اطلاعات ما درباره جانورانی که میلیون‌ها سال ‌قدرتمندان زمین بودند، چقدر درست است؟

حقایق تکان‌دهنده درباره دایناسورها

دایناسورها، حیواناتی غول‌پیکر با مغزی کوچک با همه عظمتی که بر روی زمین داشتند بر اثر برخورد یک شهاب سنگ غول‌پیکر به زمین از میان رفتند. البته نه این‌که خود شهاب سنگ در نابودی آنها نقشی داشته باشد، بلکه پس از این برخورد بزرگ، شرایط زمین برای قرن‌ها به گونه‌ای ناپایدار و غیرقابل سکونت شده بود که نسل این حیوان خیلی زود نابود شد.
کد خبر: ۳۸۶۶۹۶

تقریبا همه مردم درباره دایناسورها چیزهایی شنیده‌اند اما واقعا چقدر اطلاعات صحیح درباره جانورانی داریم که برای میلیون‌ها سال حاکم بلامنازع بر روی زمین بودند؟

خیلی بعید است که در هر ماه و یا هر چند هفته ردپای تازه‌ای از فسیل دایناسورها در گوشه‌ای از زمین پیدا نشود. با پیدا شدن هر تکه فسیل، گوشه‌ای از ابهامات بزرگی که درباره دایناسورها مطرح است از ذهن دانشمندان و دیرینه‌شناسان برطرف می‌شود. با این حال تصوری که ما از این جانوران داریم در موارد زیادی با واقعیت‌های موجود تفاوت‌های زیادی دارد. شاید برای بسیاری از مردم دانستن این نکته که برخی دایناسورها بدنی پوشیده از پر و حتی پرهای رنگی داشته‌اند و یا این‌که برخی از گونه‌های دایناسورهای تیزاناروس‌ها که از آنها به عنوان وحشی‌ترین و خونخوارترین گونه‌های دایناسوری در تاریخ زمین یاد می‌شود از انسان‌های امروزی نیز کوچکتر بوده‌اند خالی از لطف نباشد. اما حتی جالب‌تر از این نکات زندگی برخی از گونه‌های دایناسوری در مناطق یخ‌زده و سردسیر زمین، در حدود یک صد میلیون سال پیش بوده است. از این رو نمی‌توان دایناسورها را تنها موجوداتی قلمداد کرد که در جنگل‌های مرطوب و گرم زندگی می‌کرده‌اند (این تصویری است که از این حیوانات در فیلم‌های تخیلی و کتاب‌های علمی به نمایش درآمده است.)

دانشمندان در سال‌های اخیر به یافته‌های هیجان‌انگیزی در خصوص این حیوان دست یافته‌اند و پیش‌بینی می‌شود در سال‌های آینده انبوهی از اطلاعات هیجان‌انگیزتر دیگری درباره آنها به دست آید.

دایناسورهای قطبی

تصوری که در ذهن بسیاری از مردم و حتی علاقه‌مندان به دایناسورها وجود دارد بر این اساس است که این موجودات علاقه زیادی به محیط‌های مرطوب و آکنده از بوهای متعفن داشته‌اند حال آن‌که دیرینه‌شناسانی که در آلاسکا و منطقه قطب جنوب کار می‌کنند نشانه‌هایی یافته‌اند که ثابت می‌کنند گونه‌هایی از دایناسورها وجود داشته اند که نسبت به برودت هوا مقاومت بدنی خوبی داشته، به طوری که برخی از آنها حتی در دمای بسیار سرد و محیط‌های پوشیده از برف و یخ نیز زندگی می‌کرده‌اند.

تقریبا در اوایل دهه 1960 میلادی بود که دیرینه‌شناسان موفق به کشف نشانه‌هایی از حیات دایناسورها در جزیره‌ای سردسیر در شمال نروژ شدند.

این کشف تاریخی محسوب می‌شد چون تا پیش از آن تقریبا اکثر دانشمندان بر این باور بودند که زیستگاه دایناسورها همان جایی است که در فیلم‌های علمی و تخیلی به تصویر کشیده می‌شود یعنی جنگل‌های گرم و مرطوب و معمولا آکنده از بوهای نامطبوع. اما کشف دیرینه‌شناسان در شمال نروژ فرضیه تازه‌ای را مطرح می‌کرد که بر مبنای آن می‌توان قلمروهای بسیار سرد و همواره یخ‌زده قطب شمال زمین را نیز به محدوده زندگی این جانوران عمدتا غول‌پیکر افزود. از این رو این تصور که دایناسورها برای میلیون‌ها سال حاکمان بلامنازع زمین بوده‌اند، رنگ و بوی جدی‌تری به خود گرفته است.

البته باید این نکته را نیز در نظر گرفت که مناطق قطبی که ده‌ها میلیون سال پیش محل زندگی گونه‌هایی از دایناسورها بوده است در مقایسه با دوران فعلی گرم‌تر بوده‌اند با این حال هر چه باشد صحبت از مناطق قطبی است، مناطقی که برف و یخ از اجزا غیرقابل جدا شدن آنها به شمار می‌آیند. یکی از کشفیات تاریخی درباره زندگی گونه‌هایی از دایناسورها در مناطق یخ‌زده شمال زمین به کشف فسیل گونه‌ای از دایناسور در منطقه ریور کولویل در آلاسکا مربوط می‌شود.

این فسیل‌ها به گونه‌هایی از دایناسورهای دوران کرتاسه زمین‌شناسی مربوط می‌شوند که در محلی که از آن به عنوان گورستان دایناسورها یاد می‌شود یافت شده‌اند. به عقیده دیرینه شناسان کشف این فسیل‌ها آن هم در چنین نقطه‌ای از جهان دلیل محکم دیگری بر این ادعاست که نشان می‌دهد دایناسورها حتی توان زیستن در نواحی سردسیر و یخ‌زده زمین را نیز داشته‌اند. اکنون سری به آن سوی زمین یعنی در قطب جنوب می‌زنیم. در اینجا نیز دیرینه‌شناسان نشانه‌هایی مبنی بر حیات دایناسورها پیدا کرده‌اند. این فسیل‌ها مربوط به دایناسورهایی می‌شوند که در دوران‌های اولیه دوره زمین‌شناسی ژوراسیک بر روی زمین زندگی می‌کرده‌اند. قدمت این فسیل‌ها به ده‌ها میلیون سال پیش باز می‌گردد، فسیل‌هایی که دیرینه‌شناسان آنها را در فاصله 640 کیلومتری قطب جنوب پیدا کرده‌اند.

یکی دیگر از کشفیاتی که در این خصوص انجام شده و برای دیرینه‌شناسان از اهمیت و جذابیت خاصی برخوردار است، نمونه‌های فسیلی کشف شده در جنوب شرقی استرالیای امروزی است. این فسیل‌ها در مکانی پیدا شده‌اند که تا ملبورن فاصله زیادی ندارند.

اکنون این پرسش در ذهن مطرح می‌شود که اطراف ملبورن ناحیه‌ای سردسیر و پوشیده از برف و یخ دائمی محسوب نمی‌شود. پس این کشف چه ارتباطی به دایناسورهایی دارد که از آنها به عنوان دایناسورهای قطبی یاد می‌شود؟ نکته مهم این است که حدود یکصد میلیون سال پیش این نقطه از جهان به قطب جنوب متصل بوده است و همواره آب و هوایی سرد داشته است.

تام ریچ از دیرینه‌شناسان موزه ویکتوریا در ملبورن استرالیا می‌گوید: در حدود یکصد میلیون سال پیش این نقطه از استرالیا آب و هوای بسیار سرد داشته است به طوری که در بازه‌های زمانی قابل توجهی از سال برف و یخ تمام این منطقه را پوشانیده بوده است. این محقق که در سال‌های گذشته تحقیقات و اکتشافات زیادی درباره دایناسورها و به خصوص دایناسورهای مقاوم در برابر آب و هوای سرد داشته است و حتی چندی پیش نمونه‌های فسیلی مربوط به این دسته از دایناسورها را کشف کرده است، ادامه می‌دهد: ما شواهدی به دست آورده‌ایم که نشان می‌دهند بخش‌های قابل توجهی از زمین این منطقه از استرالیا در حدود 105 تا 115 میلیون سال پیش همواره پوشیده از برف و یخ بوده‌اند.

براساس محاسباتی که این محقق انجام داده است دمای هوای این منطقه در آن دوران همواره بین منهای 6 درجه تا مثبت سه درجه سانتیگراد بوده است. گذشته از آن تقریبا چهار ماه از سال در این مناطق همواره در تاریکی مطلق بوده است.

ترکیب این شرایط به خوبی نشان می‌دهد دایناسورهایی که در این دوران و در این منطقه زندگی می‌کرده‌اند چه شرایط آب و هوایی سختی را سپری می‌کرده‌اند.

تلاش‌هایی که تام ریچ در این مدت داشته است به یکی از تاریخی‌ترین کشفیات عرصه دایناسورشناسی جهان تبدیل شده است. وی نمونه‌های فسیلی دایناسوری موسوم به Leaellynasaura را پیدا کرده است که به عقیده کارشناسان عمدتا به واسطه چشمان بزرگ و تیزبینش توانسته‌اند برای مدت‌های طولانی به حیات خود در میان برف و یخ این منطقه ادامه دهند. این دایناسور گیاه‌خوار، دارای جمجمه‌ای به طول 5 سانتی‌متر بوده است و دیرینه‌شناسان با تجزیه و تحلیل آن متوجه شده‌اند بخش‌های نرمه‌ای اپتیکی در مغز این جانور وجود داشته است که مسوول تجزیه و تحلیل داده‌های بصری بوده‌اند.

با‌پیدا‌شدن هر تکه فسیل گوشه‌ای از ابهامات دانشمندان درباره دایناسورها برطرف می‌شود

این محقق ادامه می‌دهد: ما مدارکی به دست آورده‌ایم که نشان می‌دهند این دایناسورها از استخوان‌هایی برخوردار بوده‌اند که همواره در رشد بوده‌اند و این نشان می‌دهد که در طول سال همواره در فعالیت بوده‌اند یعنی این توانایی را داشته‌اند که در آب و هوای بسیار سرد آن منطقه به خوبی خود را حفظ کرده و به حیات خود ادامه دهند.

در حقیقت آنها توانسته بودند که خود را با آب و هوای همیشه سرد و کمبود مواد غذایی در مدت زیادی از سال به خصوص در چهار ماهی که تاریکی مطلق بر همه جا حاکم بوده وفق دهند.

ریز تیرانازاروس‌های خونخوار کوچک‌تر از انسان‌های امروزی

همه آنهایی که دایناسورها و اخبار و یافته‌های جذاب مربوط به آنها را دنبال می‌کنند به خوبی می‌دانند که دایناسورهایی که از آنها به تیرانازاروس رکس یاد می‌شود خونخوارترین و وحشی‌ترین گونه دایناسورها در تمام دوران حاکمیت این موجودات بر زمین بوده‌اند.

این جانوران در اواخر دوره زمین‌شناسی کرتاسه زندگی می‌کرده‌اند و گفته می‌شود زمین تاکنون جانوری به خونخواری آنها به خود ندیده است. در مقایسه با بسیاری از گونه‌های دایناسورها، این دایناسور با 6 متر قد و 5 تن وزن عظمت چندانی نداشته است. با این حال این جانوران که بسیاری از دیرینه‌شناسان عنوان مارمولک‌های عظیم‌الجثه را به آنها داده‌اند، می‌گویند هر گاز این جانور نیرویی معادل 1400 کیلوگرم به قربانی وارد می‌کرده است. از این رو می‌توان متصور شد که عملا هیچ کدام از قربانیان این نوع دایناسور حتی از نخستین حمله و اولین گازها نیز جان سالم به در نمی‌برده‌اند.

اما نکته هیجان برانگیزتری که در خصوص تیرانازاروس‌های خونخوار مطرح می‌شود این است که بسیاری از گونه‌های این جانور حتی از انسان‌ها نیز بزرگ‌تر نبوده‌اند. دانشمندان در سال‌های اخیر شواهد فسیلی قابل توجهی در این زمینه به دست آورده‌اند. در سال 2009 یکی از شاخص‌ترین این شواهد به دست آمد.

5 نمونه فسیلی که در این سال کشف شده‌اند به تنهایی نشان می‌دادند که تیرانازاروس‌های خونخوار حداقل دارای 20 گونه متنوع بوده‌اند که حدود یکصد میلیون سال پیش زندگی می‌کرده‌اند. تقریبا تمامی تیرانازاروس‌های خونخوار شکارچیانی بوده‌اند که بر روی دو پای خود حرکت می‌کرده‌اند با این حال گونه‌های اولیه این جانور تفاوت‌های ساختاری قابل توجهی با گونه‌های بعدی داشته‌اند.

مهم‌ترین این تفاوت‌ها این بوده است که جثه‌ای بسیار کوچک‌تر از گونه‌های بعدی خود داشته‌اند. به عنوان مثال Raptorex ها که چندی پیش شواهد تازه‌ای در خصوص آنها به دست آمد و سر و صدای زیادی نیز به پا کردند. این گونه از تیرانازاروس‌های خونخوار، حتی از انسان‌های امروزی کوچک‌تر بوده‌اند و وزنی نیز درحدود یک درصد دایناسورهای تی رکس داشته‌اند.

توماس هولتز از کارشناسان دایناسورهای تیرانازاروس در دانشگاه مریلند می‌گوید: من دوست دارم از این دسته از تیرانازاروس‌های خونخوار را به مثابه شغال‌های دوره ژوراسیک زمین یاد کنم. در دورانی که این دسته از تیرانازاروس‌های خونخوار زندگی می‌کرده‌اند گونه‌هایی از دایناسورها از جمله مگالاسارس‌ها و آلوسارس‌ها به عنوان وحشی‌ترین گونه‌های دایناسوری بر روی زمین زندگی می‌کردند. برای این‌که تصویر بهتری از این ترکیب در ذهن داشته باشیم می‌توانیم این دو دسته اخیر را همچون شیر و پلنگ‌های وحشی عنوان کنیم در حالی که Raptorexها بیشتر به عنوان شغال و کفتار در اطراف آنها زندگی می‌کرده‌اند و از بقایای غذای آنها استفاده می‌کرده‌اند.

اما یکه‌تازی این ریزخونخوارها از 80 میلیون سال پیش آغاز شد و این زمانی بود که نسل مگالاسارس‌ها و آلوسارس‌ها به تدریج از میان رفت و عرصه برای یکه‌تازی تیرانازاروس‌های خونخوار مهیا شد.

گفته می‌شود یکی از علل نابودی نسل مگالاسارس‌ها و آلوسارس‌ها و آغاز یکه‌تازی تیرانازاروس‌های خونخوار تاثیرگذاری دایناسورهای غول‌پیکر گیاهخوار بر حیات دو گونه اولی بوده است، به طوری که در کنار حیات گونه‌های عظیم دایناسورهای گیاهخوار عرصه برای ادامه حیات مگالاسارس‌ها و آلوسارس‌ها تنگ‌تر و تنگ‌تر شده بود.

به عقیده هولتز، این دسته از دایناسورهای گیاهخوار از آنچنان ساختار پیچیده‌ای در دفاع و حمله برخوردار بودند که حتی آلوسارس‌ها نیز توان رویارویی با آنها را نداشتند و در این میان تیرانازاروس‌های خونخوار مجال مناسبی برای گسترش وسعت حیات خود پیدا کردند.

مترجم: مهدی پیرگزی

منابع: national geographic / Focus

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها