روایت تاریخ با شخصیت‌های غیرواقعی

آیا عشق می‌تواند نخ تسبیح تمام درام‌های تلویزیونی باشد؟ آیا روابط عاطفی می‌تواند سکانس‌های یک سریال تاریخی را به یکدیگر مرتبط سازد و خط روایت قصه را شکل دهد؛ آن‌هم شخصت‌هایی که واقعی نیستند و از تخیل نویسنده به تاریخ راه پیدا کرده‌اند تا درام شکل گیرد؟ و سوال اساسی این‌که آیا نویسنده سریال‌های تاریخی می‌تواند از تخیل خود برای روایت استفاده کند؟ اینها برخی از سوالاتی است که هنگام تماشای یک سریال تاریخی به ذهن مخاطب می‌رسد؛ سریالی که بیشتر شبیه افسانه تاریخی است، چون فقط در یک افسانه، آدم‌های غیرواقعی زیادی وجود دارند و آدم کوتوله‌ها از در و دیوار آن بالا می‌روند. با دیدن این آثار است که می‌توان نتیجه گرفت تاریخ را می‌توان به درام تبدیل کرد؛ اما افسانه‌سازی از تاریخ آن‌هم در روزگار ما قابل قبول نیست.
کد خبر: ۳۸۶۳۰۴

فیلتر ذهن نویسنده

مهدی فخیم‌زاده، کارگردان و فیلمنامه‌نویس سینما و تلویزیون که در پرونده کاری خود ساخت سریال‌های ولایت عشق و تنهاترین سردار را به ثبت رسانده و در سریال مختارنامه نقش عمرسعد را بازی می‌کند، در پاسخ به این پرسش که‌ آیا نویسنده و کارگردان آثار تاریخی می‌تواند از تخیل خود در روایت تاریخ استفاده کند، به خبرنگار «جام‌جم» گفت: تاریخ و درام، 2 مقوله کاملا جدا از هم هستند. تاریخ وقایع را با روایت‌های مختلف ضبط می‌کند؛ اما درام برای شخصیت‌‌، مکان‌ها و اتفاقات تاریخی شناسنامه می‌سازد.

بنابراین وقتی قرار می‌شود تاریخ در سینما یا تلویزیون روایت شود، باید از فیلتر ذهن نویسنده و کارگردان عبور کند. این کار باعث می‌شود که تاریخ از شکل واقعی به شکل دراماتیک تبدیل شود. در این تبدیل آدم‌های واقعی آن‌طور که نویسنده و کارگردان می‌خواهد، روایت می‌شوند و در کنار آنها شخصیت‌های غیرواقعی هم به وجود می‌آیند تا بار درام را افزایش دهند و آن را برای عموم مخاطبان جذاب کنند.

کارگردان ولایت عشق معتقد است؛ شخصیت‌های غیرواقعی که به داستان وارد می‌شوند، باید در پرداخت آنقدر قوی باشند که بیننده متوجه نشود آنها در تاریخ وجود نداشته‌اند و نویسنده آنها را خلق کرده است. زمانی این شخصیت‌های غیرواقعی باور‌پذیر می‌شوند که در روایت قصه جایگاه محکمی داشته باشند و فقط برای پر کردن حواشی داستان به درام اضافه نشده باشند.

بازیگر نقش عمر سعد بر این باور است که شخصیت‌های غیرواقعی نباید در فیلمنامه پررنگ باشند و جای زیادی را اشغال کنند، چون اگر چنین شود، بیننده اعتمادش را به اثر ازدست می‌دهد و احساس می‌کند که کارگردان درباره تاریخ به او آدرس اشتباه می‌دهد.

نمونه‌های خوب شخصیت‌پردازی واقعی و غیرواقعی در تلویزیون ما کم نیستند که از میان آنها می‌توان سریال‌هایی مانند امام علی(ع)‌، در چشم باد، مختارنامه و... را نام برد، که هر کدام در جای خود آثار مثال زدنی بودند. کارگردان های بسیاری برای این‌که اثرشان بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، شخصیت های بسیاری آفریده اند که ممکن است به شکل واقعی در تاریخ وجود نداشته باشند اما برای اینکه اثر به لحاظ دراماتیک به استانداردهایی برسد مجبور بوده‌اند شخصیتهایی اضافه کنند که این اضافه کردن شخصیت گاه موفق بوده و گاه چندان که باید مطلوب نبوده است. برای شخصیت پردازی موفق در تلویزیون می‌توانیم به اثر برجسته زنده یاد علی حاتمی یعنی سریال خوب هزاردستان اشاه کنیم.

فخیم‌زاده درباره این نکته که زنده‌یاد علی حاتمی هم سریال تاریخی می‌ساخت؛ اما هیچ‌وقت به او ایراد گرفته نمی‌شد که او تاریخ را تحریف کرده است، گفت: مرحوم حاتمی از تاریخ گرته‌برداری می‌کرد. او با استفاده از تاریخ حرف خودش را به زیباترین شکل ممکن بیان می‌کرد. مثلا وقتی فیلم کمال‌الملک را ساخت، همه می‌دانستند فیلمی که او درباره کمال‌الملک ساخته، با زندگی واقعی این نقاش از زمین تا آسمان فرق می‌کند؛ اما حاتمی آنقدر اثرش را هنرمندانه و زیبا ‌ساخت که همه حرف و اثر او را ‌پذیرفتند و قبول ‌کردند او برداشت خود را از تاریخ و آدم‌های تاریخی بیان کرده است.

مردم قصه‌ را بیشتر از واقعیت می‌پسندند

حالا دیگر خسرو معتضد را بیشتر مردم با برنامه «پلی به گذشته» که سال‌هاست از شبکه 2 سیما پخش می‌شود، می‌شناسند. او تاکنون به کارگردانان زیادی که سریال تاریخی ساخته‌اند، مشاوره داده است که از میان آنها می‌توان به کیانوش عیاری اشاره کرد که در زمان ساخت «روزگار قریب» گاهی به معتضد تلفن می‌کرده و درباره لباس و لوازم صحنه آن دوره از او سوالاتی می‌پرسیده است. معتضد هرچند به عنوان مشاور رسمی با عیاری همکاری نکرده؛ اما سریال روزگار قریب را یکی از بهترین آثار تاریخی ایران می‌داند که کارگردان آن استفاده بسیار دقیقی از تخیل در روایت تاریخی انجام داده است.

معتضد به عنوان یک تاریخدان معتقد است که نویسنده و کارگردان اثر تاریخی می‌تواند از تخیل خود در روایت استفاده کند؛ اما به این شرط که به شرایط تاریخی لطمه وارد نکند و باعث تحریف تاریخ نشود.

وی با ذکر این نکته که حواشی و شخصیت‌های غیرواقعی نباید اصل کار را تحت‌الشعاع قرار دهد، گفت: با همه اینها باید به این نکته هم توجه کرد که مردم کشور ما حوصله دیدن آثار تاریخی خشک و رسمی را ندارند. آنها بیشتر تمایل دارند که یک فیلم یا سریال تاریخی برای آنها قصه تعریف کند؛ اما این قصه‌گویی نباید دور از واقعیت تاریخی باشد.

وی افزود: اگر شخصیت‌های تخیلی هم به فیلمنامه وارد می‌شوند، باید ورودشان دلیل داشته باشد و برای کمک به شخصیت‌های اصلی و واقعی طراحی شده باشند.

معتضد بر این باور است که ساخت سریال‌های تاریخی نباید شتاب‌زده باشد. کارگردان و نویسنده باید درباره موضوعی که می‌خواهند بسازند، بدقت تحقیق کنند و فیلمنامه را هم با صبوری و دقت مقابل دوربین ببرند؛ چون اگر کار باعجله ساخته شود، سازندگان مجبور هستند از کنار ظرایفی مانند لباس، گریم، صحنه و... با شتاب عبور کنند و این کم‌دقتی‌ها به سریال لطمات جدی وارد می‌کند.

طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها