در آشناییهای اینترنتی این اتفاق قطعا میافتد چرا که دو طرف حداقل باید 6 ماه فرصت آشنایی داشته باشند که همدیگر را در شرایط مختلف سختی، عصبانیت و غیره ارزیابی کنند. وقتی آشنایی به صورت اینترنتی است قاعدتا بسیاری از این ویژگیها که در عمل و برخورد و رفت و آمدهای حضوری ممکن است شناخته شود مغفول میماند، لذا ازدواج اینترنتی یک ریسک بسیار پرخطر است.
البته برخی جوانان اظهار میکنند ما در اینترنت از همه ویژگیهای فرد مقابل سوال میکنیم و هیچچیز را ناگفته نمیگذاریم اما باید در نظر داشته باشیم که معمولا در درخواستهای ازدواج دو طرف، بهتر از آنچه هستند خود را تعریف میکنند و در واقع این پندار خود فرد از خودش است که بسیاری اوقات این پندار با واقعیت بیرونی همخوانی ندارد.
والدین باید قبل از حادثه فکر علاج کنند و با فرزندان خود همدل باشند که این همدلی باعث میشود فرزندان مسائل زندگی خود را به مشورت بگذارند؛ اما زمانی که والدین شخصیتهای کنترلگر دارند و فرزندان آنها را افراد دقیق و کنترلگر میشناسند توجهی به حرفهای آنها نمیکنند.
اگر والدین با علاقهمندی دوطرف مواجه شدهاند باید بدانند 2 روش طرد فرزند و تسلیم شدن در برابر او راه درستی نیست و باید بدانند راه سوم و صحیح این است که با فرزند خود وارد گفتوگو شوند و بگویند همینطوری که فردی برای خرید کالایی مانند کامپیوتر به راهنمایی و مشاوره احتیاج دارد.
در مورد ازدواج نیاز به راهنمایی چند برابر است و باید به مشاوره ازدواج مراجعه کنند که در این صورت مقاومت جوان در برابر مشاور کمتر از مقاومت او در برابر والدین خواهد بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم