12 دی ماه سال 82 گزارشی مبنی بر برخورد یک شهابسنگ با ساختمانی در یک روستای شهرستان بابل منتشر شد.
گزارشهای شاهدان حادثه نشان از آن داشت که این حادثه با انفجاری مخرب با صدایی بسیار بلند، لرزش زمین ، و رویت نوری غیر طبیعی درون منزل مسکونی آسیب دیده همراه بوده و به گفته شاهدان همزمان ، گویی نورانی به رنگ قرمز و با قطر حدود 2 متر در میان حیاط معلق مانده و جرقه هایی از آن به خارج پرتاب می شده است.

در این حادثه که به تخریب 50 درصدی واحد مسکونی منجر شده ، پسر بزرگ خانواده که پیش از سایرین به حیاط منزل آمده بود نیز از ناحیه دست و صورت دچار سوختگی سطحی شد اما صدمه دیگری از سوی خانواده ساکن در منزل گزارش نشد.
ساکنان منطقه نیز تا شعاع چند صد متری لرزش زمین را احساس کردند و یکی از آنها رویت گویی نورانی را پیش از انفجار گزارش کرد.
در پی انتشار خبر این سانحه از طریق منابع خبری داخلی و خارجی ، مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی علاقمند به مطالعات شهاب سنگها از جمله بخش شهاب شناسی ناسا و دانشگاه شیکاگو جهت کسب اطلاعات بیشتر با مراکز نجومی کشور تماس گرفتند.
در نهایت اعلام شد که این حادثه در اثر برخورد شیی فرازمینی - نظیر شهابسنگ - به وجود نیامده بلکه منشا زمین شناختی دارد.
گروه تحقیق هیچ نشانه ای از بقایای به جا مانده از یک شهابسنگ یا حفره ناشی از برخورد آن یا هر نشانه ای که دال بر وقوع برخورد خارجی باشد پیدا نکردند.
بررسی نوع و نحوه خساراتی که به منزل وارد شده حاکی از داخلی بودن منبع انرژی عامل انفجار بود، اگرچه با بررسی دقیق سیستم لوله کشی و سایر وسایل احتمال دخالت پدیده های عادی نظیر انفجار ناشی از نشت گاز یا موارد مشابه هم کاملا منتفی اعلام شد.
پس از آنکه مساله برخورد شهابسنگ یا هر پدیده دیگر (از جمله پدیده هایی با منشا مصنوعی) رد شد، تیم تحقیق ایرانی با دکتر آندری اولخواتو پژوهشگر روسی که سالهاست به تحقیق بر روی پدیده های مشابه گویهای نورانی با منشا زمین شناختی می پردازد، تماس گرفت.
وی برای این پدیده و پدیده های مشابه از اصطلاح «شهابهای ژئوفیزیکی (Geophysical meteor) و یا Geometeor استفاده می کند.
پدیده ای که تا حد کمی شناخته شده و توضیحات اندکی در خصوص مکانیسم تشکیل آنها وجود دارد. دکتر اولخواتو به همراه تیم ایرانی به بررسی وضعیت آب و هوای منطقه در ساعات قبل و بعد از حادثه و با استفاده از داده های ثبت شده در ایستگاههای هواشناسی نزدیک محل (بابلسر و قائم شهر) و بررسی تصاویر ماهواره ای که دقایقی قبل و بعد از زمان این حادثه تهیه شده است پرداختند و مشخص شد اگرچه در زمان وقوع این حادثه هوا بدون ابر بوده است اما بلافاصله پس از این رخداد بر تراکم ابرها در محل حادثه افزوده شده و تغییر آب و هوایی یکی از نشانه های همراه پدیده شهابهای ژئوفیزیکی به شمار می رود.
با توجه به نزدیکی زمان وقوع حادثه بابل با زلزله بم و تشدید فعالیت های لرزه یی در ماه های اخیر حتی احتمال ارتباط بین شهاب های ژئوفیزیک و فعالیت گسل ها نیز مطرح شد.
پیش از حادثه بابل در دوم خردادماه 82 گزارشی از سقوط یک شی نورانی در منطقه مرزن آباد مازندران هم دریافت شده بود.
گزارش شاهدان عینی از هوایی طوفانی خبر می داد که در میان طوفان و صاعقه ، گلوله ای نورانی به رنگ سپید با سرعت به سوی دو درخت تنومند حرکت کرده و پس از برخورد، این درختها را با صدایی بلند شکسته و به مسیر خود ادامه داده است.
در پی این حادثه اختلالاتی در سیستم برق رسانی منطقه هم گزارش شد. شبیه این حادثه در اول بهمن ماه 82 در روستایی نزدیکی مشکین شهر در استان اردبیل نیز افتاده بود.
در این حادثه نیز در یک شب طوفانی گوی نورانی با ابعادی بزرگتر از ماه کامل در آسمان ظاهر شده و پس از وارد آوردن خساراتی به یک منزل مسکونی در این روستا، ناپدید شده بود.
این حادثه هم باعث قطع چند ساعته برق در این روستا شد.با توجه به این که هر دو حادثه مرزن آباد و مشکین شهر در شرایط طوفانی رخ داده بودند، تحقیقات انجام شده وجود نشانه هایی مبنی بر وقوع پدیده ای موسوم به صاعقه های توپی (Ball Lighting) را تایید کرد.
در یک صاعقه معمولی ، مولکولهای هوا که در مسیر تخلیه بار الکتریکی قرار دارند، یونیزه شده - و به حالت پلاسما تبدیل می شوند - و در اثر این پدیده ، برای لحظاتی می درخشند و سپس به حالت عادی برمی گردند اما در برخی شرایط خاص این پلاسما در ساختاری کروی به دام می افتد و در برخورد با اجرام دیگر انرژی عظیم ذخیره شده در خود را آزاد می کند که این آزاد سازی نیز همانند رعد و برق معمولی با صدایی بسیار بلند همراه خواهد بود.
در صاعقه های توپی براساس نوع گاز یونیزه شده ، گوی هایی به رنگ سفید، قرمز یا سبز تشکیل می شود که قطر آنها بین چند سانتی متر تا چند متر متغیر است.
این گوی ها معمولا اثر گرمایی چندانی ندارند ولی می توانند از موانعی نظیر دیوار عبور کرده و در داخل ساختمانها منفجر شوند.
گزارش های متعددی هم از انفجار این گوی ها در داخل کابین هواپیماها منتشر شده است.
بشقاب پرنده های همسایه
اما آخرین اخبار درباره رویت یوفوها در آسمان منطقه ما و کشورهای اطراف به حدود یک سال قبل برمی گردد.
خرداد ماه سال گذشته مردم محلی در جازان واقع در جنوب عربستان ادعا کردند توانسته اند تکه پاره های یک بشقاب پرنده را که در این منطقه سقوط کرده پیدا کنند.
براساس گزارش هایی که روزنامه ها در این باره منتشر کردند، پیش از سقوط این شی پرنده ، مردم منطقه شی ای شبیه یک بشقاب پرنده را دیده بودند که از آن نوری به صورت چشمک زن مشاهده می شد.
حتی عبدالرحمن الاسامیمی ، بخش دار محلی جازان نیز ادعا کرد شخصا این بشقاب پرنده را دیده است که «زیاد بزرگ نبوده اما باعث وحشت مردم شده است.»
هیچ خبر تکمیلی درباره این موضوع منتشر نشد.تقریبا همزمان با این خبر، گزارش دیگری نیز از باکو مخابره شد: صدها تن از ساکنان باکو شاهد پرواز یک شی نامشخص بر فراز شهر بودند.
منابع خبری آذربایجان به نقل از شاهدان عینی گفتند، در یک آسمان کاملا صاف و بدون ابر یک لکه ی نوری بزرگ و وسیع در آسمان ظاهر شد.
این لکه در ساعات پایانی شب به طور ناگهانی در آسمان محو شد. ظهور این شی بر فراز آسمان باکو که شباهتی به هواپیما یا سایر وسایل پروازی متعارف نداشت ، باعث شد تا موجی از شایعه در شهر باکو و دیگر بخش ها منتشر شود.
آیا جنگ سرد هنوز ادامه دارد؛
رویت بشقاب پرنده در باکو شاید بیش از هر جای دیگری در دنیا حرف و حدیث های سیاسی به همراه داشت.
در دوران شوروی سابق ، مرکزی به وجود آمد که مسوول تحقیق درباره بشقاب پرنده ها بود. با شکل گیری این سازمان شایعات زیادی درباره فعالیت و زمینه ی کاری این سازمان پدید آمد؛ اما نتیجه تحقیقات این مرکز برچسب خیلی محرمانه خورد و تمام افرادی را که منتظر نتایج این تحقیقات بودند، ناامید گذاشت.
بعد از رویت جسم نورانی در آسمان باکو در بهار سال گذشته بود که فواد کاظم اف ، مدیر بخش لرزه شناسی فضایی و از اعضای آکادمی اطلاعات انرژی بین المللی که یک تبعه جمهوری آذربایجان است در این باره گفت: «امروزه برکسی پوشیده نیست که آمریکا و کشورهای دیگر فرودگاه ها و آشیانه های ویژه یی دارند که در آنها اجسام پرنده یی شبیه بشقاب پرنده نگهداری می شود و آمریکایی ها به واسطه ی داشتن فن آوری ، توانایی ساخت چنین اشیایی را دارند و اطلاعاتی نیز در این زمینه منتشر نمی شود.»
او با تاکید به اینکه ظهور بشقاب پرنده ها برفراز دریای خزر امری است که از این پس باید بیشتر شاهد آن باشیم ، گفت: «اخیرا معلوم شده که سه پایگاه هوایی در خاک جمهوری آذربایجان در اختیار کشورهای خارجی است.
در سال 1999 نیز یک شی که بشقاب پرنده خوانده شد، در دریای خزر سقوط کرد.
در آن زمان ایران ، روسیه و آمریکا درباره این که کدامشان به تحقیق درباره بقایای این شی بپردازند، به نوعی مشاجره داشتند. در آخر هم این شی به روسیه رسید.»
در آن روزها منابع خبری آذری چنین نوشتند که در آشیانه های موجود در آمریکا هم اکنون 120 به اصطلاح بشقاب پرنده وجود دارد و احتمال دارد شی دیده شده بر فراز باکو از همین بشقاب پرنده ها بوده باشد.
بالاخره که چی؛
واقعا کدام فرضیه برای توجیه وجود بشقاب پرنده ها را می توان پذیرفت؛
پروفسور علی عجب شیری زاده ، استاد دانشکده فیزیک دانشگاه تبریز و رییس مرکز پژوهشی نجوم و اخیر فیزیک مراغه با تاکید بر این که تا کنون هیچ مدرک مستدل علمی درباره بشقاب پرنده ها و سایر اشیا پرنده با منشا غیر زمینی ارائه نشده ، درباره منشائ احتمالی این پدیده ها می گوید:
از لحاظ علمی و نجومی می توان این پدیده را به ذرات ناشی از فعل و انفعالات شدید خورشیدی در روزهای اخیر نسبت داد.
پدیده هایی نظیر طوفان ها و بادهای خورشیدی که گاه و بیگاه در سطح این ستاره رخ می دهد، به آزاد شدن و انتشار ذرات پر انرژی به فضای پیرامون آن منجر می شود.
به گفته وی ، این ذرات در حالت عادی توسط لایه «وان آلین» جو که به عنوان سدی محافظ در برابر تشعشات مغناطیسی عمل می کند، جذب می شوند.
ولی در برخی مواقع ، این ذرات با عبور از جو به صورت پرتوهایی نورانی در آسمان رویت می شوند که نمونه ای از آن شفق های قطبی هستند که معمولا در مناطق قطبی زمین تشکیل می شوند ولی احتمال بروز آن ها در سایر مناطق هم وجود دارد.
پروفسور عجب شیری زاده درباره ادعای رویت کنندگان پدیده ناشناس اخیر مبنی بر تشعشع پرتوهای رنگی مختلف در پیرامون این اشیا گفت: در مواقعی که میزان رطوبت جو زمین زیاد باشد، تشعشعات خورشیدی همانند منشور عمل کرده و طیفی از رنگ های متنوع را ایجاد می کند؛ بنابراین اگر بخواهیم توجیهی نجومی برای پدیده های گزارش شده اخیر ارائه دهیم می توانیم آن را به بروز شراره بزرگ خورشیدی در 8 آوریل (حدود یک هفته قبل) نسبت دهیم.
او ادامه می دهد: البته ماهواره هایی هم برای مقاصد خاصی از قبیل زمین شناسی ، هواشناسی و یا جاسوسی در فضا حرکت می کنند که نور آنها قابل دیدن است.
و البته در پایان اذعان می کند: موضوع بشقاب پرنده ها اگرچه با معیارهای نجومی مطابقت نمی کند، اما پرونده آن بسته هم نیست.
خب ، شما آیا می توانید از مجموعه این حرف ها به نتیجه قطعی برسید؛ واقعا کدام فرضیه ها را می شود پذیرفت؛ این البته انتخاب شماست.