در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این خانه باغ، جزو آخرین بخشهای باقیمانده از باغ لالهزار است که البته گویا برای این بخش هم نقشههایی کشیده شده است. قرار است مالکین این باغ در قدم اول باغ را از ثبت میراث ملی خارج کنند و بعد آن را بفروشند و یک مجتمع تجاری درست و حسابی از آن دربیاورند با ویترینهای قشنگ و زرق و برق فراوان که جای سوزنانداختن در آن نباشد چنان که روح امینالسلطان هم با کسب اجازه از روح قبله عالم ناصرالدین شاه، بیاید و قدمی در املاک پیشین بزند و اگر برای ارواح مقدور باشد (که نیست) برای اعلیحضرت تحفهای هم بخرد. چنانکه جناب شاه لازم نباشد برای دیدن محصولات فرنگی زحمت سفر به دیگر بلاد را با خود هموار کنند. به این ترتیب احتمالا نسخه یک قلم دیگر از میراث تاریخی و فرهنگی ایران در حال پیچیده شدن است. حال آن که در گوشه گوشه دنیا از آب میراث تاریخیشان کره میگیرند و چنان آبوتابی به داستانهایش میدهند تا برایشان پولساز شود، حالا بگذریم از منافع معنوی که گویا حرف اضافه است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: