نقش گردشگری در توسعه روستایی ایران

گردشگری هم‌اکنون به یکی از صنایع مهم در دنیا تبدیل شده است. بسیاری از تحلیلگران اقتصادی براین باورند که صنعت گردشگری با ایجاد 100میلیون شغل مستقیم، پس از صنایع نفت و خودروسازی در ردیف سوم صنایع مهم جهان قرار گرفته است و حتی انتظار می‌رود با افزایش حجم مسافرت‌ها و رونق گردشگری در کشورهای مختلف، در سال‌های آینده براهمیت این صنعت بیش از پیش افزوده شود.
کد خبر: ۳۹۰۲۱۳

هم‌اکنون صنعت گردشگری به زیرشاخه‌های متعددی ـ از جمله «گردشگری روستایی» تقسیم شده است که هر یک از این زیرشاخه‌ها در جایگاه خود اهمیت دارد. در این سال‌ها اهمیت زیرشاخه گردشگری روستایی به آن ‌حد رسیده که زیرشاخه‌های جزئی‌تر دیگری نیز برای آن تعریف شده است که به عنوان نمونه می‌توان به گردشگری کشاورزی، گردشگری در آفتاب، گردشگری در کنار دریا، گردشگری جنگل و... اشاره کرد.

باتوجه به اهمیت این بخش از گردشگری در ادامه تلاش می‌کنیم به بررسی نقش و جایگاه گردشگری در توسعه روستایی ایران بپردازیم.

جامعه روستایی ایران

علی‌رغم این‌که در سال‌های اخیر شهرنشینی در ایران رشد سریعی داشته است، اما هنوز حدود 30درصد جمعیت کشور در بخش روستایی ساکن هستند که جمعیتی حدود 25میلیون نفر را دربر می‌گیرد. اگر بخواهیم این آمار را با سایر کشورها مقایسه کنیم، می‌توانیم بگوییم که جمعیت روستایی ایران بیش از 5 برابر کل جمعیت کشوری مانند نروژ است یا این‌که این جمعیت برابر با جمعیت 3 کشور اتریش، بلژیک و دانمارک است؛ به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که برنامه‌ریزی برای جامعه روستایی ایران نه تنها ضروری که امری گریزناپذیر است.

از سوی دیگر آخرین شاخص‌های اقتصادی از جمله درآمد سرانه نشان‌دهنده پایین بودن قابل توجه رقم درآمد سرانه در روستاها می‌باشد. بنا بر اعلام موسسه پژوهش‌های برنامه‌ریزی و اقتصاد کشاورزی در سال 1386 درآمد سرانه در بخش روستایی یک سوم بخش شهری بوده است. بنا به اعلام این موسسه در حالی که در آمد سرانه کشور در بخش شهری سالانه 3600 دلار بوده، این رقم در روستاها 1200 دلار است که رقمی بسیار پایین محسوب می‌شود. همین عامل در کنار عواملی مانند خشکسالی، وابسته بودن بخش روستایی به منابع آبی و شیوه کشاورزی آبی و ضعف کشاورزی مکانیزه، نبود امکانات لازم در روستاها و... باعت مهاجرت روستاییان به شهرها شده است که بیان عوارض آن نیازی به تذکر دوباره ندارد و کافی است به مسائلی مانند حاشیه‌نشینی در اطراف شهرهای بزرگ، از بین رفتن زاد بوم مناطق روستایی، عدم انطباق فرهنگ شهری و روستایی، رشد مصرف‌گرایی و... اشاره کرد. مواردی که هر شهروند عادی هم بخوبی آنها را درک می‌کند.

اما در این بین آیا راه‌حل‌های دیگری برای مقابله با این شرایط می‌توان پیدا کرد؟ آیا مناطق روستایی ما محکوم به از بین رفتن هستند؟ آیا اصولا مناطق روستایی ما دارای پتانسیل لازم برای رشد هستند یا خیر؟ آیا مسیر رشد مناطق روستایی تنها از مسیر کشاورزی می‌گذرد؟ راه دیگری برای توسعه این مناطق وجود ندارد؟ و سوالاتی از این دست، از جمله موضوعات مهمی هستند که هر کدام در جای خود ارزش بررسی دارند و باید به آنها پاسخ‌هایی اصولی داد.

پتانسیل‌های گردشگری روستایی در ایران

هم‌اکنون بیش از 50 هزار روستا در ایران وجود دارد که اگر بخواهیم این رقم را در قالب حوزه‌های روستایی ارائه کنیم، تعداد آن به حدود 8 هزار حوزه روستایی می‌رسد. منظور از حوزه روستایی، مجموعه‌ای روستاست که حداقل حدود 5 هزار نفر سکنه را پوشش می‌دهد.

در این بین براساس آمارهای موجود حدود 400 روستا به عنوان روستای هدف گردشگری در کشور انتخاب شده‌اند که سرمایه‌گذاری روی هر یک از این روستاها می‌تواند در نهایت به توسعه حوزه روستایی پیرامون آن منجر شود. بگذارید با ارائه چند مثال این موضوع را به شکل دقیق‌تری مورد واکاوی قرار دهیم.

جواهرده

جواهرده رامسر در استان مازندران یکی از نمادهای روستایی است که با اتکا به گردشگری در سال‌های اخیر توسعه قابل توجهی یافته است؛ البته در همین جا لازم به تاکید است که متاسفانه در ایران به دلیل عدم انطباق فعالیت‌هایی که گردشگری با بافت روستا ایجاد می‌کند، در نهایت تلاش می‌شود تا هویت روستا در زیر بار هویت شهر گم شود و این از نکات انحرافی است که در توسعه گردشگری روستایی باید مورد توجه قرار گیرد. با توجه به همین نکته اما روستایی مانند جواهرده در این سال‌ها با اتکا به مسافرانی که به این شهر سفر کرده و فضای مناسبی که گردشگران را جلب می‌کند، توانسته‌ است از رشد خوبی برخوردار شود.

سرعین

نمونه دیگری که می‌توان برشمرد، سرعین در استان اردبیل است که هم‌اکنون خود به شهر تبدیل شده است؛ اما پتانسیل رشد آن و تبدیل شدنش به شهر، دقیقاً مبتنی بر توانمندی طبیعی و روستایی آن استوار بوده است. همه کسانی که در یک یا 2 دهه پیش به این منطقه سفر کرده‌اند، به خاطر دارند که چگونه کمبود امکانات، منابع آن و حتی حضور مسافران و گردشگران را در معرض تهدید قرار داده بود. اما هم‌اکنون با سرمایه‌گذاری‌هایی که در این بخش انجام شده است؛ با وجود مهمانسراها و هتل‌های متعدد، ایجاد فضاهای مناسب برای استفاده از آب‌های معدنی و چشمه‌های آب گرم، علاوه بر منافعی که برای مردم بومی به همراه آورده است از مهاجرت بومی‌ها به سایر مناطق نیز جلوگیری کرده است. هر چند که هنوز هم باید امکانات جنبی دیگری را برای جذب بیشتر گردشگران به سرعین، تدارک دید.

ابیانه

هر بخش از ایران مختصات خود را دارد و به واقع می‌توان به توانمندی‌های آن اتکا کرد. این نکته تنها منحصر به مناطق شمالی یا شمال غربی کشور نیست. ابیانه نمونه و شاهد بسیار خوبی است که درست براساس هویت روستایی خود شکل گرفته و رشد کرده است. اتفاقا بومی‌های این منطقه تلاش کرده‌اند که با حفظ زادبوم خود و غرق نشدن در فرهنگ مسافران، تمایز و جذابیتی ایجاد کنند که خود باعث گسترش صنعت گردشگری در ابیانه شده است..

مزایای گردشگری روستایی

برای بررسی مزایای گردشگری روستایی، ابتدا ارائه یک تعریف از این نوع گردشگری الزامی است. تاکنون تعاریف متعددی از گردشگری روستایی ارائه شده است، اما یکی از مهم‌ترین آنها به این شرح است: «گردشگری روستایی شامل هر نوع فعالیت تفریحی و گذران اوقات فراغت است با دریافت خدماتی از قبیل غذا، محل اقامت و محصولات محلی از ساکنان محلی، در مکانی که از نظر قوانین و مقررات جاری کشور یا از نظر ماهیت اقتصادی و فرهنگی، روستا محسوب می‌شود.»

به این ترتیب و اگر با اتکا به این تعریف ما بتوانیم گردشگری روستایی را در مناطق روستایی کشور گسترش دهیم، آن‌گاه می‌توانیم انتظار داشته باشیم که عواید زیر برایمان حاصل شود:

توزیع عادلانه ثروت: همان‌گونه که در سطور پیشین نیز اشاره شد، متاسفانه متوسط درآمد سرانه جامعه روستایی در ایران، یک سوم مناطق شهری است، این در حالی است که با ترویج گردشگری روستایی بخش مهمی از درآمدهای مناطق شهری در مناطق روستایی خرج می‌شود که همین امر منجر به بازتوزیع درآمد در این مناطق خواهد شد.

مشاغل پایدار؛ جاذبه روستا: هم‌اکنون یکی از مشکلات مهم روستاییان در ایران، نبود مشاغل پایدار است و در این سال‌ها خشکسالی‌های متمادی و ضعف سیستم کشاورزی مکانیزه در کشور نیز این امر را دامن زده است؛ همین موضوع نیز روند مهاجرت روستاییان به شهرها را تسریع کرده است.

موضوع مهاجرت روستاییان به شهرها از جمله نکاتی است که نمی‌توان بسادگی از آن عبور کرد. این امر علاوه بر تبعات کلان اقتصادی، با مشکلات اجتماعی زیادی همراه است که هم‌اکنون شهرهای بزرگی مانند تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، تبریز و... با آن روبرو و دست به گریبان هستند. طی سال‌های اخیر حتی شهرهای به نسبت کوچک‌تر نیز از این مشکل مصون نمانده‌اند. از سوی دیگر هم‌اکنون موقعیت کلانشهرهایی مانند تهران به جایی رسیده است که دیگر ظرفیت تحمل جمعیت بیش از این را ندارد و حتی براساس سیاست‌های دولت که کاستن از جمعیت کلانشهرهاست، باید راه‌های جدیدی به منظور جلوگیری از ورود بیشتر جمعیت به این مناطق تمهید کرد؛ مهم‌ترین راهکار در این جهت استقرار و تثبیت جمعیت در مناطق مسکونی بومی آنهاست و در این مسیر می‌توان از گردشگری روستایی به عنوان یک راهکار قابل دستیابی و امتحان شده سود جست. البته بر این نکته هم تاکید داریم که حتی اگر در برخی مناطق، گردشگری روستایی منجر به ایجاد مشاغل دوره‌ای شود؛ اما باتوجه به این که صنعت گردشگری زنجیره‌ای به هم پیوسته از خدمات و صنایع را شامل می‌شود، در نهایت می‌تواند درآمدی پایدار برای بومیان ایجاد کند.

حفظ زاد بوم روستا: این نکته را همواره باید در نظر داشت که گردشگران روستایی، میهمانان روستا و روستاییان هستند نه میزبان روستا و مالک آن؛ بنابراین باید براساس آموزش‌هایی که گردشگران دریافت می‌کنند بدانند که رعایت زادبوم روستا امری ضروری و الزامی است. به عبارت بهتر، روستاییان خود نیز باید به این درجه از آگاهی برسند که زندگی آنها، آداب و سنن و سبک زندگی‌شان در ذات خود ارزشمند است. ارزشی که باید آن را پاس داشت و از آن حفاظت کرد. به عنوان مثال، کوچ عشایر یکی از سنت‌های زیبایی است که از جاذبه زیادی برای گردشگری نیز برخوردار است؛ زندگی عشایری در ذات خود زیباست و متناسب با زادبوم منطقه است؛ بنابراین گسترش گردشگری نباید به این سنن خللی وارد کند؛ البته در مواردی می‌توان پذیرفت که میهمان و میزبان باید از یکدیگر تاثیر بگیرند و بر یکدیگر تاثیر بگذارند؛ اما این به معنی حل شدن یکی در دیگری نیست و این نکته‌ای است که در نهایت در سیاست‌های گردشگری باید مدنظر قرار بگیرد و توجه به این اصل می‌تواند به تحقق گردشگری روستایی پایدار کمک کند. با توجه به همه این جوانب است که می‌توان ادعا کرد، گردشگری روستایی می‌تواند موجبات توسعه روستاها را فراهم آورد.

توسعه پایدار و حفاظت از منابع طبیعی: گردشگری یک صنعت سبز است و منطبق با اصول زیست‌محیطی و برخلاف بسیاری دیگر از صنایع بر مبنای انرژی‌های غیرتجدیدشونده بنیان گذاشته نشده است، بلکه براساس پتانسیل‌های بومی هر منطقه شکل گرفته است. در صورتی که گردشگری روستایی در ایران نیز براساس مبانی صحیح آن شکل بگیرد، در حقیقت می‌تواند به عنوان یک صنعت پایدار و مطابق با محیط‌زیست در فضای توسعه‌ای کشور نقش ایفا کند. این امر بویژه در فضاهای روستایی بسیار واجد اهمیت است، بنابراین با محدود کردن فضاهای صنعتی که با مشکلات محیط زیستی روبه‌رو هستند و اختصاص فضا و امکانات بیشتر به صنعت گردشگری، باید به توسعه روستایی کمک کنیم.

ایجاد اشتغال در بخش‌های صنایع دستی: در کنار بخش کشاورزی در روستاها، همواره صنایع‌دستی و بومی به عنوان یکی از مبانی ایجاد شغل نقش ایفا کرده است و در این سال‌ها متاسفانه با افزایش روند مهاجرت از روستا به شهر، بخش مهمی از صنایع دستی در معرض نابودی قرار گرفته ‌است. به عنوان مثال تا یک دهه پیش قالی‌بافی به عنوان یکی از مهم‌ترین رشته‌های اشتغال‌زا در روستاها و شهرهای کوچک نقش ایفا می‌کرد و در شکل کلان آن، در شهرهای بزرگ بازارهای فرش یکی از پررونق‌ترین بازارها محسوب می‌شدند و کسب و کار این رشته از رونق قابل توجهی برخوردار بود. تا همین دهه گذشته، در هر خانه روستایی یک دار قالی برپا بود که هم اوقات فراغت (بویژه زنان) را پر می‌کرد و هم به عنوان یک کمک هزینه اقتصادی برای خانواده عمل می‌کرد. اما متاسفانه امروز این صنعت در معرض تهدید جدی قرار گرفته است. در صورت توسعه گردشگری روستایی این قبیل صنایع نیز با برخی مدل‌های روزآوری شده دوباره می‌توانند احیا شوند و نقش سابق خود را در مسائل اقتصادی و فرهنگی روستا بازی کنند.

ایجاد اشتغال برای زنان: تجربه نشان داده است مردان بسیار ساده‌تر از زنان می‌توانند مهاجرت کنند. چند سال پیش در سفری که به یکی از روستاهای استان خراسان جنوبی داشتم، شاهد بودم که مردان جوان چند روستا به سبب خشکسالی و از بین‌رفتن باغات و مزارع، روستا را ترک کرده بودند و تقریبا فقط زنان، کودکان و پیرمردان در روستا باقی مانده بودند. این موضوع عوارض متعدد اقتصادی ـ اجتماعی در پی دارد. از آن سوی به‌عنوان مثال شهر توریستی سرعین یک نمونه واضح است که علی‌رغم فرهنگ سنتی منطقه، زنان به صورت بسیار فعال در صنایعی مانند هتلداری و خدمات گردشگری مشغول فعالیت هستند. به دلیل این‌که مشاغل خدمات گردشگری از جنسی است که می‌تواند برای زنان، شغل متناسب با شرایط بومی‌شان ایجاد کند و باتوجه به افزایش درصد باسوادی در جامعه روستایی و ظهور نسل نویی از زنان تحصیلکرده دانشگاهی حتی در مناطق روستایی، با توسعه گردشگری روستایی می‌توان از این فرصت بهره گرفت.

با چنین روش‌هایی جمعیت فعال روستایی افزایش یافته و گردش مالی در منطقه، رونق بیشتری می‌یابد.

سخن پایانی

این‌که نظام روستایی ما برای بهبود وضعیت کشاورزی به عنوان مهم‌ترین مبنای توسعه روستایی باید مدنظر قرار گیرد، امری است که از دید هیچ‌کسی پنهان نیست؛ اما از منظری دیگر راهکارهای مکملی نیز وجود دارند که در جایگاه خود می‌توانند بسیار موثر باشند. هنگامی که از کاهش جمعیت شهری بویژه در کلانشهرها صحبت می‌کنیم، مهم‌ترین راه‌حل برای این مشکل پیشگیری است، یعنی باید بتوانیم از مهاجرت روستاییان به شهرها و از مهاجرت ساکنین شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و کلانشهرها جلوگیری کنیم و همه برنامه‌ریزان می‌دانند که این هدف بسادگی قابل دستیابی نیست.

حال که جامعه روستایی ایران، از پتانسیل خوبی برای گردشگری روستایی برخوردار است و با توجه به این شاخه از گردشگری می‌توان به توسعه پایدار مناطق روستایی کشور کمک کرد و این امری است که نیاز به سیاستگذاری و برنامه‌ریزی دارد؛ تجربه کشورهای دیگر نشان داده است که این شیوه می‌تواند موفق باشد.

این تاکید با در نظر گرفتن این نکته است که هویت روستایی، هویتی زیبا و به جهت اجتماعی بسیار ارزشمند است که باید از آن صیانت کرد؛ اما همه ما باید بدانیم و بپذیریم که با ترویج گردشگری روستایی، در عمل می‌توانیم به صیانت از این میراث ارزشمند کمک کنیم.

مریم چهاربالش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها