جزئیات یک پرونده همسرکشی از زبان متهم، نماینده دادستان و فرزند مقتول

او قاتل‌است، مجازاتش ‌کنید

خواسته مادر مینا قصاص است و می‌گوید از این درخواست کوتاه نخواهد آمد. محمود شوهر مینا این زن را با ضربات چاقو به قتل رسانده است. او از سوی فرزندانش هم مورد خشم قرار گرفته و آنها نیز خواهان قصاص پدرشان شده‌اند. فرزندان نوجوان محمود در جلسه محاکمه‌ای که 2 هفته قبل در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد در حالی که بشدت گریه می‌کردند از صحنه قتل مادر گفتند و ناراحتی شان از این اتفاق را دوباره به رخ پدر کشیدند.
کد خبر: ۳۸۹۱۰۷

سیدرضایی نماینده دادستان تهران که روز محاکمه در دادگاه حضور داشت درباره این پرونده می‌گوید: محمود متهم پرونده یک سال قبل همسرش مینا را در حالی که فکر می‌کرد او خیانت کرده به قتل رساند. البته ادعای خیانت مقتول ثابت نشده است. او از مدتها قبل با همسرش درگیری‌هایی داشت و این کشمکش‌ها کار را به جایی کشانده بود که فرزندان سعی می‌کردند مراقب رفتار مادر و پدرشان باشند. با این وجود آنها دعوا و درگیری را مقابل فرزندان ادامه می‌دادند و واکنش بچه‌ها هنگام حادثه نیز ناشی از همین پیشینه بود.

نماینده دادستان ادامه می‌دهد: متهم پرونده روز حادثه بعد از این‌که به خانه می‌آید و فرزندانش را می‌بوسد به آنها می‌گوید با مادرشان کاری دارد و از آنها می‌خواهد دخالت نکنند. این نشان‌دهنده آن است که محمود با قصد قبلی برای قتل همسرش وارد اتاق می‌شود و بعد از جر و بحث و وقتی از حرف‌های همسرش قانع نمی‌شود تصمیم می‌گیرد او را به قتل برساند که در این درگیری دو فرزندش را هم مجروح می‌کند. متهم روز حادثه مشروب مصرف کرده بود و این موضوع را خودش اعتراف کرده است البته این مشروب قدرت تصمیم‌گیری او را از بین نبرده بود و این مرد آنقدر قدرت تصمیم‌گیری داشت که به آشپزخانه برود، کاردی بردارد و با همسرش جر و بحث کند. این نشان می‌دهد او چندان هم مست نبوده است و فقط برای این‌که بتواند شجاعت قتل همسرش را به دست آورد شرب خمر کرده است.سیدرضایی در ادامه می‌گوید: ادعای محمود مبنی براین‌که همسرش مواد مخدر استفاده می‌کرد و به او خیانت کرده بود اصلا ثابت نشده است. حتی پلیس از کسی که محمود مدعی است همسرش با او رابطه داشت بازجویی کرد و محتوای بازجویی‌ها نشان می‌دهد چنین موضوعی مطرح نیست. بنابراین به نظر می‌رسد این مرد به خاطر این‌که خودش مشروب می‌خورده و مواد مخدر نیز استفاده می‌کرده نمی‌توانسته همسرش را وادار به تمکین از خودش بکند و مینا مرتب از همسرش سرپیچی می‌کرده و همین موضوع محل اختلاف آن دو شده است. متاسفانه پایبند نبودن زوجین به اصول اخلاقی یکی از مواردی است که باعث می‌شود بنیان خانواده تحت تاثیر قرار گیرد.

مشکل اصلی مینا و محمود هم همین مساله بود به خاطر این‌که این زوج چندان پایبند به حجاب نبودند و واجبات مذهبی را که یکی از مهم‌ترین عوامل بازدارنده است رعایت نمی‌کردند، در نهایت یک خانواده با قتلی که پدر خانواده مرتکب شد، از بین رفت.

بعد ازکشتن مینا می‌خواستم خودکشی‌کنم

محمود می‌گوید اطمینان دارد همسرش به او خیانت می‌کرد و این موضوع را وقتی متوجه شد که فهمید همسرش تلفن‌های مشکوکی دارد.

چند سال با همسرت زندگی کردی ؟

14 سال بود که ما با هم زندگی می‌کردیم. من او راعاشقانه دوست داشتم. هر کاری برای بودن با مینا می‌کردم.

اگر تا این حد همسرت را دوست داشتی چرا او را به قتل رساندی؟

نمی‌خواستم او را بکشم می‌خواستم کاری کنم که به زندگی با من برگردد اما او این کار را نکرد مینا از دستم رفته بود و من خودم را آنقدر درمانده دیدم که تصمیم گرفتم اول مینا را بکشم و بعد خودم را اما وقتی دیدم بچه هایم زخمی شده و به زمین افتاده‌اند تصمیم گرفتم آنها را نجات بدهم.

تو از قبل برای قتل همسرت تصمیم گرفته بودی؟

آن روز وقتی مطمئن شدم همسرم با کسی رابطه دارد دیگر کنترل خودم را از دست دادم و تصمیم گرفتم او را بکشم.

چطور متوجه شدی همسرت با کسی رابطه دارد؟

من هیچ وقت برای همسرم سختگیری نمی‌کردم و فکر می‌کردم اگر او را آزاد بگذارم و خودش در مورد کارهایش تصمیم بگیرد رابطه ما خیلی صمیمانه می‌شود به همین خاطر هم بود که هرگز به او نگفتم آرایش نکند و حتی در مورد لباس پوشیدنش هم سختگیری نمی‌کردم. فکر می‌کردم او هم نسبت به من همین احساس را دارد و صادقانه رفتار می‌کند. در حالی که این‌طور نبود مینا به من خیانت کرد و من دلایلی دارم که نشان می‌دهد او واقعا این کار را کرده است.

شواهدی که می‌گویی چیست و چرا مورد قبول دادگاه قرار نگرفت؟

چند ماه قبل متوجه شدم همسرم به یکی از آشنایان قدیمی ما علاقه‌مند است. وقتی با او در این مورد صحبت کردم، خندید و گفت این یک توهم است اما وقتی ما به عروسی برادر همان آشنای قدیمی رفتیم به محض این‌که من برای چند دقیقه از مجلس خارج شدم همسرم هم از سالن بیرون آمد و بعد من متوجه شدم او با همان مردی است که من به او شک داشتم.

اما این‌که او با آن مرد صحبت می‌کرد دلیلی بر برقراری رابطه نامشروع و خیانت نیست؟

قبول دارم. اما این تنها دلیل من نبود همسر آن مرد هم نسبت به این موضوع اعتراض داشت و به مینا می‌گفت نباید زیاد به شوهر او نزدیک شود. مدتی بعد متوجه شدم زنم مرتب با تلفن همراهش صحبت و بلافاصله شماره‌ها را پاک می‌کند چندین بار هم از او پرسیدم که چرا این کار را می‌کند او عصبانی شد و از من خواست دیگر او را سوال و جواب نکنم در حالی که من فقط می‌خواستم بدانم او چرا این کار را می‌کند. وقتی توضیح نداد همسرم را بیشتر تحت نظر گرفتم و متوجه شدم او با کارت تلفن از تلفن عمومی هم استفاده می‌کند. در این مدت بارها پرسیدم چرا این‌کار را می‌کند ما در خانه دو خط تلفن داشتیم و همسرم هم تلفن همراه داشت دلیلی نداشت که سراغ باجه تلفن برود.

چرا به دنبال حل این موضوع نبودی و مرتب با همسرت دعوا می‌کردی؟

من واقعا می‌خواستم موضوع را حل کنم و مرتب هم با هم صحبت می‌کردیم هربار میناعصبانی می‌شد من کوتاه می‌آمدم و سعی می‌کردم به او فشار نیاید. من واقعا اورا دوست داشتم هربار که به خانه اقوام من می‌رفتیم در صورتی که او ناراحت می‌شد من با خانواده ام برخورد می‌کردم اما این اواخر دیگر مینا زندگی مشترکمان را دوست نداشت او دیگر غذا درست نمی‌کرد و بچه‌ها گرسنه می‌ماندند بیشتر اوقات او از بیرون غذا می‌خرید.

سعی کردی او را دوباره به زندگی خوشبین کنی؟

بله خیلی تلاش کردم هرچه می‌خواست برایش تهیه می‌کردم این اواخر از من خواسته بود برایش یک ماشین مدل بالا بخرم من هم این کار را کردم و می‌خواستم سندش را به نام او بزنم که این حادثه پیش آمد.

درباره روز حادثه توضیح بده؟

آن روز من بیرون از خانه بودم. تا آن زمان فکر می‌کردم مساله خیانت را فقط من می‌دانم اما یکی از آشنایانم هم در این مورد با من حرف زد. همین موضوع من را آنقدر عصبی کرد که دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم و تصمیم گرفتم هر طور شده است مینا را بکشم و بعد هم خودکشی کنم. به خانه رفتم بچه‌هایم را در آغوش گرفتم و به آنها گفتم باید بدانند من خیلی آنها را دوست دارم به پسرم گفتم می‌خواهم با مادرش صحبت کنم و او نباید وارد اتاق ما شود. من نمی‌خواستم پسرم صحنه‌های تلخ را ببیند. به آشپزخانه رفتم و چاقویی برداشتم. وارد اتاق شدم. خیلی عصبی بودم. به مینا گفتم واقعیت را بگو تو به من خیانت کردی. مینا منکر شد او گفت هرگز این کار را نکرده است. من از خود بی‌خود بودم و گفتم دیگران هم می‌گویند. چاقورا بلند کردم و مینا فریاد زد. تا مینا فریاد زد یکباره پسرم وارد اتاق شد او و دخترم سعی کردند که جلوی من را بگیرند اما نتوانستند و هر دو زخمی شدند. من واقعا بچه هایم را دوست دارم.

آنها برایت تقاضای قصاص کرده‌اند، می‌دانی؟

بله می‌دانم من راضی‌ام. اگر من را اعدام کنند از این زندگی برایم بهتر است اگر بچه‌هایم می‌گویند هیچ حرفی ندارم.

شهادت یک شاهد

سینا پسر نوجوانی که شاهد قتل مادرش بود هنوز هم وقتی از آن صحنه دردناک حرف می‌زند بشدت دگرگون می‌شود او که حالا با خانواده مادری‌اش زندگی می‌کند برای پدر تقاضای قصاص کرده است.

او می‌گوید: وقتی پدر، من و خواهرم را بوسید فهمیدم اتفاق بدی می‌خواهد بیفتد. سریع کلید اتاق را برداشتم تا مبادا پدر در را قفل کند مدتی بود که آنها جر و بحث می‌کردند البته من می‌دانستم پدرم مادرم را دوست دارد هر بار که آنها دعوا می‌کردند پدر کوتاه می‌آمد و همه چیز تمام می‌شد پدر دیوانه‌وار مادرم را دوست داشت.

اما آن روز حال دیگری داشت.او در مورد زخمی شدنش می‌گوید: من و خواهرم دستان پدر را گرفتیم تا مبادا مادر را بزند این وسط با هم به زمین افتادیم و چاقو به سینه من فرو رفت من بیهوش شدم و دیگر متوجه چیزی نشدم وقتی به هوش آمدم در بیمارستان بودم و مادرم مرده بود. خواهرم هم انگشتش شکسته بود .سینا از این‌که پدرش به او آسیب رسانده است شکایتی ندارد اما می‌گوید به خاطر مرگ مادرش اورا نمی‌بخشد: من پدرم را عاشقانه دوست دارم اما اگر در ظاهر هم به خاطر زنده ماندنش او را ببخشم در قلبم هیچ وقت پدرم را نمی‌بخشم.

داوود ابوالحسنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها