در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مقامی در طول سالهای فعالیت خود توانسته کارهایی چون میخواهم زنده بمانم، ارابه مرگ، نیمه گمشده، رنجر، یک مشت پر عقاب، یک الف ناقابل، آفتاب سرد، ستایش، اخراجیها و...را در کارنامه هنری خود به ثبت برساند.
محمود مقامی میگوید: وقتی حرف از اتفاق و حادثه میشود تنها یک چیز به ذهنم میآید که حتی یادآوری اش برایم بسیار تلخ است. چند سال پیش بازیگر مجموعه تلویزیونی دستی برای دوستی؛ به کارگردانی رضا رنجبر بودم. داستان این مجموعه از این قرار بود که خبرنگاری تمام شهرهای ایران را میگشت تا از همه شهرها گزارشی تهیه کند و من نقش این خبرنگار را بازی میکردم.
در طول کار از 2 خودروی پاترول صدا و سیما استفاده میکردیم که به عوامل فیلم اختصاص داشت. در یکی از روزهای فیلمبرداری در حالی که از شیراز به سمت روستایی در فیروزآباد در حرکت بودیم در مسیر برای استراحت و صرف ناهار توقف کردیم.
بعد از صرف ناهار من به طور اتفاقی تصمیم گرفتم تغییر جا بدهم و از پاترولی به پاترول دیگر رفتم. هر دو ماشین به سمت مقصد در حرکت بود البته پس از مدتی از هم فاصله گرفتیم و سرانجام ماشین ما به روستای مورد نظر رسید، ولی از ماشین دیگر خبری نبود بعد از کلی پیگیری و ساعتها انتظار خبر رسید آن پاترول که حامل دوستان و همکارانمان بود دچار سانحه شده و به ته دره افتاده است.
در این سانحه از 4 نفر همکاری که سوار بر آن پاترول بودند 2 نفر از آنها، یکی عکاس مجموعه و دیگری راننده خودرو متاسفانه فوت کردند و 2 نفر دیگر بشدت مجروح شدند.
این حادثه بقدری در روح و روان من تاثیر منفی گذاشت که تا مدتها نتوانستم به کار ادامه بدهم و حتی بعد از گذشت آن همه سال هنوز نتوانستهام از آن ماجرا فاصله بگیرم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: