گزارش پشت صحنه فیلم تلویزیونی «نامه‌ای به ناشر محترم»

وقتی مستخدم همسر استاد می‌شود

وقتی قرار است برای سرگرمی ‌فیلمی ‌ببینید ـ بخصوص فیلمی ‌که قرار است در ایام نوروز پخش شود ـ کنجکاو می‌شوید که داستان آن درباره چیست و آیا آنقدر جذابیت دارد تا برای دیدنش وقت بگذارید یا نه؟ و نکته قابل توجه دیگر این که کارگردان آن با چه ذهنیتی به خلق آن اثر مبادرت کرده است. از طرفی دیگر وقتی کارگردان جوانی پشت آن کار باشد این سوال ذهن را به خود معطوف می‌کند که او برای تجربه اول خود چه سوژه‌ای را برگزیده است.
کد خبر: ۳۸۹۷۵۸

همه این سوال‌ها زمانی از ذهن من می‌گذرند که متوجه شدم کارگردان جوانی به نام مسعود جدی قرار است اولین تجربه بلند خود در مدیوم تلویزیون را به ثبت برساند. کارگردانی که حدود 14 سال پیش هنگام تهیه گزارش آیتمی‌ نمایشی عروسکی به نام «ریزه و آقای ریزبین» در برنامه آفتاب عالمتاب که به کارگردانی وی برای گروه کودک شبکه 2 تهیه می‌شد با او آشنا شده بودم و پس از این همه سال باتلاش و کوشش و کسب تجربیات متعدد در زمینه دستیاری فیلم‌ها و سریال‌ها، پس از ساخت مجموعه «تک فریم‌های جاودان» و تعدادی فیلم کوتاه و مستند با ساخت «نامه‌ای به ناشر محترم» اولین ساخته بلند داستانی خود را تجربه می‌کند و می‌خواهد در شبکه 4 سیما به معرض دید و قضاوت همگان بگذارد و جالب این‌که ناهید دل‌آگاه تهیه‌کننده این فیلم تلویزیونی نیز پس از تولید بیش از 120 اثر مستند اکنون برای اولین بار تولید یک اثر بلند داستانی را تجربه می‌کند. همه این موارد بود که من را مصمم به تهیه گزارش از فیلم تلویزیونی «نامه‌ای به ناشر محترم» کرد.

ظهر یکی از روزهای اسفند ماه به سمت خانی‌آبادنو حرکت می‌کنم. منطقه‌ای در جنوب شهر تهران که دانشگاه فنی دکتر شریعتی را در خود جای داده است. با وجود روز تعطیل، دانشجویان زیادی در تردد هستند و در بین این قشر آینده‌ساز مرد میانسالی جلوی ساختمان اداری دانشگاه مضطرب به این‌سو و آن‌سو می‌رود و به ساعتش نگاه می‌کند. چشمم به مهدی ‌هاشمی ‌می‌افتد که به آن مرد نزدیک می‌شود و پس از احوالپرسی با هم به سمت داخل ساختمان اداری می‌روند.

با دیدن مهدی ‌هاشمی‌ متوجه شدم راه را درست آمده‌ام، چراکه در هماهنگی‌ای که با دستیار دوم کارگردان، هومن ملکی انجام دادم و آن‌گونه که از خلاصه داستان فیلم بر می‌آمد مهدی ‌هاشمی‌ نقش یک استاد دانشگاه را بازی می‌کند. در آنتراکت خوش و بشی با گروه تولید و کارگردان می‌کنم و در همان آغاز جویای سکانسی می‌شوم که گرفته می‌شود.

سکانس 90 از فیلم در حال تصویربرداری است و رئیس دپارتمان ادبیات که نقش آن را محمد حمزه‌زاده ایفا می‌کند منتظر استاد طوسی است که این کاراکتر نیز با هنرنمایی مهدی ‌هاشمی‌ معرفی می‌شود. رئیس دپارتمان مضطرب به این‌سو و آن‌سو می‌رود و مدام به ساعتش نگاه می‌کند. استاد طوسی مردی جا افتاده و آرام با پالتویی کرم رنگ و شالی شکلاتی، کلاهی مشکی برسر دارد و کیفش را زیر بغل گرفته با عینکی برچشم وارد کادر دوربین می‌شود و به سمت رئیس دپارتمان می‌رود.رئیس دپارتمان که با دیدن او نفسی راحت می‌کشد گلایه‌گونه از او می‌پرسد که چرا اینقدر دیر کردی، همه منتظر ما هستند.

طوسی کنجکاوانه می‌پرسد: نمی‌دونین این جلسه برای چیه؟

در پاسخ می‌شنود که او هم دقیقا نمی‌داند جلسه مورد نظر بابت چه موضوعی تشکیل می‌شود.

دستیاران صحنه زمین محوطه مورد نظر را با آب خیس می‌کنند و دوربین در فاصله‌ای دورتر کاشته می‌شود تا نمای ساختمان به عنوان پس‌زمینه کامل در قاب دوربین قرار بگیرد. هنگام شروع کار هواپیمایی از بالای سر دانشگاه رد می‌شود و به‌ناچار گروه تا دور شدن هواپیما منتظر می‌مانند تا مشکلی برای صدابرداری ایجاد نشود.

در پلان لانگ‌شات هر دو کاراکتر در قاب دوربین هستند و تعدادی دانشجو نیز در بک‌گراند عبور می‌کنند تا صحنه کاملا طبیعی به نظر بیاید. در این نما به دلیل لانگ بودن تصویر صدابرداری انجام نمی‌شود، چراکه بوم به هر شکلی در قاب دوربین دیده می‌شود و پس از پایان تصویربرداری این پلان صدای بازیگران در ضبط ناگرا ثبت می‌شود.

گروه از محوطه به لوکیشن داخلی می‌روند و قرار است تا صحنه آماده شود مهدی ‌هاشمی‌ استراحت کوتاهی بکند. به سراغش می‌روم تا از نقطه نظرات او درباره کار مطلع شوم. وی با اشاره به این که تله‌فیلم‌ها داستان‌های کوتاه‌تری نسبت به فیلم‌های سینمایی دارند (با توجه به این که هر دو حدود 90 دقیقه زمان معمول سینمایی هستند)‌ معتقد است معمولا تله‌فیلم‌هایی که در تلویزیون می‌بینیم از لوکیشن‌های متعدد و متنوعی برخوردار نیستند و بیشتر به ارتباطات انسانی می‌پردازند، این فیلم تلویزیونی هم یکی از آنهاست. اتفاق کوچکی می‌افتد و چندین نفر دور این اتفاق می‌چرخند تا به نتیجه ای برسد.

وی کارگردان این تله را انسانی رئوف و صبور می‌داند و از بازی مقابل آزیتا حاجیان ابراز خرسندی می‌کند چرا که معتقد است بازیگرانی مثل حاجیان که پیشینه تئاتری دارند و در این حرفه کارآزموده‌اند بسیار اندک هستند و حضور وی در این فیلم را مغتنم می‌شمارد. از آنجا که ‌هاشمی ‌فرصت اندکی برای استراحت دارد به همین چند جمله اکتفا می‌کنم و به سراغ کارگردان می‌روم.

مسعود جدی به عنوان نویسنده و کارگردان ضمن اشاره به این که در انتخاب بازیگران حساسیت داشته و در هنگام نگارش مهدی ‌هاشمی ‌را در نظر داشته است، حضور ‌هاشمی ‌و آزیتا حاجیان را در کار مثبت دانسته می‌گوید: این اساتید قطعا وقتی شنیدند کار اولم است با تردید پا جلو گذاشتند؛ اما وقتی فیلمنامه را خواندند اعتمادشان به من بیشتر شد و زمانی هم که دیگر درگیر کار شدیم الحمدلله مشکلی نداشتیم و ظاهرا هردو بزرگوار از کار راضی بودند.

وی با توضیح این که 2 ماه است کار را شروع کرده‌ایم که حدود یک ماه و نیم آن را در پیش‌تولید بسر بردیم گفت: « نامه‌ای به ناشرمحترم» داستان یک استاد دانشگاه را روایت می‌کند که مدت‌هاست در پی حادثه‌ای کتاب نمی‌نویسد و در این میان با دانشجویی آشنا می‌شود که داستان می‌نگارد و از طریق او با پرداخت پول قصه‌هایش را به چاپ می‌رساند، اما به مرور دانشجو پول بیشتری طلب می‌کند و استاد گلایه‌های خود را به ناشر در قالب نامه‌ای ارسال می‌کند. نامه منتشر شده و به چاپ ششم می‌رسد بدون آن‌که کسی بداند این تنها، نامه‌ای گلایه‌آمیز بوده است.

سینا گنجوی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز، اعلام آمادگی برای سکانس 39 می‌کند و مسعود جدی هم برای این که کار عقب نماند اجازه می‌خواهد که ادامه گفت‌و‌گویمان را به زمان دیگری موکول کنیم.

در سکانس 39، یکی از کلاس‌های دانشکده با طراحی صحنه نوید فرح‌مرزی به اتاق دفتردار دپارتمان ادبیات تبدیل شده است. میزکار دفتردار کنار در ورودی گذاشته شده و دوربین جلوی پنجره در انتهای اتاق قرار می‌گیرد تا در ورودی نیز در قاب دوربین داوود امیری قرار گیرد. در این سکانس استاد طوسی در مقابل دفتردار با بازی اکبر عیوضی ایستاده و به دنبال نشانی کامران زرپور دانشجویی است که در زمینه داستان‌نویسی با استاد همکاری دارد ولی با یکدیگر مشکل پیدا کرده‌اند.

قاب دوربین در یک پلان 2 شات استاد و دفتردار را دارد ودر پلانی دیگر لانگ‌شات اتاق را می‌گیرد که آبدارچی اداره با بازی سیاوش چراغی‌پور وارد اتاق می‌شود. او چایی روی میز می‌گذارد، اما خود را سرگرم می‌کند تا از اتاق بیرون نرود چون حس کنجکاوی‌اش به او می‌گوید بماند تا سر از ماجرا درآورد، اما با نگاه دفتردار بی‌میل اتاق را ترک می‌کند.

این سکانس با نورپردازی خاص خود اندکی طولانی شد تا جایی که هر ازگاهی ‌هاشمی ‌روی مبلی که در اتاق کنار میز دفتردار تعبیه شده است نشسته و چشمانش را برای استراحت می‌بندد و دستیار گریم نیز با روتوش گریم او را برای جلوی دوربین آماده می‌کند. در پایان این سکانس دفتردار نشانی دانشجو را پیدا می‌کند و استاد با گرفتن آن از اتاق خارج می‌شود.

امروز آزیتا حاجیان در صحنه حضور ندارد بنابراین تصمیم می‌گیرم جداگانه با او صحبت کنم، ولی قبل از پایان گزارش به سراغ تهیه‌کننده می‌روم که بیش از همه در جنب و جوش است و در طول کار هر موقع سراغش رفتم فرصت نشد درباره کار گپی با هم بزنیم و اکنون این فرصت ایجاد شد.

ناهید دل‌آگاه، تهیه‌کننده فیلم تلویزیونی نامه‌ای به ناشرمحترم ضمن اشاره به زمان تولید این فیلم که از 18 بهمن ماه جلوی دوربین رفته است اذعان داشت این فیلم محصول گروه فیلم و نمایش شبکه 4 سیماست و به منظور پخش در هفته اول تعطیلات نوروزی از این شبکه آماده می‌شود.

وی در این گپ خودمانی تاکید می‌کند، تمام تلاش گروه در این است که طبق برنامه‌ریزی انجام شده تصویربرداری باید طی 20 جلسه در تهران و در لوکیشن‌های مختلف از جمله خانه، انتشارات، فرودگاه، خیابان‌های تهران، دانشگاه و شرکت به پایان برسد. وی با بیان این که تدوین اولیه این فیلم به صورت راف‌کات آغاز شده و ساخت موسیقی آن نیز چند روز دیگر شروع می‌شود.

دل‌آگاه در پایان اظهار می‌کند: در فیلم تلویزیونی نامه‌ای به ناشر محترم مهدی ‌هاشمی، آزیتا حاجیان، مهدی فقیه، سیاوش چراغی‌پور و شیما نیک‌پور نقش‌های اصلی را به عهده دارند و عواملی که در ساخت فیلم همکاری می‌کنند، عبارتند از: نویسنده و کارگردان: مسعود جدی/ مدیر تصویربرداری: داوود امیری/ صدابردار: مجید‌ هاشمی‌پور/ تدوین: رضا عاطفی/ مدیرتولید: مسعود فیروزه/ دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: سینا گنجوی/ طراح گریم و صحنه و لباس: نوید فرح‌مرزی/ دستیار دوم کارگردان: هومن ملکی/ منشی صحنه: سمیه شهرابی/ عکاس: رها لطفی/ جانشین تولید: یوسف پناهی.

گروه به کار خود ادامه می‌دهد؛ اما برای گفت‌وگو با حاجیان و تنظیم گزارش مجبور هستم با آنان خداحافظی کنم.

حاجیان درباره نقش خود در این فیلم می‌گوید نقش مستخدمی‌ را بازی می‌کند که بعد از مرگ خانم خانه به اصرار دختر خانواده، پدر مجاب می‌شود با او ازدواج کند. البته مستخدم زنی باهوش و مقبول از نظر آقای خانه که همان استاد طوسی است، می‌باشد و با چنین بک‌گراندی این ازدواج صورت گرفته است.

حاجیان درباره متفاوت بودن این نقش معتقد است در کل نقش‌هایی که تاکنون ایفا کرده کم پیش آمده که مشابه هم باشند و همیشه تلاش دارد که نقش‌های متفاوتی را بازی کند و کاراکتر مستخدم را هم به همین شکل ازنقش‌هایی که تاکنون ایفا کرده متفاوت می‌داند. وی کاراکتر مستخدم را این‌گونه تحلیل می‌کند که به دلیل مستخدم بودنش در گذشته در این خانه، فعلا اعتماد به‌نفس این که خانم خانه باشد را ندارد؛ ولی به دلیل هوشی که در او سراغ داریم، جایگاهی را برای خود در خانه کسب کرده است و در حین این که می‌خواهد اقتداری در خانه داشته باشد؛ اما همچنان بک‌گراند مستخدمی ‌با اوست و این برای حاجیان جالب بوده که نه زن به طور قطع و یقین خود را در جایگاه همسر استاد طوسی می‌بیند و نه استاد خیلی او را پس از مرگ همسرش، در این جایگاه تثبیت کرده است.

این بازیگر با اشاره به این که کارگردان این فیلم بسیار منعطف بوده و از نقطه نظرات بازیگران استقبال می‌کند؛ بیشترین دلگرمی‌اش برای حضور در این فیلم تلویزیونی را حضور مهدی ‌هاشمی ‌می‌داند و عنوان می‌کند که مشروط بر حضور ‌هاشمی ‌به عنوان نقش اول در این فیلم درگیر این کار شده است.

او در پاسخ به این‌که قطعا فیلمنامه هم یکی از فاکتور‌های حضور در این کار بوده است عنوان می‌کند: از بین 20 فیلمنامه‌ای که در چند ماهه اخیر مطالعه کردم و واقعا متاسف شدم که وقت برای خواندنشان گذاشتم این فیلمنامه برایم قابل توجه بود چرا که نه انحرافی در ذهن کسی ایجاد می‌کرد، نه در آن دروغ بود. نه ردپایی از تقلب‌هایی که اخیرا باب شده دیده می‌شد و نه از پلیس بازی‌های کودکانه و ابلهانه در آن خبری بود. در کل یک فیلمنامه بی‌غل و غش و سلامت را دیدم که پس از پایان مطالعه از خواندنش راضی بودم

بهناز وفایی‌وحدت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها