قرهیاضی در حال حاضر ریاست انجمن ایمنیزیستی کشورمان را به عهده دارد و در تلاش است راه تولید محصولات مهندسی ژنتیکشده یا تراریخته را در کشورمان هموار کند.
هر چند وجود منتقدان وحتی مخالفان با گسترش این روش باعث شده در شرایطی که محصولات تراریخته در حجم زیاد و میلیون تنی به کشور ما وارد میشوند، کشت نشوند و در نتیجه اهداف او و موافقان تولید این نوع محصولات با موانعی جدی مواجه شوند.
برگزاری سومین همایش ملی ایمنیزیستی و مهندسی ژنتیک با محوریت مهندسی ژنتیک، امنیت غذایی و توسعه پایدار را بهانهای برای مصاحبه با دکتر قرهیاضی قرار دادیم.
به نظر شما چگونه میتوان با کمک مهندسی ژنتیک به امنیت غذایی و توسعه پایدار کمک کرد؟
امنیت غذایی در پذیرفتهترین تعریف خود به دسترسی تمام آحاد یک جامعه به غذای سالم و کافی در همه زمانها و مکانها نهتنها برای زنده ماندن بلکه برای انجام فعالیتهای مختلف و زندگی سالم است. مهندسی ژنتیک هم یکی از روشهای افزایش تولید غذا و در واقع جدیدترین روش افزایش کمی و کیفی محصولات است. با مهندسی ژنتیک میتوان محصولاتی را تولید کرد که علاوه بر اینکه از کیفیت برتری برخوردارند و بقایای سموم در آنها وجود ندارد، در مقابل طغیان انوع آفات و بیماریها مقاوم هستند و خسارت نمیبینند. دسته دیگری از محصولات تراریخته مدیریت مزرعه سادهتری دارند و مبارزه با علفهای هرز که هزینه اول در تولید برخی محصولات زراعی را به خود اختصاص میدهد در این دسته از محصولات ارزانتر، موثرتر و بهتر انجام میشود. محصولات تراریختهای هم وجود دارند که از ارزش غذایی بالاتری برخوردارند، ویتامینهای بیشتری دارند و کیفیت روغن یا نشاسته آنها به نحوی بهبود یافته است که از ارزش غذایی و سلامت بهتری برخوردار باشند. به این ترتیب، نقش محصولات تراریخته در امنیت غذایی از محل افزایش تولید، بهبود کیفیت تولید، کاهش هزینه تولید و در نتیجه بهای تمامشده برای مصرفکننده و سلامت محیط زیست و انسان روشن است.
ترس از ایمن بودن محصولات حاصل از مهندسی ژنتیک یکی از دغدغههای اصلی مصرفکنندگان است. اصولا آیا باید به این مصرفکنندگان حق داد؟ از طرفی دیگر مهندسی ژنتیک راهکاری برای تامین سلامت انسان عنوان میشود. چقدر میتوان به چنین ادعایی معتقد بود؟
در جوامعی که مقابل توسعه مهندسی ژنتیک و استفاده از محصولات تراریخته موانع متعدد ایجاد میشود، باید به مصرفکنندگان حق داد که تحت تاثیر دروغپردازیها قدری نگران شوند و حداقل سردرگم باشند، اما اگر موسسات بهداشتی نظیر سازمان بهداشت جهانی، سازمان خواربار جهانی، کدکس الیمنتاریوس و غیره را نگاه کنیم که مسوول تامین غذا و سلامت و بهداشت انسانها در روی کره خاکی هستند همه آنها بصراحت بر سلامت و محصولات تراریخته و ضرورت استفاده از آنها تاکید کردهاند. جالب این که در کشور ما هم مسوولان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از وزرای سابق و اسبق گرفته تا مدیران تغذیه جامعه و معاونان وزیر بر صحت و سلامت محصولات تراریخته تاکید داشتهاند، اما عدهای دانایی ستیزان و فناوری هراس از ادعاهای واهی خود دست برنمیدارند و با مقاومت خود مانع اجرای قانونی شدهاند که دولت را مکلف به فراهمآوری تمهیدات لازم برای توسعه کشت و مصرف این محصولات کرده است.
بله واقعیت در بخش دوم سوال شما نهفته است. حقیقت این است که مهندسی ژنتیک هم از طریق تولید داروهای نوترکیب با تاثیرگذاری بیشتر و بهتر و هم از طریق تولید محصولاتی با ارزش غذایی بهتر و باقیمانده سموم کمتر و به طور خاص با تاثیرات ناخواسته کمتر برای تامین سلامت انسان نسبت به غذاهای غیرتراریخته ارجحیت دارد.
برای راستیآزمایی نگرانیهای ابرازشده و رفع شبهه در مورد سلامت محصولات و موجودات تراریخته، تاکنون چه کارهایی در سطح بینالمللی انجام شده است؟
تدوین قوانین و مقررات ایمنیزیستی در سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی برای رفع شبهات منطقی یکی از این کارهاست. در واقع این اولین بار است که نوع خاصی از غذاها یا هر محصول دیگری پیش از آن که بشر ابتدا عارضهای را در آن ببیند و بعد به فکر برطرف کردن آن باشد، پیش از بازاررسانی و مصرف، آنها را از جنبه سلامت مورد بررسی قرار میدهد. با وجود سابقه بیش از 16 سال استفاده از میلیاردها تن محصول تراریخته حتی یک مورد گزارش منفی هم در این مورد موجود ندارد و این خود بهترین رفع شبهه و نگرانی است. مدعیان دروغین سلامت انسان راهی ندارند جز اینکه جلوی اجرای قوانین ایمنیزیستی را بگیرند. در ایران هم همینطور است. مدعیان به جای استناد به بیانیههای رسمی مجامع بینالمللی نظیر سازمان بهداشت جهانی، دوایر نظارتی نظیر
FDA در کشورهای مختلف یا حتی مطالعات کارشناسان، پژوهشگران و متخصصان داخلی و اظهار نظر وزرای بهداشت در زمانهای مختلف همچنان در تلاشند تا با تدوین آییننامهای بازدارنده و 180 درجه مخالف قانون ایمنیزیستی مردودی ادعاهای بیمبنای خود در این راستیآزمایی را پنهان کنند.در چنین شرایطی آخرین وضعیت تولید و استفاده از محصولات تراریخته در جهان و بخصوص کشور ما که عرضه این محصولات در آن با مشکلاتی هم همراه بوده چگونه است؟
بر اساس آخرین آمار رسمی در سال 2010 میلادی سطح زیرکشت محصولات تراریخته جهان به 148 میلیون هکتار رسید. فهرست کشورهایی که محصولات تراریخته را کشت میکنند به 29 کشور رسیده است. بیش از 59 درصد از جمعیت جهان در این 29 کشور زندگی میکنند. در سال گذشته 3 کشور جدید پاکستان، میانمار و سوئد کشت محصولات تراریخته را به طور رسمی و برای اولین مرتبه اعلام کردند. آلمان هم دوباره به جمع کشورهای تولیدکننده محصولات تراریخته پیوست.
در سال میلادی گذشته 15.4 میلیون نفر کشاورز به کشت محصولات تراریخته اهتمام داشتهاند که بیش از 90 درصد آنها کشاورزان خردهپا و فقیر کشورهای در حال توسعه بودند.
کشورهای در حال توسعه 48 درصد سطح زیرکشت محصولات تراریخته در سال 2010 را به خود اختصاص دادهاند و تا سال 2015 از کشورهای صنعتی پیشی خواهند گرفت. 5 کشور در حال توسعه پیشرو در زمینه کشت محصولات تراریخته عبارتند از چین و هندوستان در آسیا، برزیل و آرژانتین در آمریکای لاتین و آفریقای جنوبی در آفریقا.
برزیل، موتور محرک کشت محصولات تراریخته در آمریکای لاتین با رکورد 4 میلیون هکتار افزایش سطح زیرکشت در یک سال، بیش از هر کشور دیگری در جهان سطح زیرکشت محصولات تراریخته خود را طی سال 2010 افزایش داده است.
در هندوستان، رشد کشت محصولات تراریخته استمرار یافت. در این کشور 3/6 میلیون کشاورز 4/9 میلیون هکتار پنبه تراریخته کاشتند که برابر با 86 درصد کشت کل پنبه این کشور است.
در اروپا برای اولین مرتبه 8 کشور اروپایی یا ذرت تراریخته مقاوم به آفات یا سیبزمینی تراریخته با کیفیت نشاسته برتر را به زیرکشت بردند که اخیرا به تصویب رسیده و اولین مجوز کشت محصولات تراریخته در اروپا پس از 13 سال محسوب میشود.
در سال 2010 ارزش بذور تراریخته به تنهایی بالغ بر 2/11میلیارد دلار تخمین زده شد. ارزش ذرت، سویا و پنبه تراریخته بالغ بر 150 میلیارد دلار در سال برآورد میشود.
قرهیاضی: با وجود سابقه بیش از 16 سال استفاده از میلیاردها تن محصول تراریخته حتی یک مورد گزارش منفی هم در این مورد موجود ندارد و این خود بهترین رفع شبهه و نگرانی است
چشمانداز 5 سال آینده امیدوارکننده است. ذرت تراریخته متحمل به خشکی در سال 2012، برنج طلایی در سال 2013 و برنج تراریخته مقاوم به آفات قبل از سال 2015 تجاری خواهند شد و موجب بهرهمندی بیش از یک میلیارد نفر که تنها در آسیا به نوعی دستاندرکار برنج هستند خواهد شد.
بنابراین در حالی که در کشور ما مسوولان تحت تاثیر القائات مدیران کم بهره از دانش روز همچنان در سردرگمی به سر میبرند، جهان در حال پیشرفت است و راه برگشتی هم از این منظر وجود ندارد.. ایران کشوری بود که از سال 1374 یعنی 2 سال قبل از اینکه یک وجب محصول تراریخته در دنیا به زیرکشت برود برنج تراریخته را برای تولید انبوه آماده کرده بود. بالاخره در سال 2004 میلادی (1383) اولین محصول تجاری برنج تراریخته دنیا توسط معاون اول وقت رئیسجمهور برداشت شد و کشاورزان متعددی از این فناوری استقبال کردند. اما در سال 1384 یکی از مدیران میانی وزارت جهاد کشاورزی احتمالا با هماهنگی با وزیر وقت جهاد کشاورزی و بدون ارائه هر نوع توضیحی صدها تن بذر اصلاح شده برنج تراریخته را در انبار متروکهای در رشت حبس کرد.
بر اساس مطالعهای که سال گذشته با سفارش و تایید معاونت علم وفناوری رئیسجمهور صورت گرفته است ایران از نظر تولید مقالات علمی نمایه شده در
ISI و مقالات علمی پژوهشی دیگر این حوزه در بین کشورهای منطقه و کشورهای اسلامی رتبه اول را داراست. بنابراین زیرساخت علمی و توانایی تولید محصولات تراریخته از نظر فنی بین نیروهای متخصص ایرانی وجود دارد، اما به نظر میرسد در انتخاب مدیران بیوتکنولوژی کشور اشتباهی صورت گرفته است که در نتیجه آن کشوری مثل آرژانتین و برزیل هرکدام سالانه بیش از 25 میلیون هکتار محصول تراریخته را تولید، مصرف و صادر میکنند و از این رهگذر درآمد هنگفتی را نصیب مردم خود میکنند، اما در ایران هنوز بجز همان محصول تراریخته که احتمالا به طور غیررسمی و توسط کشاورزان پیشرو تولید میشود محصول تراریخته دیگری کشت نمیشود. البته واردات چند میلیون تنی محصولات تراریخته مانند دانههای روغنی سویا، کلزا، علوفه و خوراک دام مانند ذرت توسط ایران محرز است.در این میان گفته میشود تولید محصولات تراریخته با اهداف مختلف مانند افزایش عملکرد، بهبود کیفیت، بهبود مقاومت، تحمل به تنشهای زیستی و غیرزیستی و بهبود ارزش تغذیهای محصول انجام میشود. اما آیا این مزیتها باعث شدهاند کشاورزان ما به استفاده از بذرهای مهندسیشده تشویق شوند؟
بله. در همه جای دنیا این کشاورزان هستند که با آگاهی به منافع مختلف گیاهان تراریخته آن را بیش و پیش از سایر اقشار جامعه مطالبه میکنند. سالانه حدود 16 میلیون کشاورز در سراسر دنیا تصمیم میگیرند محصولات تراریخته را بکارند. در ایران نیز همینطور بوده است. وقتی من در دفتر کار خودم نشسته بودم کشاورزان از استانهای شمالی به من مراجعه کرده و حتی پیش از تولید انبوه و تجاری آن بذر اصلاح شده برنج تراریخته را میخواستند. برای همین امسال در حاشیه برگزاری همایش ملی ایمنیزیستی و مهندسی ژنتیک قرار شده از تعدادی از این کشاورزان محصولات تراریخته تقدیر به عمل آید.
از طرف دیگر مهندسی ژنتیک و کمک به نجات گونههای در حال انقراض، یکی از دیگر مزیتهای این روش عنوان میشود. اما تا به حال در این حوزه چه موارد عملی در جهان داشتهایم؟ در ایران چطور؟ آیا توانستهایم از این روش برای نجات گونههای مختلف بهره ببریم؟
مبحث نجات گونههای در حال انقراض یا حتی منقرضشده بحثی جدی در مهندسی ژنتیک است. متاسفانه شما میبینید که برخی سازمانها حتی توانایی نگهداری چند حیوان را که مهندسی ژنتیک هم نشدهاند، ندارند. داستان مرگ ببر و یوز و شیرها را همه ما شنیدهایم. در این موارد حتی برای رضای خدا هم که شده یک نفر از کار بر کنار نشد یا عذرخواهی هم نکرد.
اما از گونه که بگذریم بله در مورد واریتههای در حال انقراض این اتفاق افتاده و مثال عملی آن هم همین برنج تراریخته طارم مولایی خودمان است. برنج طارم مولایی به دلیل حساسیت به کرم ساقهخوار کاملا از چرخه تولید حذف شده و در بانکهای ژن در انتظار مرگ به سر میبرد، اما با مهندسی ژنتیک دوباره به چرخه تولید و بر سر سفرههای مردم برگشت.
کاهش مصرف سموم و مواد شیمیایی خطرناک به طور کلی کاهش آلایندهها هم ازجمله مزیتهای استفاده از محصولات تراریخته محسوب میشوند. اما آیا خود این مواد باعث آلودگی نمیشوند؟
خیر، به هیچ عنوان. چون محصولات تراریخته پاککننده هستند نه آلودهکننده . این سوال شما مثل این است که بگوییم آب دریا پاککننده قطره خونی است که روی دست یا پای شما قرار دارد. آیا در صورت پاک کردن خون با آب دریا آیا خود این دریا آلودهکننده میشود؟!
بهترین خروجی و نتیجهای که از سومین همایش ملی ایمنیزیستی و مهندسی ژنتیک انتظار دارید چیست؟
اولین هدف این همایش رفع شبهات و نگرانیها برای مردم و مصرفکنندگان و مسوولان جامعه است. امید داریم که مسوولان جامعه متوجه بشوند که برخی از مدیران به آنها گزارشهای غلطی ارائه کردهاند و دنیا در حال پیشرفت و استفاده از فواید مهندسی ژنتیک در کشاورزی، بهداشت و محیط زیست است و ایران در حال از دست دادن فرصتهاست. ببینید برای مثال کدام مسوول ایرانی است که با اطلاع از اینکه کشورهای منطقه با تعریف مندرج در سند چشمانداز نظام در افق 1404 (مانند مصر و پاکستان) و حتی کشورهای فقیر و کوچک دنیا مانند میانمار و بورکینافاسو در زمینه تولید محصولات تراریخته و توسعه کاربردی مهندسی ژنتیک کشاورزی از ایران جلو افتادهاند و قلبش به درد نیاید؟ خب این درد، درد خوبی است. امیدواریم این درد منجر به ایجاد تغییر و بازگشت شایستهسالاری بویژه در حوزه مدیریت بیوتکنولوژی کشاورزی بشود. هدف دیگر این همایش تبادل آخرین یافتههای پژوهشگران ایرانی و خارجی و ترسیم نقشه راه آینده برای تضمین نیل به جایگاه رفیع ایران در سال هدف سند مهم چشمانداز نظام در افق 1404 است.
بهاره صفوی
گروه دانش