در تمام ادوار 3 دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور به نحوی درگیر مباحث کلان و بزرگی بوده است. وقوع جنگ تحمیلی در سالهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی، ضرورت بازسازی خسارات ناشی از جنگ، تحریمهای ناعادلانه بینالمللی ناشی از اسرار ایران بر حقوق منفک نشدنی خود از جمله انرژی هستهای از مهمترین مشکلاتی است که فرصت رسیدن به کاری به بزرگی الگوی اسلامی ـ ایرانی را از کشور سلب میکرد. طراحی و تدوین الگویی که میخواهد سیر تا پیاز حرکت اقتصادی کشور را تعریف کند بدون مقدمه امکانپذیر نبود. تاکید رهبر معظم انقلاب از ابتدای دهه 80 بر به راهانداختن نهضت نرمافزاری و جنبشهای فکری و نیز ساماندهی علوم انسانی در نظام دانشگاهی کشور را در واقع باید مقدمهای برای شروع کار تدوین الگوی اسلامی ـ ایرانی و موارد مشابه آن دانست. از آن زمان تاکنون مطالعات زیادی در حوزه مسائل اقتصادی و رابطه آن با احکام اسلامی و نیز شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور صورت گرفته که میتواند پایه خوبی برای الگوی اسلامی ـ ایرانی باشد.
نکته دیگری که نباید از آن غفلت کرد این که باید سالهای زیادی از حیات اقتصادی جمهوری اسلامی ایران سپری میشد تا ناکارآمدی الگوهای موجود به اثبات برسد. الگوی اقتصادی سوسیالیسم که 20 سال پیش به پایان راه خود رسید و الگوی کاپیتالیسم هم اگرچه در برخی حوزهها موفق نشان میدهد، اما لزوما منطبق بر شرایط خاص ایران با جامعهای مسلمان و مذهبی نیست. بسیاری از عواملی که در نظام سرمایهداری به نوعی ارزش شمرده میشود از جمله تاکید بیاندازه بر منفعت طلبی فردی، در اسلام مذموم دانسته شده و بسیاری از آموزههای اقتصادی اسلام در نظام اقتصادی سرمایهداری مورد غفلت واقع شده است. اکنون کاملا مسلم شده که الگوی اقتصادی کاپیتالیسم قابل انطباق بر جامعه مسلمان ایرانی نیست، اما شاید 20 سال قبل این تصور وجود نداشت و اغلب صاحبنظران، تنها راه رستگاری کشور را در تبعیت کامل از نسخههای اقتصاد غربی میدانستند. از سوی دیگر چنانچه از همان سالهای نخستین انقلاب اسلامی الگوی اسلامی ـ ایرانی ناقصی در کشور تدوین و به آن عمل میشد، با توجه به ناپختگی و ناکارآمدی آن مسلما نتایج زیانباری حاصل میشد که میتوانست پرونده الگوی اسلامی ـ ایرانی را برای همیشه درکشور ببندد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم