در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دو هفته قبل اهالی روستای وزوه در اصفهان با فوریتهای پزشکی تماس گرفتند و گفتند برف سنگینی در روستایشان باریده و آنها را محصور کرده است به گونهای که نمیتوانند محل سکونتشان را ترک کنند و هیچ راهی برای رفت و آمد به شهر وجود ندارد. این در حالی است که چند نفر از اهالی روستا بویژه کودکان بشدت بیمار هستند و به خدمات درمانی نیاز دارند.
مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی وقتی از ماجرا مطلع شد گروهی از امدادگران را راهی روستای وزوه کرد. امدادگران که از راه زمین نمیتوانستند خودشان را به این مکان برسانند از بالگرد استفاده کردند اما از آنجا که روستا در دل کوه قرار دارد و مانند چندین روستای دیگر از جمله ماسوله پلکانی است خلبان بالگرد برای فرود با مشکل مواجه شد.
او بالاخره محل مناسبی برای نشستن پیدا کرد به محض نشستن بالگرد اهالی دوان دوان به سوی آن شتافتند اما از آنجا که محل فرود سطحی شیبدار بود اگر اهالی به نزدیکی بالگرد میرسیدند به احتمال بسیار زیاد با ملخک پرنده آهنین برخورد کرده و جانشان را از دست میدادند.
یکی از امدادگران که شاهد این صحنه بود و میدانست هیچ بعید نیست چندین نفر در این حادثه جان خود را از دست بدهند تصمیم گرفت مانع نزدیک شدن آنها به بالگرد شود. او در حالتی نامتعادل از بالگرد بیرون پرید و با تکان دادن دستهایش سعی کرد روستاییان را متوقف کند.
او بالاخره با کوشش زیاد موفق به این کار شد و جان اهالی را نجات داد ولی در یک لحظه دست خودش با ملخک برخورد کرد و قطع شد. پس از این حادثه وی به بیمارستان انتقال یافت و همکارانش به معاینه و مداوای بیماران پرداختند. اقدام زیبا و انساندوستانه امدادگر مجروح هرگز از یاد اهالی روستای وزوه نمیرود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: