به گزارش ایسنا ، ماموران کلانتری 110 شهدا در ساعت یک بامداد 28 شهریورماه امسال از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 در جریان خبر کشف دو جسد در داخل منزلی دو طبقه در خیابان شهید محلاتی قرار گرفتند.
با حضور مأموران در محل مشخص شد که خانم جوانی حدود 25 ساله به همراه یک مرد میانسال حدود 45 ساله در واحد مسکونی طبقه اول این ساختمان به قتل رسیدهاند.
با اعلام موضوع به بازپرس کشیک ویژه قتل دادسرای امور جنایی و اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ و با حضور عوامل تشخیص هویت و تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم و انجام تحقیقات مقدماتی مشخص شد که هر دو مقتول به شیوه «خفهکنی از ناحیه گردن» به قتل رسیدهاند.
با تشکیل پرونده مقدماتی و به دستور شاهنگیان، بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
در تحقیقات مقدماتی از صاحبخانه محل کشف جسد، وی درباره نحوه کشف اجساد به کارآگاهان گفت: حدود نیمه شب متوجه باز بودن در منزل شدم و برای پیگیری علت باز بودن در منزل در آن ساعت شب، ابتدا مستأجر طبقه اول را صدا زده اما هیچ پاسخی نشنیدم و به همین دلیل به طبقه پایین آمدم. زمانی که به مقابل در واحد طبقه اول رسیدم متوجه باز بودن در خانه شدم و پس از نشنیدن صدای پاسخ مستأجر، به آرامی وارد خانه شدم که ناگهان با جسد «فریده ـ ع» (مستأجر) و مردناشناس دیگری در خانه روبرو شدم که بلافاصله موضوع را به پلیس اطلاع دادم.
کارآگاهان اداره دهم در ادامه تحقیقات خود و در بررسی صحنه جرم، با بازرسی از محل کشف اجساد، اسناد و مدارک متعلق به افراد غیر و همچنین مقادیری موادمخدر از نوع شیشه، آلات و ادوات استعمال آن کشف شد و با بررسی اسناد و مدارک بدست آمده از داخل خانه و شناسایی مالکان این اسناد و در تحقیقات از آنها مشخص شد که کلیه این اسناد و مدارک متعلق به مالباختگانی است که اموال و مدارک همراه آنها توسط سارق یا سارقان به سرقت رفته است.
در ادامه تحقیقات مشخص شد که «فریده ـ ه» به همراه جوان دیگری به هویت «هادی ـ ی» که خود را زن و شوهر معرفی کرده بودند ، از چند روز پیش اقدام به کرایه این واحد مسکونی کرده بودند.
برابر تحقیقات بعمل آمده، پس از اسبابکشی «فریده» و«هادی» به این واحد مسکونی، تردد افراد غریبه با ظاهری شبیه افراد معتاد به داخل محله و این خانه آغاز شده بود که همین موضوع باعث اعتراض همسایگان و صاحبخانه شد و بنا بود تا با وجود آن که آنها کمتر از یک ماه به این واحد اسبابکشی کردهاند، خانه را تخلیه و از این محل خارج شوند.
با اعلام نظریه پزشکی قانونی درباره اعتیاد هر دو مقتول و همچنین کشف موادمخدر و آلات و ادوات استعمال مواد از داخل منزل و با توجه به اطلاعات بدست آمده در مورد تردد افراد معتاد، کارآگاهان اطمینان پیدا کردند که این واحد مسکونی به محلی برای استعمال موادمخدر و تردد افراد معتاد تبدیل شده است.
دستگیری یکی از متهمان
در ادامه تحقیقات و با شناسایی دقیق هویت «هادی» 28ساله و محلهای تردد وی در منطقه پیروزی ، وی در 31 شهریور ماه دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل شد.
این متهم در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: من و فریده قصد ازدواج با یکدیگر را داشتیم و برای همین خانهای را برای فریده کرایه کرده بودم و در زمان وقوع قتل نیز برای ترک اعتیاد به کمپ مراجعه و در آنجا بودم و هیچ اطلاعی از موضوع قتل ندارم.
«هادی» در ادامه اظهارات خود به کارآگاهان گفت: همزمان با بستریشدن من در کمپ، قرار بود تا خانه را تحویل صاحبخانه بدهیم و برای همین با دادن وکالت به برادرم به نام «مهدی» خواستم تا در زمان حضور من در کمپ نسبت به فسخ قرارداد و بازپسگیری پول پیش خانه اقدام کند و برای همین برادرم را به همراه یکی از دوستانم به نام «بهزاد» که آدرس خانه را دقیقا میشناخت به در منزل فرستادم تا قولنامه را از «فریده» گرفته و کارهای فسخ قرار داد و گرفتن پولپیش خانه را انجام دهد.
کارآگاهان اداره دهم در ادامه تحقیقات خود تصویر مقتول ناشناس را در مقابل هادی قرار داده و او نیز وی را مورد شناسایی قرار داد و گفت: جسد متعلق به فردی به نام «داوود ـ م» است و داوود نیز همانند من به مصرف مواد مخدر اعتیاد داشت.
شناسایی دو متهم دیگر
در ادامه با توجه به اطلاعات بدست آمده در مورد مراجعه «مهدی» و «بهزاد» به این خانه، کارآگاهان اداره دهم با شناسایی محل سکونت «مهدی» 31 ساله و «بهزاد» 25 ساله در منطقه خاوران، هر دو آنان را در یازدهم مهرماه دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند.
«بهزاد» در اظهارات اولیه خود به کارآگاهان گفت: چندین بار برای مصرف مواد به همراه «هادی» به آن خانه تردد داشتم اما هیچ اطلاعی از موضوع قتل ندارم.«مهدی» نیز در اظهارات خود به کارآگاهان گفت که من با کارهای برادرم کاملا مخالف بودم و برای همین با او تماس چندانی نداشتم تا اینکه «هادی» با من تماس گرفت و عنوان کرد که قصد دارد تا مواد را کنار بگذارد در نتیجه پس از بستری شدن برادرم در کمپ تصمیم گرفتم تا به او کمک کنم و تمامی کارهای خارج کمپ او را شخصا انجام دهم به همین منظور با گرفتن وکالت از «هادی» قصد داشتم تا خانهای را که او برای دختری به نام «فریده» کرایه کرده بود به صاحبخانهاش تحویل داده و پول برادرم را نیز بازپس بگیرم تا پس از مداوای کامل آن را سرمایه کار خود کند تا بیکار نماند. تصمیم گرفتم تا برای گرفتن قولنامه به در خانه رفته و قولنامه را از «فریده» تحویل بگیرم اما چون آدرس خانه را نمیدانستم به همراه یکی از دوستان برادرم به نام «بهزاد» به در خانه مراجعه کرده تا قولنامه را از فریده بگیرم و در آنجا بود که برای اولین و آخرین بار با فریده ملاقات کردم.
فرد دستگیر شده افزود: « فریده» مدعی بود که قولنامه در اختیار بنگاهدار است و من نیز بدون آن که موفق به گرفتن قولنامه از او شوم آنجا را ترک کرده و قرار بر آن شد تا فردای آن روز به همراه «بهزاد» به آدرس بنگاه املاکی مراجعه کنم اما پس از آن دیگر هیچ خبری از «بهزاد» نشد و من نیز از مابقی اتفاقات هیچ اطلاعی ندارم.
کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در ادامه تحقیقات خود و با توجه به ترددهای مکرر «بهزاد» به خانه، با وجود ادعای بیگناهی «بهزاد» در مورد عدم دخالت در ارتکاب قتل، اطلاعات بدست آمده درباره تردد به خانه در روز حادثه و همچنین تناقاضات موجود در اظهارات بهزاد و شواهد بدست آمده از داخل خانه همگی نشان از نقش و حضور «بهزاد» در ارتکاب جنایت داشت.
اعتراف به قتل
سرانجام با انجام تحقیقات تکمیلی و جمعبندی اطلاعات بدست آمده «بهزاد» به ناچار لب به اعتراف گشود و به قتل «فریده» و «داوود» اعتراف کرد.
«بهزاد» در اعترافات خود به کارآگاهان گفت که در ساعت پانزدهم 27 شهریورماه امسال به همراه برادر «هادی» برای گرفتن قولنامه به در خانه مراجعه کردیم و در کمال تعجب «فریده» به ما پاسخ داد که قولنامهای در اختیار ندارد و باید به بنگاه املاک مراجعه کنیم . پس از گذاشتن قرار ملاقات با «مهدی» برای رفتن به بنگاه در 28شهریورماه امسال از یکدیگر جدا شدیم و این در حالی بود که من اطمینان داشتم که قولنامه در داخل خانه است برای همین در حدود ساعت 21 مجددا به در خانه مراجعه کرده و این بار به داخل خانه رفتم.زمانی که داخل خانه شدم «داوود» را در داخل خانه مشاهده کرده بودم که به علت شدت مصرف مواد به حالت نیمه هوشیار بر روی زمین خوابیده بود و قادر به تکان خوردن نبود؛ من چندین بار با «داوود» درگیر شده بودم و برای همین به حضور «داوود» در خانه اعتراض کردم.
«بهزاد» افزود: «فریده» در پاسخ به من گفت که به تو ارتباط ندارد و من برای آن که فریده را بترسانم به او گفتم میخواهی در برابر چشمانت داوود را بکشم تا ببینی به من ارتباط دارد یا خیر که در این زمان بدون آن که قصد کشتن داوود را داشته باشم پارچهای را به دور گردنش انداخته و فشار دادم که ناگهان پس از چند ثانیه فشار دادن گردن، نفس کشیدن داوود به طور کامل قطع شد. در آن لحظه برای آن که هیچگونه شاهدی از صحنه قتل به جای نگذارم تصمیم به قتل «فریده» گرفتم و او را نیز با وجود آن که مقاومت شدیدی در برابر من انجام میداد، به همان شیوه به قتل رسانده و در حدود نیمه شب بود که از خانه خارج شدم.
سرهنگ عباسعلی محمدیان، رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: در حال حاضر متهم برای تحقیقات تکمیلی و صدور قرار بازداشت موقت در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم