کارلوس کرش که پیشبینی میشد با همکاریهای طرفین، به تفاهم نهایی برای عقد قرارداد 3 ساله با فدراسیون فوتبال ایران رسیده است، تحت جوسازیهای بیرونی علیه ایران، از همکاری با فوتبال ایران انصراف داد تا علی کفاشیان نیز درمانده از این رویکرد خویش، دوباره بحث استخدام مربیان داخلی را مورد توجه قرار دهد. گرچه از یک جهت باید به فدراسیون حق داد که در سیاست استخدام مربیان خارجی و با جوسازیهای صورت گرفته به بنبست برسد، اما به هر حال برای فوتبالی که میخواهد در عرصه آسیا حرف اول را بزند زیبنده نیست که یکشبه از مواضع خویش دست به عقبنشینی زده و اعلام کند که میخواهد برای تیم ملی و امید، از مربیان داخلی استفاده کند. هیچکس منکر تواناییها و ارزشهای مربیان داخلی نیست، اما براستی اگر شما بخواهید مربیان واجد شرایط داخلی را فهرست کنید، نام چند مربی را در ذهن خود جا میدهید؟ آیا ذهنیات شما بیشتر از نام 3، 4 مربی را در خود جا میدهد؟
به طور مسلم پاسخ این سوال چیزی بیش از آن که همگان فکر میکنیم نیست، یعنی ذهنیت روی دوسه مربی شناخته شده است و جدا از آن نمیتوانید مربیان دیگری را برای این مهم نامزد کنید. امیر قلعهنویی و منصور ابراهیمزاده به عنوان مربیان 2 باشگاه موفق اصفهانی در صدر این فهرست قرار میگیرند که البته فدراسیون نیز بی میل نیست که از وجود هر دو در راس تیمهای ملی و امید استفاده کند. بعد از این دو نیز مربیانی چون پرویز مظلومی، مجید جلالی و محمد مایلی کهن به چشم می خورند .
به هر حال چه مربیان داخلی در راس تیمهای ملی و امید قرار گیرند و چه نامهای خارجی برای این تیمها فهرست شود، انجام یک کار درست و ریشهای در فوتبال ایران نیاز به فرصتی 4 ساله دارد. شاید اگر امیر قلعهنویی نیز با چراغ سبز باشگاه سپاهان، راضی به حضور در راس تیم ملی شده و به دنبال انجام ماموریت نیمهکارهاش در فوتبال ملی باشد، یکی از شروط اصلیاش اطمینان یافتن از حضور 3 ساله در راس تیم ملی است تا با یک باخت مجبور به جدایی ناخواسته از مسوولیت خود نشود.
حجت اله اکبرآبادی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم