جان کلام آقایان آن است که دستمزد حقوقبگیران یکی از عوامل اصلی رشد تورم است و در صورت توقف افزایش دستمزد، یکی از فاکتورهای اصلی رشد تورم مهار شده و این متغیر سرکش قابل کنترلتر خواهد شد. وزرای محترم البته معتقدند با پرداختهای نقدی یارانهها، مشکلات معیشتی کارگران نیز تا حدود زیادی مرتفع شده و با افزایش نیافتن دستمزد، فشار چندانی به آنها وارد نمیشود.
وزیر اقتصاد هم دیروز در یک پاسخ مکتوب استدلال خود را در مورد ضرورت افزایش نیافتن حقوق کارمندان به صورت دقیقتر و شفافتر بیان کرد. دکتر حسینی در این پاسخ تصریح کرده است: «من نگفتم عامل اصلی تورم، دستمزد است. مدلهای تبیین تورم را هم که من ننوشتهام. کسانی نوشتهاند که در اقتصاد جایزه نوبل بردهاند و کتابهایشان مرجع است.»
به باور وزیر محترم اقتصاد وقتی دستمزد افزایش مییابد، بویژه در شرایط اقتصاد ایران که بنا به دلایلی چون مقررات، جایگزینی عوامل تولید در این بخش به سهولت صورت نمیگیرد، فشار تورمی وجود دارد و عوض اینکه ما در دورههای تسلسل افزایش قیمت و هزینه بیفتیم، به سمت شکستن این دورهها برویم. ایشان در پایان تاکید میکند: باید برویم به این سمت که افزایش توان معیشتی و امنیت اجتماعی و اقتصادی نیروی کار را از مسیرهایی دنبال کنیم که هزینهاش به دوش کارفرمایان نیفتد و قدرت رقابت کارفرما را کاهش ندهد.
استدلالهای وزیر محترم اقتصاد اگرچه تا حدود زیادی پذیرفتنی است؛ اما اگر با نگاهی جامعتر به این موضوع نگریسته نشود ممکن است در ورطه مغالطه و سفسطه فرو بغلتیم.
1ـ اکثر برندگان نوبل اقتصاد که به گفته وزیر محترم اقتصاد مدلهای تبیین تورم را نوشتهاند، تورم را دارای منشأ پولی میدانند و معتقدند ریشه افزایش قیمتها را صرفا باید در افزایش نقدینگی جستجو کرد و نه چیز دیگر. این گروه از اقتصاددانان به همین دلیل به مکتب پولیون مشهور شدهاند. از میلتون فریدمن بزرگترین اقتصاددان قرن بیستم گرفته تا جان هیکس، توماس سارجنت و اقتصاددانان بیشمار دیگری که از ابتدای اعطای جایزه نوبل اقتصاد در سال 1969 برنده این جایزه بودهاند حداقل در زمینه منشأ به این دیدگاه اعتقاد دارند. از نگاه این اقتصاددانان وقتی که حجم نقدینگی در یک اقتصاد ثابت است، افزایش هزینه تولید نقشی در رشد تورم نخواهد داشت.
البته خیلی از مسوولان دولتی هم در آستانه هدفمندسازی یارانهها و افزایش قیمت انرژی طرفدار مکتب پولی شده بودند و به استناد اینکه افزایش قیمت حاملهای انرژی، نقدینگی را در جامعه تحتتاثیر قرار نمیدهد، هدفمندسازی یارانهها را واجد کمترین اثرات تورمی عنوان میکردند که این پیشبینی تا حدود زیادی بهوقوع پیوست و هدفمندی یارانهها با حداقل آثار تورمی به بار نشست.
اما اکنون که موسم تعیین حقوق کارگران شده، نومن ببعض و نکفر ببعض شده و مکتب فکری خود را تغییر دادهاند. این دوستان آن زمان معتقد بودند که تورم ریشه پولی دارد اما اکنون موضع دیگری دارند.
2ـ چند سال قبل نمایندگان مجلس هفتم طرح تثبیت قیمتها را تصویب کردند. استدلال طراحان این ایده هم همانند آنچه که طرفداران تثبیت دستمزدها میگویند آن بود که تثبیت قیمت حاملهای انرژی نقش بسیار مهمی در کاهش هزینههای تولید خواهد داشت و از این محل تورم افسارگسیخته نیز مهار خواهد شد.
اما نتیجه این طرح آن شد که نهایتا بهرهوری بنگاههای تولیدی روز به روز ضعیفتر شد و آنها را تنبلتر و سنگینتر کرد؛ ضمن اینکه تزریق بیرویه دلارهای نفتی طی چند سال اخیر همان اثر نصفه نیمه طرح تثبیت قیمتها در مهار تورم را هم مهار کرد و چند برابر شدن نقدینگی در این چند سال، اثرات طرح تثبیت قیمتها را به توفان فراموشی سپرد و نتیجه تقریبا همان چیزی شد که پولیون استدلال میکردند.
جدیترین منتقدان این طرح تاکنون مسوولان دولتی و از جمله وزیر محترم اقتصاد بودهاند اما شاید لازم باشد یک بار دیگر دوستان محترم، طرح تثبیت قیمتها را مرور کنند. تثبیت دستمزدها و استدلالهای پشتیبان آن شبیه همان طرح تثبیت قیمتها و توجیهات آن است، نیست؟
3ـ و یک استدلال غیرعلمی؛ آیا واقعا دیواری کوتاهتر از دیوار حقوقبگیران برای اعمال سیاستهای مالی دولت وجود ندارد؟ موقع پرداخت مالیات، حقوقبگیران اولین گروهی هستند که قبل از دریافت دستمزد خود مالیاتشان را پرداختهاند و حالا هم که زمان کنترل تورم رسیده آنها در صف اول تحمل هزینه آن قرار دارند.
حمید اسدی / دبیر گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم