در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او درباره تلخترین واقعه زندگیاش میگوید: یک سال از فیلمبرداری یوسف نبی گذشته بود که من به جمع گروه اضافه شدم. گروه صمیمی و خوبی داشتیم و به سرعت همه با من ارتباط برقرار کردند... رسول احمدی، مدیر فیلمبرداری در مدت کوتاهی به یکی از دوستهای خوب من تبدیل شد، در کنار کار اگر ایرادی به ذهنش میرسید حتما به من تذکر میداد.
کمکم رابطه ما عمیق و صمیمیتر شد...
حوالی ظهر بود، یادم نمیآید اما بی دلیل فیلمبرداری متوقف شد، رسول رفت تا استراحت کند، من سوئیچ ماشینم را به او دادم و از او خواستم آنجا برود، کمی خسته به نظر میرسید و گاهی در طول فیلمبرداری دستش را روی قلبش میگذاشت... خوابید، 2 ساعتی نگذشته بود که گروه میخواست کار را از سر بگیرد، طبق قرار سراغش رفتم تا بیدارش کنم... او خوابیده بود... آرام برای همیشه... تا مدتها هر وقت به ماشینم نگاه میکردم تصویر رسول را میدیدم که روی صندلی کنار راننده خوابیده است. مرگ او ضربه سختی برای من و گروه بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: