در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش «جامجم» ، در یکی از روزهای بهمن سال گذشته زنی باحضور در شعبه ششم دادیاری دادسرای جنایی تهران برای یافتن مادر گمشدهاش درخواست کمک کرد.
وی به دادیار سلیمانیفرد گفت: زمانی که کودک بودم، پدر و مادرم از هم جدا شدند و چون هیچکدام حاضر به سرپرستی من نبودند، پدربزرگم نگهداری از مرا به عهده گرفت، آنها از همان ابتدا به من میگفتند که مادرم مرده است. وی افزود: در این سالها غم سنگینی را تجربه کردم اما احساس میکردم مادرم زنده است تا این که اخیرا به صورت اتفاقی متوجه شدم مادرم زنده است و اکنون برای یافتن او درخواست کمک دارم. با ارائه این دادخواست، دستور قضایی برای بررسی اظهارات این زن صادر شد و پرونده در دستور کار ماموران شعبه 11 پلیس آگاهی قرار گرفت.
زن میانسال که خود را مهناز معرفی کرد، به پلیس گفت: در این سالها تصور میکردم مادرم مرده است ولی پدرم هنگام مرگ به من گفت که مادرم زنده است و در فرانسه زندگی میکند. در پی این اظهارات و با به دست آمدن مشخصات شناسنامهای بستگان مادری او، ماموران، دایی او را در یکی از شهرهای شمالی کشور شناسایی و او را 18 فروردین به پلیس آگاهی احضار کردند.
این فرد با معرفی خود به نام اسماعیل گفت: خواهرم هنوز زنده است و در حال حاضر در خارج از کشور به سر میبرد. وی افزود: پس از آن که خواهرم از همسرش (پدر مهناز) طلاق گرفت، از ایران مهاجرت کرد و به فرانسه رفت؛ اما پس از گذشت چند سال، او بار دیگر محل سکونت خود را تغییر داد و در حال حاضر در ایالت کالیفرنیای آمریکا سکونت دارد.
سرهنگ حاجیزاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی در این باره گفت: پس از جمعآوری اطلاعات از برادر زن گمشده، هویت اورا در کشور آمریکا تایید کردند و به این ترتیب، مادر و دختری که از سال پیش تاکنون، هیچ اطلاعی از سرنوشت هم نداشتند، به یکدیگر رسیدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: