مشکل کمبود پارکینگ در تمام شهرهای بزرگ به مصیبت شبیه است، به قول دوستی هرروز که از خانه بیرون میزند برای پیدا کردن جای پارک صلوات نذر میکند،در ایران تعداد پارکینگهای عمومی هم نسبت به حجم اتومبیلها بسیار اندک است، اما گذشته از کمبودهایی که همیشه صدای اعتراض رانندگان را بلند کرده، نبود فرهنگ استفاده از جای پارک مشکل جداگانه است. در بسیاری از خیابانهای تهران طول و عرض جویهای آب چنان است که گذر از آنان بدون پل ممکن نیست، وضعیت پلهای کج و معوج کلانشهر هم نشان میدهد که گویی جزو آخرین مصادیق مورد توجه شهرداریهاست و در برخی خیابانهای پرتردد نبود پلهای محکم ومطمئن برای شهروندان مضایقی را ایجاد میکند، این درحالی است که شهرداریهای مناطق به رنگ و لعاب در و دیوارها وموزاییک و آسفالت بیش از پلهای کج و کم رمق کوچک اما کارای گوشه و کنار خیابانها توجه میکنند. از سوی دیگر، این روزها جلوی هر کدام از این پلها، خودرویی به بهانه نبود جای توقف قرار دارد که عابران پیاده را با موانع جدیدی روبهرو میکند، این مشکل از دید ما آن قدر کوچک و بیاهمیت است که تاکنون نادیده گرفتهایم، اما با توجه به شمار سالمندان، کودکان، زنانی که کودکی با خود حمل میکنند و...در شهرها به نظر میرسد نباید منتظر شنیدن خرد شدن مچ پا یا کتف عابر بخت برگشتهای بمانیم که مجبور است تاوان کمبود پارکینگ و کملطفی شهرداریها به پلهای کنار خیابان را پس بدهد!
سوال این جاست که سهم سالمندان و کودکان از امکانات کلانشهرها چقدر است، آنان که برای این شهر بوستان و پیادهراه و پلعابر طراحی میکنند چقدر افراد کمتوان را میبینند؟ چقدر در طراحی پلهای عابر پیاده با بیش از 20 پله حضور این شهروندان را در ذهن مرور میکنند؟ آنچه ما میبینیم به ظاهر هیچ!
کتایون مصری / گروه جامعه
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....