کالبد شکافی حکومت نظامیان در برزیل

زن جوانی که فوریه 1970 در سلول شماره 6 زندان تیراندتس سائوپولو ساکن شد از شکنجه‌هایی که تحمل کرده بود چیزی نمی‌گفت. لزومی هم برای این کار نبود زیرا همه هم‌سلولی‌هایش روش‌های شکنجه‌های حکومت دیکتاتوری را بر بدن‌های خود تجربه کرده بودند.
کد خبر: ۳۹۹۷۰۲

همه آنان از بارفیکس آویزان شده بودند، یعنی همان میله بلندی که قربانی به صورت عریان به مانند یک تکه گوشت از آن آویزان می‌شد و کتک می‌خورد و همگی روی صندلی اژدها نشانده شده بودند، همان صندلی که قربانی روی آن می‌نشست و به اعضای حساس بدنش کابل برق وصل می‌شد.

آن زن جوان و ساکن جدید سلول شماره 6 دیلما روسف نام داشت و دانشجوی رشته اقتصاد بود. او سال 1967 فعالیت زیرزمینی خود را برای مبارزه علیه نظامیان آغاز کرد، همان نظامیانی که از 3 سال قبل از آن با کودتا قدرت را به دست گرفته بودند. روسف برای یک ملاقات تشکیلاتی به سائوپولو می‌رفت که در میان راه توسط مزدوران رژیم بازداشت شد و به این ترتیب از رأس آن سازمان مخفی مستقیم به سیاهچالی که از آن به عنوان بد نام‌ترین مرکز شکنجه شهر یاد می‌شد قدم ‌گذاشت.

سیدا کاستا که در بدو ورود روسف به زندان به استقبال او رفته بود می‌گوید: از نظر جسمی وضع وخیمی داشت اما اراده‌اش خلل‌ناپذیر بود. این دو زن به این ترتیب رفاقتی نزدیک را آغاز کردند و 3 سال به طور مشترک در برج باکره‌ها بسر بردند. این لقب ساختمان چند طبقه‌ای در زندان تیراندتس بود که نزدیک به 50 زندانی سیاسی زن در آن نگهداری می‌شدند. کاستا می‌گوید: ما یک جامعه متحد را تشکیل داده بودیم.

روسف و کاستا دسامبر 1972 از زندان آزاد شدند. کاستا به عنوان وکیل دادگستری در سائوپولو مشغول به کار شد و روسف به جنوب یعنی به پورتوآلگره رفت. او پس از پایان دوران دیکتاتوری در کسوت کارشناس اعمال خشونت‌آمیز به شهرت دست یافت و بعدها در دولت ایالتی گرانده دو سول به وزارت معادن رسید و سپس در کابینه پرزیدنت لولا دا سیلوا وزارت انرژی را بر عهده گرفت و اکتبر سال گذشته به عنوان اولین رئیس‌جمهور زن در برزیل انتخاب شد.

شکستن قفل سکوت

روسف 63 ساله اولین زن آمریکای لاتین از نسل چریک‌های دهه 60 است که خود را به بالاترین مناصب قدرت رسانده است و حال این زن می‌خواهد قفل سکوت خود را بشکند و در مورد جنایت‌های دیکتاتوری نظامی برزیل بگوید و همه ابعاد آن را روشن کند. به این ترتیب کمیته حقیقت‌یابی به مانند آنچه در آفریقای جنوبی شاهد بودیم تشکیل داد که وظیفه‌اش بررسی سرنوشت 475 کشته و مفقودالاثر آن دوره را بر عهده گرفته است. سلف روسف یعنی داسیلوا علاقه چندانی به مساله حقوق بشر نشان نمی‌داد اما جانشین وی تصمیم دارد این وضعیت را تغییر دهد. روسف در اولین سفر خارجی‌اش در بوئنوس آیرس با مادران پلازامایو دیدار کرد، همان مادرانی که فرزندانشان در خلال دوران دیکتاتوری نظامی در آرژانتین دهه 70 ناپدید شده‌اند.

رز نوگوئیرا رئیس یکی از سازمان‌های حقوق بشری برزیل می‌گوید: دولت برزیل وظیفه‌ای تاریخی در قبال قربانیان دوران دیکتاتوری بر دوش دارد. هیچ کشوری در آمریکای لاتین به اندازه برزیل در مورد جنایات نظامیان سکوت نکرده است. بسیاری از شکنجه‌گران سابق در ارتش و در عرصه سیاسی به موفقیت‌های زیادی دست یافتند و هیچ‌یک از آنان به میز محاکمه کشیده نشدند. النوار منیسوکی یکی از هم‌بندان سابق رئیس‌جمهور کنونی برزیل می‌گوید: یکی از پزشکانی که بر شکنجه‌ها نظارت می‌کرد امروز مدیریت یک کلینیک سقط جنین را بر عهده دارد.

حکومت نظامیان در هیچ‌یک از کشورهای آمریکای لاتین به اندازه برزیل دوام نیاورد. آنان در سال 1964 و با سرنگونی رئیس‌جمهور چپ گرای پوپولیست یعنی ژائو گولار قدرت را بدست گرفتند و تا اواسط دهه 80 همچنان حکومت را در اختیار داشتند. بخصوص در دوران ریاست جمهوری ژنرال امیلیو گاراستنازومدیسی برزیل سال‌های سختی را تجربه کرد و هزاران جوان برزیلی در آن زمان به فعالیت‌های زیرزمینی روی آورده و به گروه‌های طرفدار مقاومت مسلحانه پیوستند. این عده غالبا دانشجویانی از طبقه متوسط به شمار می‌آمدند که بشدت از انقلاب کوبا تأثیر گرفته بودند.

نکته: روسف 63 ساله اولین زن آمریکای لاتین از نسل چریک‌های دهه 60 است که خود را به بالاترین مناصب قدرت رسانده و حال این زن می‌خواهد قفل سکوت خود را بشکند و در مورد جنایت‌های دیکتاتوری نظامی برزیل بگوید و همه ابعاد آن را روشن کند

آنان به بانک‌ها دستبرد می‌زدند و با این پول اسلحه می‌خریدند و سفرای کشورهای خارجی را می‌ربودند. در پایان دهه 60 نزدیک به 80 شورشی به منطقه آمازون نقل مکان کرده و در آنجا یک گروه چریکی تشکیل دادند. اما اشتباه آنان این بود که عدم آمادگی مردم برای انقلاب در محاسباتشان منظور نشده بود. یورگ دوریو یکی از همرزمان سابق روسف اعتراف می‌کند: منزوی بودیم و مردم ما را فراموش کرده بودند.

بااین وجود نظامیان پاتک خونینی به این گروه زدند. هزاران مخالف رژیم در سیاهچال‌ها مورد شکنجه قرار گرفتند. یکی از آنان منیکوسی هم‌شاگردی روسف بود که به مدت 72 روز و گاه در مقابل دیدگاه دختر خردسالش تحت شکنجه قرار داشت. ارتش با هلی‌کوپتر و هواپیما مقرهای چریک‌ها در آمازون را بمباران کرد و به گفته سریمیا آلمیدا یکی از معدود جان بدر بردگان آن حملات: نیروهای دولتی اسرا را اعدام و سپس سر و دست‌های آنان را از بدن جدا کردند.

بازگشایی پرونده عفو عمومی

دولت نظامی برزیل در سال 1979 همه مجرمان سیاسی و جرم‌های مربوطه را عفو و بدین ترتیب نه تنها شکنجه‌شدگان بلکه شکنجه گران نیز از تعقیب قضایی مصون ماندند. نوگوئیرا فعال حقوق بشر می‌گوید: نیروهای مسلح تنها با این شرط که در آینده کسی علیه آنان اقدامی نکند حاضر به قبول اعطای آزادی‌های بیشتر به مردم شدند.

جالب آن‌که تا پیش از این هیچ‌یک از دولت‌های منتخب برزیل جرات نکرده بودند که آن عفو عمومی را زیر سوال ببرند. این تنها نزدیکان و خانواده‌های ناپدیدشدگان بودند که طی همه این سال‌ها خواستار مجازات عاملان جنایت‌های صورت گرفته در دوران حکومت نظامیان بودند. و در پایان سال گذشته بود که آنان به بزرگ‌ترین پیروزی خود دست یافتند: دیوان عالی آمریکا، برزیل را به خاطر تعقیب و قتل 62 مخالف رژیم محکوم کرد و خواهان محاکمه مسوولان این جنایت‌ها شد.

اکنون به دستور دولت اقداماتی در جهت یافتن اطلاعات یا بقایای اجساد ناپدیدشدگان در سراسر کشور صورت می‌گیرد و در ماه فوریه بود که یک گور دست‌جمعی در سائوپولو کشف شد. طبق برنامه اعلام شده قرار است در ماه آگوست یعنی پس از پایان فصل باران جستجوها برای یافتن بقایای اجساد چریک‌ها در منطقه آمازون نیز آغاز شود و این همه موجبات نگرانی نظامیان بلند پایه را فراهم آورده است و آنها در نامه‌ای خطاب به وزیر دفاع تهدید کرده‌اند که تشکیل کمیته حقیقت‌یاب به اختلاف و گسستگی جدی منجر خواهد شد. البته شاید نگرانی این عده چندان موردی نداشته باشد زیرا از قرار معلوم قرار نیست کسی محاکمه شود.

در عین حال هم‌سلول‌های روسف‌هم به افرادی قدرتمند تبدیل شده اند و امروزه بسیاری از آنان به عنوان حقوقدان، پزشک، استاد دانشگاه مشغول به کار بوده و با همه وجود برای رعایت حقوق بشر مبارزه می‌کنند. این عده امید زیادی به دوست قدیمی خود در کاخ ریاست جمهوری بسته اند و به گفته سیدا کاستا: ما با دیلما هویت خود را به دست آورده‌ایم و پیروزی او پیروزی ما هم به حساب می‌آید.

روسف در آغاز فعالیت‌های زیرزمینی خود به سازمانی سیاسی به نام پولوپ پیوسته بود که البته برخلاف نامش یکی از زیرگروه‌های مسلح حزب کمونیست به شمار می‌آمد. آنان علاوه بر قاچاق اسلحه از عملیات‌های سرقت بانک‌ها پشتیبانی می‌کردند و به پیکارجویان تحت تعقیب پناه می‌دادند. البته روسف کمی بعد به دو گروه دیگر چریکی پیوست. او هم پس از بازداشت تحت شکنجه‌های وحشیانه‌ای قرار گرفت اما هرگز سخنی از این شکنجه‌ها بر زبان نیاورد. حال و در مقام ریاست جمهور به دوستانش اطمینان می‌دهد که در پی انتقام نیست اما نیروهای مسلح باید مجبور شوند که آرشیوهای خود را منتشر کنند .

اشپیگل / مترجم: محمدعلی فیروزآبادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها