رئیس فرهنگستان و بانک مرکزی
ماجرای خود بازنشسته اعلام کردن علی معلم دامغانی از عرصه شعر با بازتابهای مختلف همراه بود و البته نهتنها گروهی از شگفتی خود از این سخنان شاعر در جشنواره شعر فجر سخن گفتند، گروهی نیز طبع طنزپردازشان گل کرد و این اقدام استاد را به چهارگوشه تشک بوسیدن کشتیگیران و کفش آویختن فوتبالیستها شبیه دانستند.
به نظر میرسد این رسم میتواند مورد استقبال گروه دیگری از استادان شاعر و داستاننویس ما نیز قرار بگیرد و به جای بازی کردن نقش پیرمردها و پیرزنهای غرغرویی که دائم از جوانان انتقاد میکنند، کاری کنند که خاطره خوب شاعری و داستاننویسی آنها در زمانی که چشمه احساسشان خشک نشده بود برای نسلهای بعدی بماند.
استاد معلم که این روزها با ترک صحنه شاعری بیش از گذشته در کسوت رئیس فرهنگستان هنر فرو رفتهاند این هفته همچنین به شعری که روی اسکناسها درج شده و معتقد است «بنیآدم اعضای یکدیگرند» ایرادی جانانه گرفتند. رئیس کل بانک مرکزی از این به بعد به شاعران بازنشسته حواسش باشد که سیبل انتقادات فنی آنها نشود.
گلزن نداریم
وقتی رئیس فرهنگستان هنر در گزارش ادبیات ما حضور داشته باشد و خداحافظیاش به آویختن کفش فوتبالیستها تشبیه شود برای رعایت مراعات النظیر هم که شده مجبوریم سخنی از یک رئیس فرهنگستان دیگر هم ضمیمه این نوشتار کنیم.غلامعلی حدادعادل در جمع ناشران، مشکل توزیع کتاب در کشور را مورد اشاره قرار داده است و با استفاده از یک نگاه تشبیهی ادبی ـ فوتبالی گفته است: مساله توزیع در کشور ما تبدیل به یک طلسم شده است. انتشار کتاب مانند یک مسابقه فوتبال است. وقتی همه تیم با هماهنگی و مشارکت توپ را به نفر آخر برسانند تا آن را به گل تبدیل کند و او توپ را خارج از چارچوب دروازه بزند همه زحمات به هدر میرود. عدم توزیع مناسب کتاب هم مانند همین ضربه اشتباه آخری است.
آرش شفاعی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم