با جلیل سامان، کارگردان سریال ارمغان تاریکی

رسم عاشقی در تاروپود سیاست

جلیل سامان در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر با فیلم «وقتِ بودن» حضور پیدا کرد که به خاطر حواشی پیش آمده خیلی زود از گردونه نمایش حذف شد و در نتیجه نتوانست آنچنان که شایسته بود انعکاس پیدا کند. اما در چهاردهمین جشن خانه سینما در حضور مدعیان صاحب‌نامی همچون اصغر فرهادی، توانست جایزه بهترین فیلمنامه را کسب کند. در همین جشن، «وقتِ بودن» یکی از نامزدهای بهترین کارگردانی هم شده بود. پس از این فیلم، سامان سریال «ارمغان تاریکی» را برای تلویزیون ساخت که در حال حاضر از شبکه سوم سیما پخش می‌شود. ظرافت، دقت و حساسیتی که در به تصویر کشیدن جزئیات «ارمغان تاریکی» خرج شده، باعث شد‌ که این سریال موفق از نظر بسیاری از مخاطبان و منتقدان اعتبار دیگری برای جلیل سامان محسوب شود. در ادامه با او به گفت‌ وگو نشسته‌ایم.
کد خبر: ۳۸۸۹۵۷

فیلمسازی را از چه زمانی شروع کردید؟

از دوران دبیرستان فیلمسازی می‌کردم. اول به صورت سوپرهشت، بعد ویدئویی، 35 میلی‌متری، سریال و مستند.

ارمغان تاریکی چندمین سریالی است که ساخته‌اید؟

سومین سریال. قبلاً سریال‌های «ترس ولرز» و «قصه قرارگاه» را برای شبکه‌های یک و 3 کار کرده بودم. البته آنها 7 ، 8 قسمت بودند.

کمتر پیش می‌آید که سریالی مانند ارمغان تاریکی که موضوعی جدید و جسورانه دارد از تلویزیون پخش شود. معمولاً کمتر فیلمسازان به سراغ چنین موضوعات دردسرسازی می‌روند. این مساله برایتان اولویت داشت که سریال‌تان از مضامین جدید و جسورانه برخوردار باشد؟

بستگی به تعریف‌تان از مضمون دارد، تا قسمت‌های آخر سریال مضمون را نمی‌توان دریافت کرد. اما در تعریف بستر سیاسی این کار به سازمان مجاهدین پرداخته است، تلاش کردم که واقع‌بینانه به قضایا نگاه کنم. این سازمان جذابیت‌هایی برای جوانان آن دوره داشته که باعث شده جذب آن شوند، آدم‌هایی که به صورت خالصانه مسیری را شروع کردند و کم کم راه را گم کردند، سعی کردم این مسائل را ببینم. سعی کردم شخصیت‌ها سیاه و سفید نباشند و به این وسیله بتوانند همذات‌پنداری بیننده را به همراه داشته باشند. حتی منفی‌ترین شخصیت که بشرزاد است، هم جذابیت دارد. گاهی می‌توان انگیزه کاکاوند را هم درک کرد. یعنی سعی کردم این آدم‌ها شبیه به آدم باشند.

یعنی سعی کردید پشت توصیف شخصیت‌ها یک نوع روان‌شناسی وجود داشته باشد؟

به شخصیت‌پردازی اهمیت زیادی می‌دهم و سعی می‌کنم که شخصیت‌ها چندوجهی باشند. چون در زندگی واقعی هم به این صورت است. مثلاً وقتی پای حرف کسی که مظلوم واقع شده می‌نشینید ممکن است اشکتان دربیاید، بعد وقتی که حرف‌های ظالم را می‌شنوید، با توجه به گذشته و خاطرات و انگیزه‌هایی که برای کارش دارد، باز ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرید. به همین خاطر است که نمی‌توان گفت کدام آدم بد مطلق است و کدام خوب مطلق. تا آخر سریال هم این دسته‌بندی به وجود نمی‌آید.

فکر می‌کنم توجه به همین نکات باعث شده که شخصیت‌ها باورپذیر باشند.

سعی کردم که همین نتیجه را بگیرم. در سریال‌سازی اطلاعاتی در مورد آدم‌هایی که شاید مردم نظیرشان را در اطرافشان سراغ نداشته باشند داده می‌شود. اگر این آدم‌ها واقع‌بینانه ترسیم نشوند، باعث می‌شود که ذهنیت بیننده اشتباه شکل بگیرد. مثلاً بیننده تصور می‌کند که اگر آدمی بد است، حتماً زشت هم هست یا طور خاصی حرف می‌زنند. اما ما آدم‌هایی داریم که زیبا و جذاب هستند اما رفتارهای زشتی از آنها سر می‌زند. بنابراین بیننده متوجه می‌شود که تشخیص آدم‌ها و پیدا کردن مسیر درست دشوار است. بزرگ‌ترین مسوولیت این سریال‌ها این است که نگاه درستی به بیننده بدهد.

چقدر توانستید به این اهداف برسید؟ یعنی نتیجه چقدر شبیه آن چیزی بود که به عنوان هدف و مسوولیت در ذهن داشتید؟

خواسته‌هایم بیش از چیزی بود که اتفاق افتاد. ادعای زیادی هم ندارم و فکر می‌کنم بیننده باید قضاوت کند. فکر می‌کنم چهل پنجاه درصد به آنچه که می‌خواستم نزدیک شدم.

بعضی از سریال‌ها که مستقیماً به وقایع تاریخی می‌پردازند، باز هم بعضی از نکات ریز را ندیده می‌گیرند. اما در ارمغان تاریکی توجه شده که فضای ترسیم شده، بیشترین شباهت را به آنچه که در مستندات تاریخی روایت شده داشته باشد. توجه به این جزئیات تا چه حد برایتان اهمیت داشت؟

خیلی زیاد. حتی روزنامه‌هایی که دست شخصیت‌هاست، روزنامه‌های قدیمی است. مثلاً در خانه تیمی روزنامه مجاهد دیده می‌شود که در آن زمان منتشر می‌شده.

برای این که به این هدف برسید چه کردید؟

تحقیق کردیم. مثلاً عکس‌های زیادی از آن دوره در اختیار طراح گریم و طراح لباس بود. همین‌طور در مورد آهنگسازی و صداگذاری دقت زیادی کردیم. صداهایی که از رادیو پخش می‌شود یا آهنگ‌هایی که در زمینه شنیده می‌شود، همه با تاریخ آن زمان تطابق دارد. برای مثال آهنگ‌هایی داشتیم که برای فضای کار خیلی مناسب بود اما چون مربوط به 3 سال بعد از وقایعی بود که ترسیم می‌کردیم، ندید‌شان گرفتیم. چون ذهنیت تاریخ دیگری را می‌داد. سعی کردیم این انتخاب‌ها با وسواس صورت گیرد.

شاید بیننده به صورت خاص به خیلی از این نکات توجه نکند. فکر می‌کنید این حد وسواس چه تأثیری می‌تواند روی بیننده داشته باشد؟

باورپذیری. بیننده فضا را باور می‌کند. مثلاً با مخاطبانی صحبت کردم که در آن زمان کودک بودند اما وقتی الان این سریال را می‌بینند نسبت به آن فضا و زمان حس نوستالژیک دارند.

اگر بخواهیم یک مقایسه بین سینما و تلویزیون انجام دهیم، فکر می‌کنید توجه به جزئیات و ریزه‌کاری‌ها در سینما اهمیت بیشتری دارد یا تلویزیون؟

سامان: یکی از نگرانی‌های مهم من در این سریال این بود که بخشی از صحنه‌ها و دیالوگ‌ها دچار ممیزی شودکه نشد. این اتفاق خیلی خوبی است که باعث می‌شود همه بتوانند حرف خودشان را با صداقت بزنند و قضاوت به بیننده سپرده می‌شود

مسلماً تلویزیون. چون مخاطبان گسترده‌تری دارد و ریزبینی‌ها هم بیشتر می‌شود. نظرات در جامعه آماری بیشتری ارائه می‌شود. حتی کسانی که اهل سینما نیستند و دستی بر آتش سیاست یا حتی اندیشه دارند، ممکن است کار را ببینند و حساسیت ایجاد شود. البته وقتی در سینما قاب تصویر در ابعاد چند متری دیده می‌شود، مسلم است که جزئیات هم بیشتر به نظر می‌رسند اما این روزها وجود سینمای خانگی و تلویزیون‌هایی که ابعاد بزرگی دارند، باعث می‌شود که باید کیفیت کار خیلی بالاتر برود.

خیلی وقت‌ها می‌شنویم که فیلمسازان می‌گویند به خاطر کمبود بودجه در تلویزیون، مجبوریم در سریال سکانس‌هایی را بگنجانیم که انتخاب خودمان نبوده و فقط به خاطر زیاد کردن حجم کار به سریال تحمیل شده. در ارمغان تاریکی کمتر چنین مواردی دیده می‌شود. چطور است که شما توانستید اضافات سریال را تا حد زیادی حذف کنید؟

در تلویزیون چون مخاطب به صورت ثابت پای کار نمی‌نشیند، مطالب باید مبسوط‌تر بیان شود. مثلاً اگر سکانسی در سینما 2 دقیقه است، در تلویزیون برای این که در ذهن بیننده ته‌نشین شود باید طولانی‌تر بیان شود. سعی کردم که این اتفاق نیفتد. اتفاقاً اشکالی که به من گرفته می‌شد این بود که نگاهم به این سریال سینمایی است. اما به نظرم برای بیننده‌ای که می‌تواند با فشردن یک دکمه کانال را عوض کند و برنامه‌ای جذاب‌تر را دنبال کند، باید سریالی با کیفیت و جذابیت و سرعت خوب ساخته شود. در سینما ممکن است بیننده پنج دقیقه یک سکانس را تحمل کند به امید این که بعدش اتفاق خوبی بیفتد. یعنی بلند نمی‌شود و برود. به خاطر همین معتقدم که در تلویزیون باید ریتم کار تندتر شود تا بیننده را پای کار بنشاند.

در ارمغان تاریکی استانداردهای بالاتری از آنچه که در تلویزیون معمول است رعایت می‌شود. برای این انتظاری که از خودتان داشته‌اید، الگوی خاصی داشتید یا مثلاً تصمیم گرفتید که سریال‌تان شبیه به یک فیلم سینمایی دنباله‌دار باشد؟

می‌خواستم مضمونم را بیان کنم و برای این کار احتیاج چندانی به الگو نداشتم. می‌دانم که خیلی از مخاطبانم به خاطر موضوع ‌سیاسی حاکم داستان از دست رفتند. برگرداندن این طیف از دست رفته کار سختی است. به همین خاطر تلاش کردم سرعت کار را ارتقا دهم تا بتواند مخاطب را پای کار بنشاند.

چطور می‌توان مخاطب پراکنده شده را دوباره به دیدن سریال برگرداند؟

یکی از نگرانی‌های مهم من در این سریال این بود که بخشی از صحنه‌ها و دیالوگ‌ها دچار ممیزی شود و حذف شود. اما در این 15 قسمت هیچ بخشی حذف نشده. این اتفاق خیلی خوبی است که باعث می‌شود همه بتوانند حرف خودشان را با صداقت بزنند و قضاوت به بیننده سپرده می‌شود. چنین آزادی‌هایی می‌تواند مخاطب را دوباره به تماشای تلویزیون برگرداند.

با این حرف موافقید که سینما فضای بهتری را فراهم می‌کند تا بتوانید پرداخت مفصل‌تری از یک کار را ارائه دهید؟

می‌توان پرداخت خاص‌تری داشت. مثلاً اگر ارمغان تاریکی قرار بود سینمایی باشد، آن تصنیف بسیار زیبا را در تیتراژ پایانی قرار نمی‌دادم. ولی با توجه به علاقه مخاطب تلویزیون یکی از راه‌های جذب او این بود که این تصنیف وجود داشته باشد. حس هنری‌ام می‌گفت این کار را نکنم اما شناختی که از مخاطب داشتم می‌گفت این کار را انجام بده. اگر کار در سینما بود از موسیقی کمتر و سکانس‌های خاص تصویری تری استفاده می‌کردم.

با این حساب ترجیح می‌دهید در کدام حوزه سینما یا تلویزیون بیشتر فعالیت کنید؟

هر دو را دوست دارم. یک فیلم سینمایی ساختم که خیلی مورد توجه جامعه هنری قرار گرفت، جوایزی هم گرفت اما کسی ندیده. ما کار نمی‌سازیم که بایگانی شود یا دیده نشود. حتی جایزه گرفتن هم جز اعتباری اندک فایده و اهمیت دیگری ندارد. اما در جامعه حرفه‌ای سینما جدی‌تر است. وقتی به بعضی از بازیگران می‌گویی کار سریال است خیلی جدی نمی‌گیرند ولی فیلم سینمایی را جدی‌تر می‌گیرند. بعضی از حرف‌ها باید در تلویزیون مطرح شود و به گوش اکثریت مردم برسد. اما بعضی از کارها می‌توانند در سینما و برای عده خاصی از مخاطبان ساخته شوند. وقتی خواستم کار تلویزیونی انجام دهم خیلی‌ها ابراز نگرانی کردند که این کار درست نیست اما من گفتم که همان حرف‌های خودم را در این قالب می‌زنم حتی اگر پخش نشود.

ارمغان تاریکی یک دغدغه شخصی بود یا توسط تلویزیون سفارش داده شده بود؟

این کار سفارشی نیست. حتی کار سیاسی هم نیست. این یک داستان عاشقانه است که در یک بستر سیاسی اتفاق می‌افتد. قصه که جلوتر برود، بیننده متوجه می‌شود که وجه عاشقانه کار بروز می‌کند و معلوم می‌شود که این بستر سیاسی، برای این چیده شده که عاشقانگی نمود پیدا کند.

در حال حاضر به طور کل فضای تلویزیون در زمینه سریال‌سازی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

تلویزیون باید نگاهش به سریال‌سازی را تغییر دهد. مثلاً ناظر کیفی به این صورت که هست وجود نداشته باشد. چون برای مثال در همین سریال ناظر کیفی می‌گفت وجود یک سکانس جذاب در هر قسمت کافی است و این را به عنوان نگاه تلویزیون انتقال می‌داد. اگر قرار است الگویی برای کار در نظر گرفته شود، سریال‌های موفق خارجی مدنظر باشد. مثلاً سریال «لاست» ریتم خوبی دارد و بسیاری از قسمت‌هایش از یک فیلم سینمایی بیشتر خرج برداشته است.

همین‌طور نباید برای هنرپیشه‌های گرانقیمت سرمایه‌گذاری کنند. برای حل مشکل بازیگران باید انرژی و هزینه‌ای که صرف این کار می‌کنند به تئاتر اختصاص دهند. بدون این که انتظار تولید داشته باشند، به تئاتر کمک کنند تا بازیگر جدید وارد کار شود و تجربه بیاموزد.

شروینه شجری‌کهن / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها