در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی متولد 1312 در شهر مقدس قم بود و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در این شهرستان و مقاطع لیسانس، فوقلیسانس و دکتری را در دانشگاه تهران به پایان رساند.
به گزارش تابناک، از جمله مسوولیتهای مرحوم بروجردی میتوان به حضور در وزارت آموزش و پرورش و وزارت امور خارجه در کابینه شهید رجایی (به عنوان قائممقام وزیر) و قائم مقام وزارت ارشاد، ریاست پژوهشگاه علوم انسانی ، سفارت جمهوری اسلامی ایران در فنلاند و ریاست مرکز بینالمللی گفتوگوی تمدنها اشاره کرد.
وی در یکی از برنامههای مثلث شیشهای که چندی قبل از صداوسیما پخش میشد، در مورد چگونگی ازدواجش با دختر حضرت امام(ره) گفته بود: «سنی از من گذشته بود.
جای مناسبی که به اصطلاح برای ازدواج پیدا کنم، پیدا نشده بود، البته کاندیداهایی بودند؛ اما یا آنها ما را نمیپسندیدند یا ما آنها را نمیپسندیدیم. پدرم در صحن حرم حضرت معصومه(س) میآمدند بعد از نماز مغرب و عشاء یک جایی بود؛ میایستادند دوستانشان هم میآمدند دورشان، یک شب من ایستاده بودم و ایشان آمدند دست کردند در جیبش، تسبیح درآورد، تسبیحهای خیلی قشنگی هم داشت، خیلی شیک، استخاره کرد، از من پرسید که محمود یک سوال میخواستم از تو بپرسم، موافقید من دختر حاجآقا را برای شما خواستگاری کنم.
امام را آن وقت میگفتیم حاجآقا، گفتم بله. ایشان بدون اینکه جوابی به من بدهند، تسبیح را گذاشتند در جیبشان رفتند، بعد معلوم شد رفته بودند منزل آیتالله اشراقی، داماد بزرگ حضرت امام و با ایشان در میان گذاشته بودند.
آیتالله اشراقی به ایشان گفتند که ای بابا، اینها چند تا خواستگار دارند و یکی نزدیک تمام شدن است، اصلا قول قرار عقد و این حرفهاست. پدرم گفته بود تو این پیغام من را بده، ایشان هم همان شبانه با خانمشان رفته بودند منزل حضرت امام(ره)، مساله را مطرح کرده بودند. بعد که ازدواج صورت گرفت، خانمم به من گفت که آقا به من فرمودند من میدانم که تو در خانه محمود راحت خواهی بود.» روحش شاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: