در این باره نکات زیر درخور توجه است؛
1ـ اضافه شدن موضوع «حقوق بشر» در دستور کار غربیها یک برخورد سیاسیکارانه است که از همان معیارهای دوگانه تبعیت میکند و در واقع ادامه جنگ نرم دشمن علیه انقلاب اسلامی ایران است. لذا از همان فرمولها و ابزار استفاده خواهد شد و همان قواعد در اینجا نیز حاکم خواهد بود. افکار عمومی دنیا و داخل کشور اینجا نیز هدف قرار خواهند گرفت و باید منتظر خبرسازیها، سناریوهای حقوق بشری، فضاسازیهای گسترده رسانهای و قطعنامهها و بیانیههای گوناگون در این باره باشیم. بنابراین لازم به نظر میرسد مجموعههای ذیربط داخل کشور و خصوصا رسانهها و بویژه رسانه ملی نیز در این باره فعال شوند و ضمن تشکیل دادن کارگروههای ویژه حقوق بشر علاوه بر جلوگیری از دادن بهانه به دست دشمن، در بعد داخلی و بینالمللی به روشنگری بپردازند.
2ـ طرح پررنگ «حقوق بشر» علیه ایران از سویی بیانگر ناکامی غرب در به سرانجام رساندن پروژه هستهای است، به این معنی که اگر آنها توانسته بودند طی حدود 9 سال گذشته به اهداف خود در موضوع هستهای دست یابند، دیگر نیازی به موضوعات جدید نبود. و از سوی دیگر میتواند مکمل آن ارزیابی شود، یعنی اینکه غرب در تلاش است تا فهرستی از اتهامات را به ایران اسلامی نسبت دهد، آنها را نهادینه کند و در مجموع چهرهای خشن، غیرمنطقی، ناکارآمد و تهدیدآمیز از آن به تصویر بکشد و افکار عمومی را علیه آن برانگیزد و رفتار خصومتآمیز خود را نیز توجیه کند.
3ـ موضوع حقوق بشر در دو بعد نظری و عملی میتواند مورد توجه قرا گیرد؛ در بعد نظری باید توجه داشت که اولا هیچ تعریف مورد اجماعی درباره حقوق بشر وجود ندارد. ثانیا از زمان تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در 1327 ـ ش (1948 ـ م) تاکنون مناقشههای گوناگون «بین تمدنی» و «درونتمدنی» در عرصههای گوناگون فلسفی، تاریخی و عملی این اعلامیه مبتنی بر اندیشه لیبرالیسم غربی را به چالش کشیده است که یک نمونه رسمی آن «اعلامیه اسلامی حقوق بشر» است که در سال 1369 (1990 ـ م) در قاهره به تصویب رسید. بنابراین ملزم کردن کشورها به تبعیت از حقوق بشر مورد نظر غرب، ادامه همان روحیه استکباری و سلطهطلبی این کشورهاست.
اما از بعد عملی نکات گفتنی بسیاری هست که اثبات میکند کشورهای مدعی حقوق بشر به هیچ عنوان صلاحیت اظهارنظر دراینباره را ندارند. برای نمونه فهرست کوتاه زیر که تنها مشتی از خروار است، میتواند گویای گوشهای از این بیصلاحیتی باشد.
ـ «سر مانفرد نواک»، گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور شکنجه در سال 2009 خواستار محاکمه جورج بوش و رامسفلد به اتهام صدور دستور شکنجه زندانیان گوانتانامو شد ولی تاکنون دولت آمریکا و متحدان اروپایی او هیچ اقدامی در این زمینه انجام ندادهاند.
ـ اوباما رسما قانون ممنوعیت شکنجه را تصویب نکرد و اعلام کرد بازجویی شکنجهگران را تعقیب نخواهد کرد.
ـ نه تنها کشورهای اشغالشده عراق و افغانستان حق محاکمه آمریکاییان مرتکب جنایات ضدانسانی را ندارند، حتی خود دولت آمریکا نیز در این باره هیچ اقدامی انجام نداده و این در حالی است که برخی نظامیان آمریکا برای تفریح مردم عراق و افغانستان را به قتل رسانده و مانند شکارچیان وحوش با آنها عکس یادگاری گرفتهاند.
ـ دفاع از حقوق زنان بخشی از ادعاهای حقوق بشری غرب و بویژه آمریکاست. فقط برای نمونه خوب است بدانیم براساس اعلام فصلنامه دانشگاه کلمبیا، 90 درصد زنان در ارتش آمریکا دائما مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرند که یک سوم آنها از سوی فرماندهانشان انجام میشود.
ـ براساس آمار مراکز تحقیقاتی آمریکا، بیش از 3 درصد افراد میانسال یعنی بیش از 7 میلیون نفر میانسال در زندانهای آمریکا زندانی یا بازداشت هستند. این آمار در دهه 80 میلادی حدود 500 هزار نفر بوده است. البته تاملبرانگیزتر این که 70 درصد زندانیان غیرسفیدپوست هستند. آمار دو برابری بیکاری سیاهپوستان نسبت به سفیدپوستان نیز از وجود تبعیض نژادی غیررسمی در آمریکا حکایت میکند.
ـ حمایت گسترده سیاسی، اطلاعاتی و مالی غرب از گروهک تروریستی منافقین که اسناد هزاران ترور به دست آنها ثبت و ضبط است را نیز نباید بسادگی مورد غفلت قرار داد. و اینها غیر از صدها جنایت هولناک مانند آن چیزی است که در زندان ابوغریب یا ماجرای زنده زنده سوزاندن بیش از 80 مرد، زن و کودک فرقه دیویدیها در دولت کلینتون (همسر وزیر امور خارجه فعلی آمریکا که مدافع حقوق بشر است!) و غزه رخ داد و امروز در بحرین در حال وقوع است. در نهایت باید گفت، حقوق بشر صرفا به ابزاری سیاسی یا حتی ابزاری برای اعمال خشونت در دست غرب قرار گرفته است که مثل دهها نمونه دیگر با معیارهای دوگانه علیه دشمنان منافع نامشروع خود به کار میگیرد.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....