود می‌روند. علی رحیمی که علاوه بر دستیاری کارگردان نقش رحیم را نیز ایفا می‌کند، توسط شهرام آدشیرین گریم شده و صورتش با خون رنگین می‌شود تا لحظات آخر زندگی یک رزمنده مجروح را بازسازی کند.

رحیم روی برانکارد و داخل آمبولانس قرار می‌گیرد. آمبولانس وارد قاب می‌شود و جلوی سنگر حسینیه می‌ایستد، رزمنده از آمبولانس بیرون می‌آید و فریاد می‌زند: بچه‌ها بیاین رحیم رو آوردم. امیرحسین و همرزمانش از حسینیه بیرون می‌آیند و مضطرب برانکارد را از آمبولانس درآورده و زمین می‌گذارند.

همه معترض می‌شوند که چرا به بیمارستان منتقل نشده؛ اما خود رحیم می‌خواسته برای بار آخر آنها را ببیند و او که از دهانش خون می‌آید و قدرت نفس کشیدن ندارد با امیرحسین و همرزمانش وداع می‌کند و شهید می‌شود. او را در آمبولانس می‌گذارند و امیرحسین بیتابی می‌کند و می‌خواهد به سمت او برود که یکی از رزمندگان جلویش را می‌گیرد. او به زانو می‌افتد و دوربین کرین از روی خاک به سمتش حرکت می‌کند و به او نزدیک می‌شود. امیرحسین با 2 دستش به خاک چنگ می‌زند و دستانش را بالا می‌برد و دوربین کرین همزمان بالا می‌رود و اوج می‌گیرد و دیالوگ آخر امیرحسین که بلند و رسا خدا را صدا می‌کند، در فضا طنین‌انداز می‌شود.

بعد از این سکانس لحظاتی سکوت صحنه را فرا می‌گیرد و با صلواتی بر محمد و آل محمد کار به پایان می‌رسد.

به سراغ کارگردان که فراغتی پیدا کرده است، می‌روم تا توضیحات تکمیلی را از او بگیرم. وی می‌گوید: کل داستان فیلم فلاش‌بکی است از گذشته زندگی امیرحسین که شهید شده است و همکارش که می‌خواهد درباره زندگی او فیلمی مستند بسازد. به دفترچه خاطراتش مراجعه می‌کند که در آن به نوشته‌هایی درباره شب وفات حضرت زینب برمی‌خورد. در واقع از همکار برنامه‌ساز به امیرحسین می‌رسیم و از طریق امیرحسین به خاطرات 8 سال دفاع مقدس. البته چند سکانس داخل تهران باقی مانده است که در چند روز آینده این سکانس‌ها را می‌گیریم.

امیر افشار فتوحی درباره این شیوه برنامه‌سازی می‌گوید: ما همان آیتم‌هایی که در برنامه‌های معارفی در استودیو می‌بینیم را در این برنامه داریم، فقط سعی کردیم این آیتم‌ها را توسط یک داستان از دکور به فضاهای متنوع بیرونی بکشانیم. چون معتقد هستیم با داستان بهتر با مخاطب ارتباط برقرار می‌شود.

وی با اشاره به این که بیرون آمدن از استودیو مستلزم هزینه است و زمانی که قصه وارد کار می‌شود هزینه‌های رایج خود را نیز تحمیل می‌کند، گفت: از مدیران شبکه که تا به حال در این رویکرد جدید برنامه‌سازی معارفی ما را یاری داده‌اند سپاسگزارم؛ ولی از این بزرگواران می‌خواهم که با تامل و حمایت بیشتر فضای ساخت برنامه‌های متفاوت را بازتر کنند، چراکه وقتی دغدغه به لحاظ زمانی و ریالی کمتر شود مشکلات جانبی به کار آسیب نمی‌رساند و هم و غم گروه تولید روی کیفیت معطوف می‌شود.

عواملی که در این پروژه با افشار همکاری کرده‌اند عبارتند از:

مدیر تولید: فیروز حیدرزاده، نویسنده: علی رحیمی، کارشناس: حجت‌الاسلام والمسلمین صداقت‌زاده، گروه همخوانی محراب، مداح: علی باقری، نور و تصویر: تقی امینی، صدابردار: احمدرضا طایی، طراح گریم: شهرام آدشیرین، تدوین: محمدحسن مس‌چیان، عکاس: علیرضا شعبانپور، بازیگران: سیدوحید مرتضوی، جلال شکری، علی عطایی، علی رحیمی، احمد صمیمی، ابراهیم رحیمی، لیلا رحیمی و مهشید پروین.

بهناز وفایی‌وحدت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها