درختانی ردیف توجهمان را جلب می کند از دکتر چائی چی می پرسم چرا باید درختان با این فاصله های زیاد از هم کاشته شوند؛
مبنای اصلی این فاصله ها چیست؛
هر درختچه ای که کاشته می شود، بعد از استقرار در محیط یک میکروکلیما در اطراف خود ایجاد می کند که در سایه آن بسیاری از گیاهان رشد می کنند و در عین حال یک تنوع زیستی هم ایجاد می شود.
در محیط زیست هرچه تنوع بیشتر باشد، بقا و پایداری موجود زنده هم بیشتر است.
مهندس حمیدرضا دورودیان ، متخصص زراعت می گوید: تنوع 3سطح دارد. سطح اول که بیشتر مورد توجه اکولوژیست هاست ، تنوع در کلیمای منطقه است ، که در ایران بسیار زیاد دیده می شود. کشور ما اقلیم های کوه ، جنگل ، بیابان و دشت را باهم دارد.
در سطح دوم تنوع گونه ای است که در مباحث گیاه شناسی مطرح می شود؛ مثلا در مناطق حاره گونه های زیادی داریم و در بعضی مناطق کمتر و در سطح سوم تنوع ژنتیکی است که مورد توجه دانشمندان علوم سلولی و ملکولی است و مثلا اکوتیپ های محصولات زراعی را بررسی می کنند.
چرا کاکتوس نمی کاریم؛
علت اصلی این کار تفاوت در بیوم این مناطق است. به این بیوم که در صحراهای امریکا دیده می شود در اصطلاح چاپارل می گویند.
چائی چی با بیان این مطلب اضافه می کند: بیابان ها با هم متفاوتند و قاعدتا نباید انتظار داشته باشیم همان اتفاقی که در آن سوی کره زمین می افتد، با همان کمیت و کیفیت این جا هم رخ بدهد.
گاهی اوقات همین از خارج وارد کردن یک گونه گیاهی فاجعه های زیست محیطی به دنبال دارد.
مثلا چه فاجعه ای؛
مثلا یک گیاه به اسم پزواوپیس امریکانوس را سالها قبل از امریکا وارد کشور کردند و در مناطقی از بندر عباس که هیچ گیاهی رشد نمی کند استقرار دادند.
بعد از مدتی چنان رشدی کرد که اولا پوشش گیاهی وسیعی ایجاد کرد (که البته خوشایند بود) و ثانیا با رشد بی رویه در فضای سبز شهرها اختلال ایجاد کرد.
راه حلی هم برای مشکلات این چنینی سراغ دارید؛
بهترین راه این است که برای آنها منفعتی پیدا کنیم ، مثلا این که آیا برای تغذیه دام مناسب هستند یا نه یا این که از چوب آنها می شود استفاده کرد یا از نظر دارویی فایده ای برای آن در نظر گرفت.
مثالهای دیگر، گیاهان آزولا و لویی هستند که در بندر انزلی اکسیژن آب را بشدت گرفتند و باعث مرگ آبزیان شدند.
آیا کاشت درخت کفایت می کند؛
همه فکر می کنند کاشت درخت یعنی تمام ؛ اما واقعیت این است که این بخشی از کار است. چائی چی می گوید ما فقط درخت نمی کاریم.
حفاظت از مناطق کاشته شده هم جزوی از کار ماست. ما باید از مراتع در مقابل چرای بی رویه حفاظت کنیم.
بالاخره به منطقه ای که قرار است درختکاری کنیم نزدیک می شویم. دکتر چائی چی مراحل کار را توضیح می دهند:
بذرهای آتریپلکس در آذر ماه جمع آوری و در خاکی که یک سوم کود دامی ، یک سوم خاک رس و یک سوم ماسه دارد رشد داده می شوند.
البته بذرها را در گلدان های پلاستیکی سیاه که سوراخ های ریزی هم دارند می کارند تا برای سال بعد آماده کاشت شوند.
بعد از گذشت یک سال با دستگاه های مکانیزه که به پشت تراکتور متصل هستند، شیارها و چاله هایی در زمین حفر می شود.
این چاله ها بیضی شکل و توسط شیارها به هم مرتبط هستند، بوته ها در چاله ها کاشته می شوند و اطراف هر بوته تشتکی از خاک با حوضه آبریز کوچک ایجاد می شود تا آب بیشتری در نزدیکی گیاهچه ها فراهم شود.
معمولا کاشت در آذر ماه است و در مرداد ماه سال اول با تانکر آنها را آبیاری می کنند و بعد از گذشت یک سال و استقرار کامل درختچه ها دیگر نیازی به آبیاری نیست و این درختچه ها تا 10 سال عمر مفید خود احتیاج به هیچ گونه مراقبتی ندارند.
چرا بذرها به طور مستقیم در عرصه پخش نمی کنند؛
چون خاک آماده کافی برای حفظ بذر را ندارند و رطوبت قابل توجهی هم فراهم نیست.
موفقیت چندانی حاصل نمی شود. هرچند به طور طبیعی این اتفاق می افتد؛ اما نه در سطحی که ما از آن انتظار داریم.
گیاهان آتریپلکس برای کاشت در تمام نقاط ایران معرفی شده اند؛
بله هر چند مخالفت هایی هم مطرح بوده است. بعضی محققان معتقدند آتریپلکس روی پوشش طبیعی منطقه تاثیر منفی می گذارد، مثلا در نوعی رقابت بیوشیمیایی سایر گیاهان را از صحنه خارج می کند، یا با جذب رطوبت زیاد و سایه اندازی جلوی رشد تعدادی از گونه ها را می گیرد.
حتی بعضی معتقدند آتریپلکس خاک راشور می کند، اما در عوض مزیتهایی هم دارد که گفتیم.
دکتر می رود که نوعی دستگاه مکانیزه کاشت درختچه ها را به گروه معرفی کند و من با خود فکر می کنم که درختکاری در طول زمان چقدر تغییر کرده است و این که در این بیابان پر از خار کجا می توان علفی برای گره زدن پیدا کرد؛